به نظر میرسد نسخه بازسازی سریال «هری پاتر» قرار است کاملاً به کتابها وفادار بماند؛ اما آیا این واقعاً همان چیزی است که طرفداران میخواهند؟
سریال جدید هری پاتر برگهای برنده زیادی در آستین دارد. ایده ساخت پروژهای که بتواند جزئیاتی بسیار فراتر از فیلمهای سینمایی را به تصویر بکشد فوقالعاده است و استفاده از تکنولوژیهای روز برای خلق دوباره دنیای جادوگری نیز بسیار هیجانانگیز به نظر میرسد.
با این حال، ریسکهای بزرگی هم در میان است. کتابها و فیلمهای اصلی آنقدر محبوب هستند که هر اثری پایینتر از سطح انتظار، با واکنش تند مخاطبان روبهرو خواهد شد. از طرفی، تعهد مالی و بودجه سرسامآوری که برای ساخت سریالی به وسعت هفت کتاب در نظر گرفته شده، هیچ جایی برای خطا باقی نمیگذارد؛ این سریال محکوم به موفقیت است.
اگر شبکه HBO میخواهد هم طرفداران دوآتشه و متعصب کتابها را راضی نگه دارد و هم نسل جدیدی از بینندگان را مجذوب خود کند، باید در سریال جدید هری پاتر این ۵ اصل کلیدی را به درستی اجرا کند.
۱. پرداختن به داستانهای فرعی و زندگی روزمره در هاگوارتس
بخش بزرگی از لذت خواندن کتابهای هری پاتر، بهویژه با قطورتر شدن آنها در جلدهای میانی و پایانی، به شخصیتهای فرعی و خردهروایتهایی برمیگردد که این دنیای جادویی را زنده و ملموس میکنند. یک سریال تلویزیونی زمان کافی برای کاوش در این جزئیات را دارد و نباید این فرصت طلایی را از دست بدهد.
منظور، اپیزودهایی است که به فضاسازی و ماجراهای جانبی اختصاص دارند؛ از تلاشهای هرماینی برای ایجاد «تشکل هواداریِ وضعیت عادلانۀ اِلفها» (ت.ه.و.ع) گرفته تا شیطنتهای پیوز (روح مزاحم هاگوارتس)، پیشینه کامل گروه «نابکاران» (غارتگران) و بررسی موشکافانه گذشته تام ریدل از طریق خاطرات داخل پنسیو (قدح اندیشه) در فصل مربوط به کتاب «شاهزاده دورگه».
مخاطبان تشنه دیدن تمام این جزئیات هستند. راههای زیادی وجود دارد تا این سریال به اثری منحصربهفرد تبدیل شود؛ کافی است علاوه بر نبردهای جادویی هیجانانگیز، بخشهای عادیتر زندگی دانشآموزان مثل استرس امتحانات جادوگری غیرمبتدی دورۀ معمولی (جغد) و تغییر فصلها در قلعه هاگوارتس هم به تصویر کشیده شود.
۲. مدیریت هوشمندانه تغییر لحن در طول فصلها
یکی از بحثهای همیشگی درباره فیلمهای هری پاتر، تغییر لحن آنها از فضایی کودکانه به داستانی تاریک و بزرگسالانه است. بخشی از ناهماهنگی فیلمها در این زمینه به این خاطر بود که هنگام شروع تولید آنها، هنوز تمام کتابها منتشر نشده بودند.
اما حالا سازندگان سریال دید کاملی نسبت به کل داستان دارند. بنابراین باید تعادل دقیقی میان فضای فصلهای ابتدایی و فصلهای پایانی برقرار کنند. سریال باید بداند چه زمانی لحن خود را تغییر دهد تا مخاطب بتواند قدمبهقدم با فضای داستان بزرگ شود.
بله، هری پاتر در ابتدا اثری برای کودکان و نوجوانان است و باید پر از شگفتی و جادو باشد؛ اما همزمان که داستان جلو میرود و تاریکتر میشود، این گذار باید بسیار نرمتر، تدریجیتر و پختهتر از نسخه سینمایی اتفاق بیفتد.
۳. نمایش تمام پیچیدگیهای شخصیتی اسنیپ و دامبلدور
ریچارد هریس، مایکل گمبون و آلن ریکمن در نسخههای سینمایی، شخصیتهای اَلبوس دامبلدور و سِوِروس اسنیپ را به شکلی درخشان به تصویر کشیدند. اما حالا که زمان بیشتری برای شخصیتپردازی در تلویزیون در اختیار داریم، اختصاص دادن اپیزودهایی مستقل به گذشته و لایههای پنهان این دو شخصیت میتواند فوقالعاده باشد.
با انتخاب «جان لیتگو» برای پوشیدن ردای دامبلدور، HBO بازیگری توانمند را به خدمت گرفته که میتواند میان صمیمیت، رفتارهای عجیبغریب و ذهن حسابگر و استراتژیست این شخصیت تعادل برقرار کند. سازندگان باید به او فضا و زمان کافی بدهند تا روایت منحصربهفرد خودش را از دامبلدور خلق کند.
در سوی دیگر، مأموریت به مراتب دشوارتر بر دوش پاپا اِسیِدو است که یکی از چالشبرانگیزترین نقشهای ادبیات مدرن یعنی سِوِروس اسنیپ را بر عهده گرفته است. اسنیپ شخصیتی است که میان دو دنیای متضاد قرار دارد و کاوش عمیقتر در درونیات او در طول یک دههای که ساخت این سریال طول میکشد، پتانسیل بینظیری دارد.

۴. شجاعت در ایجاد تغییرات در داستان کتابها
شاید این پیشنهاد کمی جنجالی به نظر برسد، اما بد نیست گاهی غافلگیر شویم! همه ما میدانیم قرار است چه اتفاقی بیفتد؛ چون هم کتابها را خواندهایم و هم فیلمها را بارها دیدهایم. سریال نباید فقط به تنوع در انتخاب بازیگران بسنده کند، بلکه باید تغییراتی در پیرنگ داستان ایجاد کند تا زاویه دید تازهای برای مخاطب امروز داشته باشد.
چطور میتوان مخاطب را غافلگیر کرد؟ گاهی با جزئیات کوچک؛ مثلاً تصور کنید در تورنمنت سهجادوگر، هری به دلیل یک جادوی سیاه یا پیمان ناگسستنی مجبور به شرکت در تورنمنت شود، بهطوریکه اگر شرکت نکند جانش را از دست بدهد. چنین تغییری یکی از بزرگترین حفرههای داستانی کتاب را پر میکند و توضیح میدهد که چرا اساتید و کارکنان مدرسه به یک نوجوان اجازه شرکت در چنین رقابت مرگباری را دادند!
علاوه بر این، ایجاد تغییرات هوشمندانه در برخی خطوط داستانی یا شخصیتها یا ایدهها، میتواند به سریال هویتی مستقل و هیجانانگیز ببخشد. سازندگان باید در این زمینه جسور و شجاع باشند.
۵. مدیریت درست روند بزرگ شدن بازیگران نوجوان
این سریال تلویزیونی قرار است درست مثل فیلمهای سینمایی که با یک نسل قد کشیدند، بازیگران کمسنوسال خود را از کودکی تا بزرگسالی همراهی کند.
انتخاب دامینیک مکلاخلین در نقش هری، آرابلا استَنتون در نقش هرماینی و اَلِستِر استاوت در نقش رون، شروعی عالی برای این فرنچایز محسوب میشود. اما برنامهریزی تولید و فیلمبرداری باید بهشکلی باشد که از سرعت رشد طبیعی بچهها عقب نماند و بتواند فصلهای ابتدایی را در زمانی که آنها واقعاً کودک هستند جلوی دوربین ببرد.
در نهایت، قلب تپنده هری پاتر درباره واقعیتهای پرچالش دوستیهای دوران کودکی و مسیر پرفرازونشیب بزرگ شدن است. باید به این بازیگران جوان اجازه داد تا نقصهای طبیعی سن خود را نشان دهند، بهشکلی طبیعی در نقشهایشان غرق شوند و همپای سریال رشد کنند. مخاطبان اکنون با اشتیاق فراوان، بیصبرانه منتظر تماشای نتیجه کار هستند.
منبع: nofilmschool
مرکز دنیای جادوگری
به نظرم بهترین کاری که میتونن بکنن
اخراج پاپا اسیدوئه
اون یه افته
یه وصله ناجور
اگه اینقدر دلش میخواد جادوگر باشه
کینگزکلی شکلبوت باشه
دقیقا. توی این تحلیلا هم جرئت ندارن بهش اشاره کنن تا برچسب نژادپرستی نخورن.