این مطلب تمام حذفیات، اشتباهات و سانسورهای فصل هشتم از کتاب هری پاتر و سنگ جادو در ایران را شامل می‌شود. ضمن احترام به مترجم و ناشر ایرانی، با توجه به قوانین موجود در کشور بخش‌هایی از کتاب حذف شده یا به‌خاطر خستگی مترجم محترم از دست رفته و ترجمه نشده. ما برای کامل کردن تجربه‌ی شما از دنیای شگفت‌انگیز جادویی هری پاتر، تمام این بخش‌ها را استخراج کردیم و در ادامه می‌توانید استفاده کنید.

توجه: ما از کتاب چاپ قدیم استفاده کردیم که شماره صفحات آن با چاپ‌های جدید تفاوت دارد.

مرکز دنیای جادوگری

حذفیات و تغییرات:

صفحه ۱۵۱، خط سوم:
…پیش اون پسر موقرمز قد بلند وایساده.

صفحه ۱۵۵، خط ۳ از پایین:
هری از رون که در فرنی خود شکر می‌ریخت پرسید:…

صفحه ۱۵۸، خط ۸ از پایین:
…کجا باید دنبالش بگردیم؟
هرماینی دست خود را تا جایی که می‌توانست در هوا بالا برود و خودش از روی صندلی بلند نشود به آسمان برد. اما هری کوچکترین ایده‌ای نداشت که بیزوار چه هست. او سعی می‌کرد به چهره‌ی مالفوی، کرب و گویل که از خنده در حال لرزیدن بودند نگاه نیاندازد.
– نمی‌دونم، آقا.

صفحه ۱۶۱، خط ۲ از پایین:
کیک‌های سنگی، توده‌های بدون شکلی با ترکیب کشمش بودند که تقریبا باعث شد دندانشان بشکند، اما هری و رون…

صفحه ۱۶۳، خط اول از پاراگراف آخر:
هنگامی که هری و رون برای شام به سمت قلعه پیش می‌رفتند…


براساس ترجمه سعید کبریایی از انتشارات کتابسرای تندیس
طرح گرافیکی مطلب: VladislavPantic

این داستان توسط امید ترجمه شده و در اختیار وب‌سایت «مرکز دنیای جادوگری» و «دمنتور» قرار گرفته است. کلیه حقوق معنوی و مادی ترجمه متعلق به این دو مجموعه است. استفاده از این ترجمه با ذکر منبع برای مصارف شخصی و غیر تجاری بدون مشکل است. پیشاپیش از اینکه حامی ما برای ادامه خدمات رایگان این دو مجموعه هستید قدردانی می‌کنیم.

۴ دیدگاه

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری مشخص شده‌اند *