این مطلب تمام حذفیات، اشتباهات و سانسورهای فصل هفدهم از کتاب هری پاتر و سنگ جادو در ایران را شامل می‌شود. ضمن احترام به مترجم و ناشر ایرانی، با توجه به قوانین موجود در کشور بخش‌هایی از کتاب حذف شده یا به‌خاطر خستگی مترجم محترم از دست رفته و ترجمه نشده. ما برای کامل کردن تجربه‌ی شما از دنیای شگفت‌انگیز جادویی هری پاتر، تمام این بخش‌ها را استخراج کردیم و در ادامه می‌توانید استفاده کنید.

توجه: ما از کتاب چاپ قدیم استفاده کردیم که شماره صفحات آن با چاپ‌های جدید تفاوت دارد.

مرکز دنیای جادوگری

حذفیات و تغییرات:

صفحه ۳۲۵، خط ۵:
– بله، من پاتر! برام سوال بود تو رو اینجا می‌بینم یا نه!

صفحه ۳۳۰، وسط صفحه:
…قوی نیستین!
برای همچین کاری به اندازه کافی قدرت دارم.

صفحه ۳۳۴، خط ۲:
– ولی آقا اون سنگه…
می‌بینم که به این راحتی نمیشه ذهنت رو منحرف کرد… باشه…

صفحه ۳۳۵، خط ۲:
…ولی برای نیکلاس و پرنل1Perenelle درست مثل اینه که…

صفحه ۳۳۹، خط ۲:
اجازه داد که نزد هری بیایند.
– هری!
به نظر رسید هرماینی آماده بود که بار دیگر با دستانش او را در آغوش بگیرد اما جلوی خودش را گرفت. هری از تصمیمش خوشحال شد زیرا سرش همچنان درد زیادی داشت.

صفحه ۳۴۰، وسط صفحه:
رون با غرور خاصی گفت:
آره، خب دامبلدور یه کم دیوونه‌س. هری، گوش کن…

صفحه ۳۴۱، خط ۸:
هاگرید کنار هری نشست، نگاهی به او انداخت و به گریه افتاد:
– همش… تقصیر… منه… لعنتی… بود!
زجه می‌زد و با دستانش صورتش را گرفته بود.
-من به اون…

صفحه ۳۴۲، خط ۵:
هری با نگرانی گفت:
– از اون ساندویچ‌های قاقم که نیست، هست؟

صفحه ۳۴۳، خط ۴ از پایین:
صورت رون به رنگ صورتی تغییر کرد و چهره‌اش مانند تربچه‌ای شد که دچار آفتاب‌سوختگی ناجوری شده.

صفحه ۳۴۷، خط ۴ از پایین:
…با قفس جغدش از ایستگاه پر از آدم‌های معمولی رد می‌شد.


براساس ترجمه سعید کبریایی از انتشارات کتابسرای تندیس
طرح گرافیکی مطلب: VladislavPantic

۴ دیدگاه

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری مشخص شده‌اند *