این مطلب تمام حذفیات، اشتباهات و سانسورهای فصل سوم از کتاب هری پاتر و سنگ جادو در ایران را شامل می‌شود. ضمن احترام به مترجم و ناشر ایرانی، با توجه به قوانین موجود در کشور بخش‌هایی از کتاب حذف شده یا به‌خاطر خستگی مترجم محترم از دست رفته و ترجمه نشده. ما برای کامل کردن تجربه‌ی شما از دنیای شگفت‌انگیز جادویی هری پاتر، تمام این بخش‌ها را استخراج کردیم و در ادامه می‌توانید استفاده کنید.

مرکز دنیای جادوگری

حذفیات:

صفحه ۴۱، پاراگراف دوم:
اما به هیچ وسیله‌ای نمی‌توانست از شر دادلی و دار و دسته‌اش خلاص شود که هر روز هفته به خانه‌ی آن‌ها می‌آمدند.

صفحه ۴۲، پاراگراف اول:
و به پایان تعطیلات فکر می‌کرد که بارقه‌ای کوچکی از امید به دلش راه می‌داد.

صفحه ۴۲، پاراگراف یکی مانده به آخر، خط یکی مانده به آخر:
… و یک برش کیک شکلاتی بزرگ برایش آورد که طعمش طوری بود که انگار چندین سال است پیش او مانده.

صفحه ۴۵، پاراگراف آخر:
…نگاهی به آن انداخت. رنگ صورتش سریع‌تر از چراغ راهنما از قرمز به سبز تغییر کرد. اما تغییرش به این‌جا ختم نشد و در عرض چند ثانیه صورتش به رنگ خاکستری روشنی مثل فرنی درآمد.

صفحه ۴۶، آخر پاراگراف اول:
گلویش را با دست گرفت و با صدای گرفته‌ای گفت: «ورنون! اوه خدای من… ورنون!»

صفحه ۴۷، خط دوم:
عمو ورنون با صدایی به شدت آهسته و مضطرب گفت: «بعید نیست…

صفحه ۴۷، خط ۸:
آره، این‌طوری بهتره. هیچ‌کاری نمی‌کنیم.

صفحه ۴۸، پاراگراف وسط،  خط سوم:
دوربین فیلمبرداری دادلی که همین یک ماه پیش خریده بودند روی تانک کوچکی افتاده بود که حرکت می‌کرد و دادلی یک بار با آن سگ همسایه را زیر گرفته بود.

صفحه ۵۰، خط چهارم از آخر:
عمو ورنون درحالی‌که می‌خواست با کیک میوه‌ای که خاله پتونیا تازه برایش آورده بود میخی را به در بکوبد، گفت…

صفحه ۵۱، پاراگراف دوم، خط یکی مانده به آخر:
او در حالی که آواز «پاورچین میان لاله‌ها» را می‌خواند میخ می‌کوبید و با کوچک‌ترین صدایی از جا می‌پرید.

صفحه ۵۱، بعد از دومین ستاره‌ها، خط دوم:
ولی خوشحال به نظر می‌رسید. در حالی که با حواس‌پرتی مربا را روی روزنامه‌اش می‌مالید، با خوشحالی گفت…

صفحه ۵۴، پاراگراف یکی مانده به آخر:
در وسط دریا اشاره کرد که روی آن یک آلونک کاملاً خرابه و کوچک بود.

صفحه ۵۳، پنج خط قبل از ستاره‌ها:
کوک‌ورث، هتل ریل‌ویو، …

صفحه ۵۵، خط اول:
…به سوی آنها می‌آمد، با پوزخند نسبتاً شرارت‌آمیزی به قایق پارویی کهنه‌ای اشاره کرد که روی آب خاکستری تیره‌ی دریا بالا و پایین می‌رفت.

تغییرات:

صفحه ۵۱، بعد از اولین ستاره‌ها:
روز شنبه اوضاع بدتر شد. بعد از اینکه شیرفروش بیچاره که گیج شده بود، مجبور شد شانه‌ی تخم‌مرغی را از پنجره‌ی اتاق نشیمن به خاله پتونیا بدهد، متوجه شدند بیست و چهار نامه خطاب به هری  به خانه راه یافته که به صورت لوله‌شده در هر یک از تخم‌مرغ‌ها پنهان شده بود.

صفحه ۵۲، خط سوم از آخر:
تا آن لحظه هرگز مدتی به این زیادی از نابود کردن فضایی‌ها در بازی کامپیوتری‌اش غافل نشده بود.

صفحه ۵۵، پاراگراف سوم، خط یکی مانده به آخر:
بخاری دیواری خالی از هیزم و مرطوب بود. آن خانه دو اتاق بیشتر نداشت.

صفحه ۵۶، پنج خط مانده به آخر:
بیست ثانیه… ده، نه… به سرش زد دادلی را بیدار کند تا کمی سربه‌سرش گذاشته باشد… سه…

نکات بیشتر:

  • عنوان انگلیسی این فصل The Letters from No One است که شاید ترجمه‌ی مناسبت‌تر آن «نامه‌های ناشناس» باشد.
  • لیتل وینجینگ (Little Whinging) که به اشتباه «خیابان وینگینگ» ترجمه شده، نام شهرکی خیالی است.
  • کوک‌ورث (Cokeworth) که از ترجمه‌ی فارسی حذف شده، نام شهرکی خیالی است که هتل ریل‌ویو در حومه‌ی آن است. این شهرک محل زندگی اسنیپ و لی‌لی و پتونیا در دوران کودکی بوده است.

براساس ترجمه سعید کبریایی از انتشارات کتابسرای تندیس
طرح گرافیکی مطلب: Vladislav Pantic

این داستان توسط امید ترجمه شده و در اختیار وب‌سایت «مرکز دنیای جادوگری» و «دمنتور» قرار گرفته است. کلیه حقوق معنوی و مادی ترجمه متعلق به این دو مجموعه است. استفاده از این ترجمه با ذکر منبع برای مصارف شخصی و غیر تجاری بدون مشکل است. پیشاپیش از اینکه حامی ما برای ادامه خدمات رایگان این دو مجموعه هستید قدردانی می‌کنیم.
, , ,

۹ دیدگاه

    1. طبق بررسی انجام‌شده، گویا توی چاپ‌ جدید (طرح جلد جدید) کمی صفحات جابه‌جا و پس و پیش شدن. تقریبا سه یا چهار صفحه با هم اختلاف دارن. ما بر اساس نسخه‌های رقعی طرح جلد قدیمی حذفیات رو استخراج می‌کنیم.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری مشخص شده‌اند *