برای افراد عادی و ماگل‌ها، روزهای پایانی ماه جولای (اوایل مرداد) تنها روزهای گرم و کشدار تابستانی هستند؛ اما برای طرفداران دنیای جادوگری، این روزها بوی کیک‌های خانگی و له‌شده‌ی هاگرید، صدای هوهو هدویگ و جادویی بی‌نظیر را به همراه دارند. پایان جولای، زمانِ جشن گرفتن میلاد کسانی است که به ما یاد دادند عشق، دوستی و شجاعت قوی‌ترین جادوهای جهان هستند و هیچ تاریکی‌ای نمی‌تواند تا ابد پایدار بماند.

در این مقاله، چمدان‌هایمان را می‌بندیم و از ایستگاه کینگز کراس سفری به اعماق دنیای هاگوارتس خواهیم داشت. می‌خواهیم تولد «پسری که زنده ماند»، پسری که «می‌توانست برگزیده باشد» و البته خالق تمام این شگفتی‌ها را زیر ذره‌بین ببریم و ببینیم چرا این تاریخ‌ها در تقویم جادویی تا این حد اهمیت دارند.

۳۱ جولای: روزی که پسری زنده ماند (تولد هری پاتر)

اصلی‌ترین دلیلی که امروز چوب‌دستی‌هایمان را به هوا می‌بریم، تولد پسری است که با یک زخم صاعقه‌مانند روی پیشانی‌اش، سرنوشت دنیای جادوگری را برای همیشه تغییر داد. هری جیمز پاتر در ۳۱ جولای ۱۹۸۰ به دنیا آمد. اما مفهوم تولد برای هری، داستانی پر از فراز و نشیب است.

از کمد تاریک زیر پله‌ها تا کیک تولد هاگرید

اگر ده سال اول زندگی هری را بررسی کنیم، تولد برای او واژه‌ای کاملاً بی‌معنی بود. در خانه شماره ۴ پریوت درایو، خانواده دورسلی نه تنها تولد هری را جشن نمی‌گرفتند، بلکه حتی سعی می‌کردند وجود او را نیز نادیده بگیرند. هری روزهای تولدش را در کمد تاریک زیر پله‌ها، در تنهایی و با کشیدن یک کیک خیالی روی خاک‌های کف زمین می‌گذراند.

اما تولد ۱۱ سالگی، نقطه عطفی بود که دنیا را تکان داد. روزی که روبیوس هگرید، غول دوست‌داشتنی داستان، درِ یک کلبه مخروبه روی صخره‌ای در میان دریای طوفانی را شکست. او با یک کیک شکلاتی بزرگ که روی آن با خامه سبز رنگ نوشته شده بود “تولدت مبارک هری” (Happee Birthdae Harry)، حقیقت را به او گفت: «تو یک جادوگری، هری!». این تولد، نماد رهایی هری از دنیای پر از ظلم ماگل‌ها و ورود او به خانه‌ی واقعی‌اش بود.

تولد ۱۷ سالگی: پایان دوران کودکی و آغاز جنگ

یکی دیگر از مهم‌ترین تولدهای هری در داستان، تولد ۱۷ سالگی اوست (در کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ). در دنیای جادوگری، ۱۷ سالگی سن بلوغ قانونی است و در این روز، «ردیاب» جادویی وزارتخانه از روی هری برداشته شد.

تولد ۱۷ سالگی هری در پناهگاه (خانه خانواده ویزلی) برگزار شد. این جشن، ترکیبی از شادی و غم بود. آن‌ها در بحبوحه جنگ با ولدمورت بودند و هدایایی که هری دریافت کرد (مثل ساعت طلایی فابیان پریوت از طرف خانم ویزلی و اسنیچ طلایی از طرف دامبلدور) نشان‌دهنده این بود که پسرک داستان ما دیگر بزرگ شده و باید به تنهایی بار نجات جهان را به دوش بکشد.

۳۰ جولای: پسری که می‌توانست برگزیده باشد (تولد نویل لانگ‌باتم)

درست یک روز قبل از تولد هری، در ۳۰ جولای ۱۹۸۰، پسر دیگری به دنیا آمد که سرنوشتش به شکلی ناگسستنی با هری گره خورده بود: نویل لانگ‌باتم. شخصیتی که در ابتدا نماد بی‌دست‌و‌پایی بود، اما در نهایت به یکی از بزرگترین قهرمانان داستان تبدیل شد.

معمای پیشگویی تریلانی: چرا هری و نه نویل؟

بسیاری از طرفداران فراموش می‌کنند که پیشگویی معروف سیبیل تریلانی درباره کودکی بود که “در پایان هفتمین ماه به دنیا می‌آید” و پدر و مادرش “سه بار لرد تاریکی را به چالش کشیده‌اند”. این پیشگویی دقیقاً هم شامل حال هری می‌شد و هم نویل! پدر و مادر نویل (فرانک و آلیس لانگ‌باتم) از اعضای برجسته محفل ققنوس بودند که توسط بلاتریکس لسترنج تا مرز جنون شکنجه شدند.

اما چرا ولدمورت هری را به عنوان بزرگترین خطر برای خودش انتخاب کرد؟ دامبلدور توضیح می‌دهد که ولدمورت پسری را انتخاب کرد که به خودش شبیه‌تر بود: یک دورگه (هری) و نه یک اصیل‌زاده (نویل). این انتخاب ولدمورت بود که هری را به “برگزیده” تبدیل کرد. اگر ولدمورت به سراغ خانواده لانگ‌باتم می‌رفت، شاید امروز داستان نویل لانگ‌باتم و سنگ جادو را می‌خواندیم!

سیر تکامل نویل: شجاعتی که در سکوت رشد کرد

تولد نویل در ۳۰ جولای به ما یادآوری می‌کند که شجاعت همیشه با سر و صدا و کارهای خارق‌العاده همراه نیست. نویل کسی بود که با وجود تمام ترس‌هایش، در سال اول مقابل دوستانش ایستاد. او در غیاب هری، ارتش دامبلدور را زنده نگه داشت و در نهایت، با بیرون کشیدن شمشیر گریفیندور از کلاه گروه‌بندی و نابود کردن ناگینی (آخرین هورکراکس ولدمورت)، ثابت کرد که یک گریفیندوریِ واقعی است.

۳۱ جولای: زادروز خالق جادو، جی. کی. رولینگ

هیچ‌کدام از این جادوها، اشک‌ها و لبخندها وجود نداشت اگر در روز ۳۱ جولای سال ۱۹۶۵، زنی در انگلستان به دنیا نمی‌آمد که قطار تاخیر خورده‌ی منچستر به لندن را به ایستگاه کینگز کراس و سکوی ۹ و ۳/۴ متصل کرد.

جوآن کتلین رولینگ (J.K. Rowling) تصمیم گرفت تاریخ تولد خود (۳۱ جولای) را به شخصیت اصلی داستانش، هری، هدیه دهد. این اشتراک در تاریخ تولد، اصلاً تصادفی نیست. هری پاتر بازتابی از دردهای، امیدها و پیروزی‌های خودِ رولینگ است.

  • دیوانه‌سازها و افسردگی: رولینگ در دورانی که با افسردگی شدید دست و پنجه نرم می‌کرد، دیوانه‌سازها (Dementors) را خلق کرد؛ موجوداتی که تمام شادی انسان را می‌مکند. هری با یادگیری طلسم پاترونوس (سپر مدافع)، در واقع راهی برای غلبه بر این تاریکی مطلق پیدا کرد، درست همانطور که نوشتن، پاترونوسِ شخصِ رولینگ در روزهای سخت زندگی‌اش بود.
  • پناهگاهی برای همه: رولینگ با خلق هاگوارتز، فقط یک داستان ننوشت؛ او مدرسه‌ای ساخت که نامرئی است اما آغوشش همیشه برای کسانی که احساس تنهایی یا طردشدگی می‌کنند باز است.

هاگوارتز همیشه خانه شماست

روزهای پایانی جولای در دنیای جادوگری تنها اعداد روی یک تقویم نیستند؛ آن‌ها یادآور امید، شجاعت، انتخاب‌های سرنوشت‌ساز و قدرت بی‌انتهای تخیل انسان هستند.

چه هری پاتر باشید که بار نجات دنیا را بر دوش می‌کشد و با وجود تمام زخم‌هایش هنوز عشق می‌ورزد، چه نویل لانگ‌باتم باشید که شجاعت پنهانش در تاریک‌ترین و حساس‌ترین لحظه بیدار می‌شود، و چه جی.کی. رولینگ باشید که از دل فقر و سختی، شاهکاری خلق می‌کند که جهان را تسخیر می‌کند؛ این روزها یک پیام مشترک دارند: جادو درون همه ما وجود دارد، فقط باید به آن باور داشته باشیم.

پس چوب‌دستی‌هایتان را بردارید، یک تکه کیک شکلاتی با خامه سبز ببُرید و به افتخار این سه شخصیت الهام‌بخش، لیوان‌های باتر‌بیر (Butterbeer) خود را بالا ببرید!

شما با کدام یک از این شخصیت‌ها احساس نزدیکی بیشتری می‌کنید؟ آیا تا به حال کیک تولد معروف هری را برای خودتان یا دوستان پاترهدتان پخته‌اید؟ خوشحال می‌شویم نظرات، خاطرات جادویی و تجربیات خود را در بخش کامنت‌ها با ما و دیگر جادوگران این سایت به اشتراک بگذارید!

بیشتر بخوانید

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۵ منهای ۳ = (جواب را با عدد انگلیسی وارد کنید)