هم‌گروهی‌های شما

دریکو ملفوی
درِیکو ملفوی
آیا دریِکو همان‌قدر که نشان می‌داد بد بود، یا این جویندهٔ اسلیترین درست درک نشده بود؟
سوروس اسنیپ
سِوِروس اسنِیپ
استاد پیچیدهٔ هاگوارتس که وفاداری عمیقی داشت
بلاتریکس لسترنج
بلاتریکس لسترنج
مرگ‌خوار خطرناکی که وفاداری شدیدی به ولدمورت داشت

پیامی از طرف ارشدتان

به قلم جی.کی. رولینگ

تبریک می‌گم! من ارشد گروهم، جما فارلی1Gemma Farley و باعث خوشحالیه که ورودت رو به گروه اسلیترین خوشامد بگم. نشان ما افعیه، خردمندترین موجود طبیعت؛ رنگ‌های گروه ما نقره‌ای و سبز زمرّدیه و سالن عمومی‌مون پشت یه ورودی مخفی توی دخمه‌هاست. بعداً می‌بینی که از پنجره‌هاش می‌شه اعماق دریاچهٔ هاگوراتس رو دید. خیلی وقت‌ها ماهی‌مرکب غول‌پیکر رو می‌بینیم که سریع از پشت شیشه رد می‌شه… بعضی وقت‌ها هم موجودات جالب‌تری می‌بینیم. یه جورهایی حس می‌کنیم پاتوقمون فضاش مثل یه کشتیِ غرق‌شدهٔ مرموز زیر آبه.

خب، یه سری چیزها هست که باید راجع‌به اسلیترین بدونی… و یه سری چیزها هم هست که باید فراموش کنی.

اول بذار چند تا باور اشتباه رو رد کنیم. شاید یه شایعاتی در مورد گروه اسلیترین شنیده باشی… مثلاً اینکه همه‌مون عاشق جادوی سیاهیم و فقط در صورتی باهات حرف می‌زنیم که جدّت جادوگر معروفی بوده باشه و این جور مزخرفات. ولی هر حرفی رو که از گروه‌های رقیبمون می‌شنوی نباید باور کنی. قبول دارم که از گروه ما هم در حد خودمون جادوگر سیاه بیرون اومده، ولی سه گروه دیگهٔ مدرسه هم جادوگر سیاه بیرون داده‌ن… منتها دوست ندارن اعتراف کنن. و بله، ما از قدیم معمولاً دانش‌آموزهایی رو گرفتیم که اجدادشون نسل‌های متمادی ساحره و جادوگر بوده‌ن، ولی این روزها خیلی‌ها رو توی گروه اسلیترین می‌بینی که دست‌کم پدر یا مادرشون ماگله.

یه حقیقتی که کمتر کسی می‌دونه و اون سه گروه زیاد بحثش رو پیش نمی‌کشن اینه: مرلین2Merlin توی گروه اسلیترین بوده. بله، خودِ مرلین، مشهورترین جادوگر تاریخ! همه‌چیز رو توی همین گروه یاد گرفته! دلت نمی‌خواد پا جای پای مرلین بذاری؟ نکنه ترجیح می‌دی دنباله‌روِ اِگلِنتاین پافِت3Eglantine Puffett، هافلپافیِ سابقِ مشهور باشی که مخترع اسکاچ ظرف‌شویی خودکف‌کن بوده؟

حدس می‌زدم.

ولی از اینکه ما چی نیستیم بگذریم. بذار از این حرف بزنیم که چی هستیم، یعنی باحال‌ترین و پیشروترین گروه مدرسه. ما به قصد برد بازی می‌کنیم، چون عزت و رسم اسلیترین برامون مهمه.

علاوه‌بر این، بقیهٔ دانش‌آموزها هم بهمون احترام می‌ذارن. بله، شاید بخشی از این احترام بویی از ترس داشته باشه، به‌خاطر شهرتی که به تاریکی داریم، ولی می‌دونی چیه؟ اینکه همه فکر کنن سربه‌هوایی بعضی وقت‌ها حال می‌ده. با چندتا اشارهٔ غیرمسقیم نشون بده که یه عالمه طلسم بلدی، بعد ببین کسی جرئت می‌کنه جامدادیت رو کش بره یا نه.

ولی ما آدم‌های بدی نیستیم. مثل مار، نشان گروهمون، هستیم: باوقار، قدرتمند و معمولاً اسممون بد دررفته.

مثلاً، ما اسلیترینی‌ها هوای همدیگه رو داریم… ولی ریونکلا که اصلاً حرفش هم نزن. ریونکلایی‌ها جدا از اینکه یه مشت خرخونن که کسی رو دستشون بلند نمی‌شه، به این معروفن که برای اینکه نمرهٔ خوب بگیرن از سروکول همدیگه بالا می‌رن، درحالی‌که ما اسلیترینی‌ها مثل برادریم. راهروهای هاگوارتس برای آدم ناغافل پر از خطرهای غافلگیرکننده‌ست و در آینده خوشحال می‌شی که وقتی تو مدرسه می‌چرخی افعی‌ها پشتیبانت هستن. از نظر ما، وقتی یه‌نفر مار می‌شه، یکی از ما می‌شه… یکی از نخبه‌ها.

چون می‌دونی سالازار اسلیترین بین شاگردهای برگزیده‌ش دنبال چی می‌گشت؟ استعداد برای رسیدن به بزرگی. این گروه تو رو انتخاب کرده چون پتانسیل رسیدن به بزرگی رو به معنی واقعی کلمه داری. خیلی‌خب آره، شاید تو سالن عمومی تک‌وتوک کسایی رو ببینی که به نظرت چیز خاصی براشون مقدر نشده. ولی این حرف رو به کسی نزن. اگه کلاه گروه‌بندی اون‌ها رو انتخاب کرده، حتماً یه خصوصیت بزرگی دارن، این رو فراموش نکن.

حالا که صحبت از کسایی شد که رسیدن به بزرگی توی سرنوشتشون نیست، یادم اومد از گریفیندوری‌ها چیزی نگفتم. ببین، خیلی‌ها می‌گن اسلیترین و گریفیندور دو روی یه سکه‌ان. بشخصه فکر می‌کنم گریفیندوری‌ها چیزی نیستن جز مقلّد اسلیترینی‌ها. این هم بگم که بعضی‌ها می‌گن سالازار اسلیترین4Salazar Slytherin و گادریک گریفیندور5Godric Gryffindor: در ترجمهٔ کتابسرای تندیس: گودریک گریفیندور. م. هر دو برای دانش‌آموزهای یکسانی ارزش قائل بودن، پس شاید ماها بیشتر از اونی که فکر می‌کنیم شبیه همدیگه‌ایم. ولی این دلیل نمی‌شه که با گریفیندوری‌ها گرم بگیریم. اشتیاق اون‌ها برای شکست ما فقط یه‌ذره کمتر از اشتیاق ما برای شکست اوناست.

بد نیست چند تا چیز دیگه رو هم بدونی: شبح گروه ما بارونِ خون‌آلوده6Bloody Baron. اگه تو دلش جا باز کنی، بعضی وقت‌ها قبول می‌کنه کسی رو برات بترسونه. فقط ازش نپرس که چطوری خونی شده، خوشش نمی‌آد.

رمز عبور ورودیِ سالن عمومی هر دو هفته یه بار عوض می‌شه. حواست به تابلوی اعلانات باشه. هیچ‌وقت اعضای گروه‌های دیگه رو داخل سالن عمومی‌مون نیار و رمز عبورمون رو بهشون نگو. بیش از هفت قرنه که هیچ کسی از گروه‌های دیگه توی سالن عمومی‌مون نیومده.

خب، فکر کنم دیگه حرفی نمونده. مطمئنم از خوابگاه‌هامون خوشت می‌آد. تختخواب‌هایی که روشون می‌خوابیم خیلی قدیمی‌ان و پرده‌های ابریشمی سبز و روی روتختی‌هاش با نخ نقره‌ای نقش‌دوزی شده. پرده‌های نگارین دورهٔ قرون وسطا روی دیوارهاست که ماجراجویی‌های اسلیترینی‌های مشهور رو به تصویر کشیده‌ن و فانوس‌های نقره‌ای از سقف آویزونن. راحت می‌خوابی، چون شب‌ها گوش‌دادن به صدای برخورد آب دریاچه با شیشه‌های پنجره خیلی آرامش‌بخشه.

شاید باید بری به گروه اسلیترین
تا دوست‌های واقعیت باهات بشن همنشین
هر کی اونجاس ناقلاس، زرنگه و با نقشه
از هر طریق بتونه، دنبال اهدافشه

کلاه گروه‌بندی – هری پاتر و سنگ جادو
بیشتر بخوانید
این داستان توسط حسین غریبی ترجمه شده و در اختیار وب‌سایت «مرکز دنیای جادوگری» و «دمنتور» قرار گرفته است. کلیه حقوق معنوی و مادی ترجمه متعلق به این دو مجموعه است. استفاده از این ترجمه با ذکر منبع برای مصارف شخصی و غیر تجاری بدون مشکل است. پیشاپیش از اینکه حامی ما برای ادامه خدمات رایگان این دو مجموعه هستید قدردانی می‌کنیم.
, , , , , ,

۱۱۵۴ دیدگاه

  1. عرض ادب خدمت تمامی حاضرین در تالار!

    خبرگزاری پیام امروز با افتخار تقدیم می کند!

    اطلاعیه شماره هفت خبرگزاری پیام امروز
    “در پی اطلاعیه هایی که توسط کاربری ناشناس در این تالار نوشته شده ، همینجا رسما اعلام می کنیم که تمامی این اطلاعات کذب بوده و توسط ما تکذیب می شود!
    البته ، در صورتی که ایشان نیز به خبرگزاری ما بپیوندند به شما اعلام می کنیم ، در آن صورت خبر ها کاملا واقعی و صحیح هستند!

    در صورتی که ایشان با این مقام: “جانشین سردبیر پیام امروز” موافقت کنند ، به ایشان مقامی دیگر نیز پیشنهاد می شود و از همینجا به شما اعلام خواهیم کرد!

    ریتا اسکیتر
    خبرنگار خبرگزاری پیام امروز

    جیمز سیریوس پاتر
    سردبیر خبرگزاری

      1. چند سوال داشتم
        بر فرض منظورتون من بوده
        ۱.بعد که عضو شدم اجازه پخش خبر هارو دارم
        ( البته باید ساختگی باشه یا پیامای تو سایت ولی کلا دارم می پرسم)
        ۲.میتونم اخبار سالن ها تابلو ها و… که در مدرسه هست رو بگم
        ۳.ایا در صورت غیاب شما میتونم سردبیر باشم

  2. از خانم ریتا و جیمز سوروس پاتر برای فحاشی به خانم ریتا عذر میخواهم
    از اساتید و ارشد ها برای ایجاد بی نظمی عذر میخوام

    از پرفسور اسنیپ هم عذر میخوام با اینکه میدونستم ایشون به نمایندگی از پرفسور دامبلدور بودند من از ایشون اجازه نگرفتم

    از این که خبر خانم ریتا رو زیر سوال پرسیدم هم عذر میخوام

    و از خبر نادرستم راجب دلیل سفر پرفسور دامبلدور و پرفسور مگانگل عذر میخوام

    1. عذرخواهی جنابعالی برای خودتون باشه آقای آرشام…
      بنده از نظر و دستورم عقب نشینی نمیکنم!
      حالا هم بهتره کارتون رو در دستشویی میرتل گریان شروع کنید.

      1. لازم به ذکره که جناب مدیر تا بعد از پایان سال تحصیلی هم باز نمی‌گردند.
        بنابراین فکر نمیکنم بتونید با ایشان دیدار و گفت و گو کنید.
        چون اونموقع جنابعالی در منزل هستید!

  3. قابل توجه تمامی دانش آموزان…

    از امروز صبح، برگه هایی به عنوان مقاله مستقل هاگوارتز که تحت عنوان اخبار بود، دست به دست شد.
    این به اصطلاح مقاله، توسط دانش آموز آرشام نگارش و پخش شده است.

    بنده به دلایل ذیل، نگارش و پخش و خواندن این مقاله را ممنوع اعلام میکنم:
    اول، عدم مجوز و اجازه از بنده برای نگارش و پخش مقاله.
    دوم، انتشار اخبار کذب و دروغین که صحت ندارد.
    سوم، تشویش افکار دانش آموزان و برهم زدن نظم برقرار در هاگوارتز.

    بنابراین بنده نگارش، پخش و خواندن این مقاله را کاملا ممنوع میکنم.
    هر فردی که این مقاله را بنویسید، پخش کند و یا حتی بخواند، مجازات میشود!
    همچنین آقای آرشام، تنبیه شده اند.

  4. خبر گزاری مستقل
    پیام هاگوارتز

    این روزنامه هر سه شنبه چاپ میشه

    پرفسور دامبلدور و پرفسور مگاناگل به سفری مهم در رابطه با شاگرد سابقشون اقای هری پاتر رفتن به سبب این که اقای پپاتر دارن شروه به چاپ داستانی میکنن
    ور رابطه با ظلم و ستم در روز های گریندل والت و از این دو پرفسور درخواست مصاحبه کردند و در جشن پایان سال تشیف ندارن

    پرفسور اسنیپ به نمایندگی از پرفسر دامبلدور و پرفسور مگاناگل قانون هایی را تصویب گرداندند
    این متن پیام‌:
    اول، رعایت سکوت و حفظ نظم در راهرو ها:
    هرگونه فریاد، صحبت های بی‌جا و بی مورد،دویدن و ایستادن بی‌مورد کاملا ممنوع است. با عدم رعایت این قانون، ۸ امتیاز منفی برای گروهتان به ارمغان بیاورید!

    دوم، ممنوعیت استفاده از جادوهای غیرکاربردی:
    استفاده از هرگونه طلسم شوخی (مخصوصا شوخی های ویزلی) در فضای عمومی هاگوارتز، کاملا ممنوع است!
    با عدم رعایت این قانون، ۱۰ امتیاز منفی برای گروهتان به ارمغان بیاورد!

    سوم، تعطیلی جلسات شبانه در کتابخانه:
    کتابخانه در ساعت ۸ شب بسته خواهد شد. هیچ دانش آموزی حق ندارد از این ساعت در این مکان و راهرو های اطراف آن پرسه بزند!
    کتابخانه یک مکان آموزشی است، نه تفریحگاه!
    با عدم رعایت این قانون، ۱۵ امتیاز منفی برای گروهتان به ارمغان بیاورد. همچنین تنبیه برای خودتان…

    چهارم، ارائه گزارش فعالیت های مشکوک:
    همگی دانش آموزان موظف هستند هرگونه رفتار “غیرعادی” یا “مشکوک” را از جانب همکلاسی‌های خود،مستقیما به بنده گزارش دهند.
    پنهان‌کاری در این باره، تخلف بزرگ محسوب می‌شود.
    با همکاری دانش آموزی، امتیازاتی برای او درنظر گرفته می‌شود.

    پنجم، نظم در پوشش لباس فرم:
    کراوات ها باید به درستی بسته شده و لباس فرم مدرسه نباید هیچگونه تغییر، وصله یا تزئینات غیرمجاز داشته باشد.
    در صورت عدم رعایت این قانون، ۵ امتیاز منفی برای گروهتان به ارمغان بیاورد!

    ششم، تغییر ساعت خاموشی:
    تا به حالا، ساعت خاموشی ۱۰:۵۰ دقیقه شب بوده است.
    از حالا به بعد، ساعت خاموشی راس ساعت ۱۰ شب است.
    از این ساعت، هرگونه تردد در خارج از تالار گروه دانش آموز، تخلفی نابخشودنی است.
    با عدم رعایت این قانون مهم، ۲۰ امتیاز منفی برای گروهتان به ارمغان بیاورد.
    همچنین، تنبیه و مجازاتی بزرگ برای خودتان…

    توجه به این قوانین جدید، وظیفه تمامی شماست

    به تمام جادوگران سال اول عزیز تبریک ارز میکنم

    در رابطه با شایعات درمورد خطر جدیدی که دانش اموزان هاگوارتز رو در بر گرفته فقط پرفسور اسنیپ گفتن که دلیلی برای توضیح نیست اما خطراتی وجود دارد

    1. آقای آرشام!
      جنابعالی برای چاپ مقاله مستقل در هاگوارتز به بنده اطلاعی ندادید!
      به علاوه، خبر های کذبی منتشر میکنید…
      بنابراین این مقاله را ممنوع اعلام میکنم.
      همچنین شما تنبیه میشید که به مدت سه روز، دستشویی دخترانه ای که میرتل گریان درونش حضور داره رو نظافت کنید!

      1. مگه ریتا دروغ نمیگفت
        ما هم برداشت اشتباه کردیم احتمالا
        اگه دروغ بود کجاش بوده
        اگه خبر فوری دممون که زیر پیام
        پیام امروز❌
        حاشیه و اخبار زرد امروز با سوسکی اسکیترز( ریتا اسکیترس)✅
        نوشتیم رو میگید که طول میکشه تا یه نفر عضو بشه

  5. عرض ادب خدمت تمام حاضرین در تالار!

    اطلاعیه شماره پنج خبرگزاری پیام امروز ، با افتخار تقدیم می شود!

    «در اواخر اردیبهشت ماه و همزمان با مقارنه خورشید و اورانوس، شواهد نشان می دهد که پیامبر اعظم کبیر و صغیر پس از عمری تنهایی و فقدان، تصمیم گرفته است از عوامل اخروی و الهی جدا شده و دل به مادیات و خوشی های دنیویی ببندد.

    گزارش خبرنگار ما نشان می دهد در تالار شیر های غران، گریفیندوری ها از دست مرلین و روتین روزانه‌اش خسته شده اند و تصمیم گرفتند برای او یار و همدمی پیدا کنند تا بلکه سر و سامانی به زندگی این پیرمرد بدهد. منابع موثق گواه می دهند مرلین هم متوجه این توطئه‌ها شده تصمیم گرفته بود از کاندیداها ایراد بگیرد. اما زهی خیال باطل…
    با وجود گزینه‌ی مناسبی از نظر گریفیندوری‌ها برای همسری مرلین، مانند بانو آگاتا، جناب مرلین دلش با او گره نخورد. بعد از رد شدن نخستین کاندید، بانو آگاتا، چشم مرلین به رخساره‌ی هلنا ریونکلاو، بانوی نقره ای تالار ریونکلاو روشن شد و یک دل نه صد دل عاشق وی شد.

    اخبار رسیده از منابع آگاه نشان می دهد پس از رایزنی های تیم های متفاوت، قهر و آشتی های زیاد و واسطه گری عجیب سوروس اسنیپ، بلاخره علف به دهان روح قصه ما شیرین آمد و جواب مثبت از سمت ریونی ها به گریفیندوری ها داده شد.
    البته، روح ریونکلاوی نیز همانند هر دختر جوان دم بختی، خواسته‌ها و درخواست‌هایی در ازای پذیرش پیشنهاد ازدواج مرلین خواهد داشت…

    با آرزوی خوشبختی ابدی برای این دو نوگل نسبتا تازه شکفته!»

    “آکی سوگیاما به همراهی ریتا اسکیتر”
    خبرنگاران خبرگزاری پیام امروز

    1. میدونم بی احترامی کردم به خانم ریتا ولی میشه به عنوان روزنامه نگار مدرسه فعالیت کنم اخبار مدرسه رو میگم
      اگه استخدامم کنید زیر روزنامم پیام امروز میزنم بگید نه مه خب روزنامه مستقل میشه تا بگید اره
      جناب پاتر با تشکر
      از طرف
      Arsham

      1. عرض ادب آرشام.
        مستقل فعالیت کردن شما ، هم طلای زیادی می خواهد که ندارید ، هم وقتش و هم تلاشش جانفرساست!
        لذا اگر می خواهید با ما همکاری کنید ، من مقام “جانشین سردبیر پیام امروز” رو به شما پیشنهاد می کنم
        اینطوری تمام اطلاعیه ها رو خودتون می نویسین ، فقط باید قبل از چاپ توسط من تایید بشه، البته هنوز به این مقام منصوب نشدین. باید به قوانین ما نیز پایبند باشید.

    2. © ۲۰۲۶ همه حقوق برای آکی سوگیاما محفوظ است.
      هرگونه نسخه برداری از محتوای خبرگزاری تنها با ذکر نام «پیام امروز» مجاز است.

        1. خبر فوری!
          این خبر بسیار جنجال غر انگیز است بنظر میاد که خانم ریتا دوباره دروغ گفته ایت این ازمتن خبر
          آقای پاتر ، ارشد گریفیندور ، رهبر تیم گشت زنی محوطه هاگزمید و سردبیر خبرگزاری پیام امروز ، به تازگی به مقام ذی نفوذِ”جادوکار ویزنگاموت” ارتقا یافتند.
          ویزنگاموت دادگاه عالی جادوگری است و اعضای این شورا به عنوان «جادوکار ویزنگاموت» (Member of the Wizengamot) شناخته می‌شوند. آن‌ها غالباً در جلسات با ردای مخصوص به رنگ ارغوانی دیده می‌شوند که روی سمت چپ سینه آن‌ها یک حرف «W» نقره‌ای گلدوزی شده است.
          در میان اعضا، نقش‌های کلیدی وجود دارد که سلسله‌مراتب قدرت را تعریف می‌کنند:

          رئیس ویزنگاموت (Chief Warlock): این بالاترین مقام در ویزنگاموت است. شناخته‌شده‌ترین فرد در این جایگاه، آلبوس دامبلدور بود که برای سال‌ها این عنوان را در اختیار داشت (البته در دوران وزارت کورنلیوس فاج، او را از این مقام خلع کردند). وظیفه‌ی او ریاست بر جلسات، هدایت بحث‌ها و نظارت بر فرآیندهای قضایی است.
          سایر اعضا: این افراد شامل ترکیبی از مقامات وزارت سحر و جادو، جادوگران برجسته، و گاهی حتی شخصیت‌های سیاسی یا ذی‌نفوذ هستند.
          ویزنگاموت هم نقش قوه‌ی قضائیه (دادگاه عالی برای رسیدگی به پرونده‌های جنایی جدی) را دارد و هم نقش قوه‌ی مقننه (تصویب قوانین جادوگری که در روزنامه‌ی «پیام امروز» منتشر می‌شود).

          این خبر کاملا جعلی و دروغ است و اقای پاتر نامزد
          این شغل شده و انتخاب هنوز رسمی اعلام نشده این خبر رو باید رعیسه ویزنگاموت باید اعلام گردد

  6. قابل توجه تمامی دانش آموزان…
    قوانین جدید وضع شده را اعلام و ابلاغ می‌کنم.
    با هرگونه تخلف در مورد این قوانین، به شدت برخورد می‌شود!

    اول، رعایت سکوت و حفظ نظم در راهرو ها:
    هرگونه فریاد، صحبت های بی‌جا و بی مورد،دویدن و ایستادن بی‌مورد کاملا ممنوع است. با عدم رعایت این قانون، ۸ امتیاز منفی برای گروهتان به ارمغان بیاورید!

    دوم، ممنوعیت استفاده از جادوهای غیرکاربردی:
    استفاده از هرگونه طلسم شوخی (مخصوصا شوخی های ویزلی) در فضای عمومی هاگوارتز، کاملا ممنوع است!
    با عدم رعایت این قانون، ۱۰ امتیاز منفی برای گروهتان به ارمغان بیاورد!

    سوم، تعطیلی جلسات شبانه در کتابخانه:
    کتابخانه در ساعت ۸ شب بسته خواهد شد. هیچ دانش آموزی حق ندارد از این ساعت در این مکان و راهرو های اطراف آن پرسه بزند!
    کتابخانه یک مکان آموزشی است، نه تفریحگاه!
    با عدم رعایت این قانون، ۱۵ امتیاز منفی برای گروهتان به ارمغان بیاورد. همچنین تنبیه برای خودتان…

    چهارم، ارائه گزارش فعالیت های مشکوک:
    همگی دانش آموزان موظف هستند هرگونه رفتار “غیرعادی” یا “مشکوک” را از جانب همکلاسی‌های خود،مستقیما به بنده گزارش دهند.
    پنهان‌کاری در این باره، تخلف بزرگ محسوب می‌شود.
    با همکاری دانش آموزی، امتیازاتی برای او درنظر گرفته می‌شود.

    پنجم، نظم در پوشش لباس فرم:
    کراوات ها باید به درستی بسته شده و لباس فرم مدرسه نباید هیچگونه تغییر، وصله یا تزئینات غیرمجاز داشته باشد.
    در صورت عدم رعایت این قانون، ۵ امتیاز منفی برای گروهتان به ارمغان بیاورد!

    ششم، تغییر ساعت خاموشی:
    تا به حالا، ساعت خاموشی ۱۰:۵۰ دقیقه شب بوده است.
    از حالا به بعد، ساعت خاموشی راس ساعت ۱۰ شب است.
    از این ساعت، هرگونه تردد در خارج از تالار گروه دانش آموز، تخلفی نابخشودنی است.
    با عدم رعایت این قانون مهم، ۲۰ امتیاز منفی برای گروهتان به ارمغان بیاورد.
    همچنین، تنبیه و مجازاتی بزرگ برای خودتان…

    توجه به این قوانین جدید، وظیفه تمامی شماست.

  7. باسلام

    دیاگون،، بازاری پر از رنگ، جادو و هیجان. اما گاهی اوقات، توی شلوغی بازار، یه چیزهایی هست که چشم تیزبین رو اذیت می‌کنه. یه چیزهایی که شاید بقیه نبینن، اما حس می‌کردم یه جای کار می‌لنگه.

    همیشه همینطور بود. شاید زیادی به جزئیات توجه می‌کردم. مثلاً یادمه چند وقت پیش، یه غرفه‌ای توی یه کوچه فرعی باز شد. خیلی سروصدا نداشت، ولی یه نفر اونجا بود که خیلی مشکوک می‌زد. یه مردی با یه شنل خاکستری که همیشه صورتش توی سایه بود. نه سلامی، نه علیکی. فقط اجناس رو می‌ذاشت رو میز و پول رو می‌گرفت.

    اولش فکر کردم شاید یه جادوگر گوشه‌گیر و کم‌روئه. ولی یه چیزیش درست نبود. وقتی به اجناسی که می‌فروخت نگاه می‌کردم، حس می‌کردم یه جورایی ‘ناقص’ هستن. انگار یه جادوی ضعیف یا اشتباهی توشون بود. مثلاً یه آینه که به جای نشون دادن چهره، فقط دود سیاه نشون می‌داد، یا یه کتاب طلسم که ورق‌هاش انگار با عجله و بد خط نوشته شده بودن.

    یه بار دیدم داشت با یه مشتری سر قیمت چونه می‌زد. مشتری می‌گفت: ‘این طلسم خیلی قویه، ولی انگار یه جایی ایراد داره.’ و اون مرد شنل‌پوش با یه لبخند مرموز گفت: ‘قدرت واقعی همیشه یه قیمتی داره، مگه نه؟’

    همون موقع بود که فهمیدم این آقا فقط دنبال سود نیست. داره یه کار خطرناک می‌کنه. داره اعتبار دیاگون رو با فروش جنس‌های تقلبی و شاید حتی خطرناک، زیر سوال می‌بره. انگار داشت با یه طلسم پیچیده، همه رو فریب می‌داد.

    دیگه نتونستم تحمل کنم. این دیگه فقط پول درآوردن نبود، این یه جور بازی با امنیت و اعتماد ما بود. به همین خاطر، تصمیم گرفتم خودم وارد عمل بشم. با اینکه سمتی نداشتم، شروع کردم به جمع‌آوری اطلاعات. فهمیدم این اجناس از کجا میان و هدف اصلی این آقا چیه.

    وقتی این اطلاعات رو به دست آوردم و دیدم که چقدر قضیه جدیه، و فهمیدم که این قضیه می‌تونه کل بازار رو به خطر بندازه، قبول کردن مسئولیت ریاست کسبه، تنها راه منطقی بود. نه برای اینکه قدرت دستم باشه، بلکه برای اینکه بتونم جلوی این فرد مشکوک و اون اجناس فریبنده‌اش رو بگیرم و دوباره نظم و امنیت رو به دیاگون برگردونم.

    از این به بعد، دیگه خبری از این سایه‌ها و افراد مشکوک در دیاگون نخواهد بود. ما اینجا هستیم تا با جادوی واقعی و اجناس اصیل، بهترین‌ها رو به شما عرضه کنیم. دیگه هیچ کس نمی‌تونه با ظاهر فریبنده، اعتبار دیاگون رو خدشه‌دار کنه.

    ولی خب بازم ممکنه عوامل دیگه پیش بیاد اما ما همه با کمک همدیگه میتونیم حلش کنیم:)

    باتشکر(گل پنج پر)
    موفق باشین

  8. عرض ادب خدمت تمام حاضرین در تالار!

    اطلاعیه شماره چهار خبرگزاری پیام امروز ، با افتخار تقدیم می شود!

    خبر انتصاب دوشیزه رزانا(دریکو فن) به عنوان “رئیس کسبه دیاگون”

    در پی نگرانی بعضی از فروشندگان کوچه دیاگون از خرید و فروش وسایل جادویی ممنوعه و بعضی کالا های تقلبی ، جلسه ای در مقر م.ق برگزار گردید ؛ تصمیم مقر ، منصوب کردن فردی به عنوان رئیس کسبه دیاگون برای مدیریت بهتر این کوچه می باشد و چه کسی بهتر از دوشیزه رزانا؟

    خبر انتصاب جیمز سیریوس پاتر به مقام جادوکار ویزنگاموت

    آقای پاتر ، ارشد گریفیندور ، رهبر تیم گشت زنی محوطه هاگزمید و سردبیر خبرگزاری پیام امروز ، به تازگی به مقام ذی نفوذِ”جادوکار ویزنگاموت” ارتقا یافتند.
    ویزنگاموت دادگاه عالی جادوگری است و اعضای این شورا به عنوان «جادوکار ویزنگاموت» (Member of the Wizengamot) شناخته می‌شوند. آن‌ها غالباً در جلسات با ردای مخصوص به رنگ ارغوانی دیده می‌شوند که روی سمت چپ سینه آن‌ها یک حرف «W» نقره‌ای گلدوزی شده است.
    در میان اعضا، نقش‌های کلیدی وجود دارد که سلسله‌مراتب قدرت را تعریف می‌کنند:

    رئیس ویزنگاموت (Chief Warlock): این بالاترین مقام در ویزنگاموت است. شناخته‌شده‌ترین فرد در این جایگاه، آلبوس دامبلدور بود که برای سال‌ها این عنوان را در اختیار داشت (البته در دوران وزارت کورنلیوس فاج، او را از این مقام خلع کردند). وظیفه‌ی او ریاست بر جلسات، هدایت بحث‌ها و نظارت بر فرآیندهای قضایی است.
    سایر اعضا: این افراد شامل ترکیبی از مقامات وزارت سحر و جادو، جادوگران برجسته، و گاهی حتی شخصیت‌های سیاسی یا ذی‌نفوذ هستند.
    ویزنگاموت هم نقش قوه‌ی قضائیه (دادگاه عالی برای رسیدگی به پرونده‌های جنایی جدی) را دارد و هم نقش قوه‌ی مقننه (تصویب قوانین جادوگری که در روزنامه‌ی «پیام امروز» منتشر می‌شود).

    برای هر دوی این تازه کار ها آرزوی موفقیت می کنیم ؛ باشد که از نهایت توانایی شان در این راه استفاده کنند.

    ریتا اسکیتر
    خبرنگار خبرگزاری پیام امروز

    1. جدا از هرچیزی من تو فیلم یا کتاب خیلی از شخصیت شما خوشم میومد
      اخه تو همه ی کار ها عالی بودید 🙂

  9. قابل توجه تمامی دانش آموزان…

    با توجه به قانون جدیدی که وضع کردم و با موافقت مابقی اساتید، قانون جدید از امروز ابلاغ و اجرا می‌گردد.

    طبق قانون جدید، هیچ دانش آموزی حق خروج را از قلعه ندارد. حتی حق حضور در محوطه بیرونی را ندارد.

    و دو خبر مهم…

    اول، مسابقه کوییدیچ بین گروه اسلایترین و گروه گریفیندور که دو روز آینده برگزار می‌شد، لغو میگردد.
    دوم، اردوی هاگزمید که پنج روز آینده برگزار می‌شد، لغو میگردد.

    قوانین گذشته و قانون جدید با جدیت دنبال میشوند و تخلفات پذیرفتنی نیست.

  10. عرض ادب خدمت تمام حاضرین در تالار!

    اطلاعیه شماره سه خبرگزاری پیام امروز ، با افتخار تقدیم می شود!

    به تازگی ، از منابع موثق به ما اطلاع داده شده است که یکی از اولین تنش های میان پروفسور البوس دامبلدور ، مدیر مدرسه جادوآموزی و افسونگری هاگوارتز ، ساحر ارشد ویزنگاموت (دادگاه عالی جادوگری) و رئیس کنفدراسیون بین المللی جادوگران ، با جناب آقای لوسیوس مالفوی ، یکی از اعضای سابق هیئت مدیره هاگوارتز و از نوادگان بروتوس مالفوی ، بحث میان آنان سر داستان “چشمه خوشبختی” از کتاب افسانه های بیدل قصه گو بوده است!
    آقای مالفوی درخواست کتبی خود را مبنی بر ممنوعیت این داستان در کتابخانه هاگوارتز این گونه اعلام کردند:
    هر گونه اثر خیالی یا حقیقی که پیوند میان جادوگران و ماگل ها را نشان دهد باید از کتابخانه هاگوارتز حذف شود. من نمی خواهم خون اصیل پسرم با خواندن داستان هایی که ازدواج مشنگ ها با جادوگران را ترویج می دهد آلوده به کثافت شود!

    رای جناب پروفسور دامبلدور(دارای مدال مرلین درجه یک) که امتناع از حذف کتاب بود ، توسط اکثر اعضای هیئت مدیره حمایت شد. ایشان در نامه ای به آقای مالفوی دلیل تصمیم خود را ذکر کردند:
    “خانواده های به اصطلاح اصیل زاده ، از ما درخواست ممنوعیت کتاب هایی را می کنند که حاوی حقایقی است که خودشان رد می کنند تا ریاکاری خود را به حساب ما بگذارند. هیچ جادوگری در قید حیات نیست که خونش با ماگل ها پیوند نخورده باشد. و به همین جهت این کار را غیر منطقی می دانم که آثاری را ممنوع کنم که در حیطه علمی دانش آموزان ما قرار دارد.”

    پاسخ پروفسور دامبلدور ، چندین نامه دیگر آقای مالفوی را در پی داشت اما چون اکثر آنها شامل اظهارات توهین آمیزی به سلامت عقل و اجداد البوس دامبلدور بود ، ارتباط آنها با این اطلاعیه ناچیز است.

    ریتا اسکیتر ، خبرنگار خبرگزاری پیام امروز

    جیمز پاتر ، سردبیر خبرگزاری پیام امروز

  11. به شخصه خودم طرفدار تام ریدل و ملفوی و پروفسور اسنیپ ام و از همه کاراکتر ها بیشتر باهاشون جورم و اسلیترین واقعا خفنه چه از لحاظ شرارت (که هشتاد درصدشون ندارن) و اینکه واقعا همشون قَدَرن و یه ابهت خاصی دارن نسبت به گروه های دیگه ….
    شرارت هم به نظرم هیچ ربطی به گروه فرد نداره به شرایطی که توش بوده داره مثلا ملفوی کمی شرور بود چون اصلا درک نشده بود
    یا خود تام ریدل هیچ کس باهاش مهربون نبود و اونم یادنگرفت مهربون باشه .
    و پروفسور سوروس اسنیپ کمی بدخلق بود چون بیشتر عمرش تنها بود و زندگی غم انگیزی داشت

  12. قابل توجه تمامی دانش آموزان…

    به دلیل عدم حضور جناب مدیر و پروفسور مک گانگال، تا اطلاع ثانوی بنده نماینده تام‌الاختیار ایشان هستم و صلاح و مصلحت هاگوارتز در دستان بنده است.
    چند مورد است که باید رعایت شود.

    اول، ساعت خاموشی جدید راس ساعت ده و سی پنجاه دقیقه شب است.
    دوم، تمامی کلاس های مختلف برگزار میشوند و کلاسی لغو نخواهد شد.
    سوم، ساعت بیدارباش جدید،شش و ربع صبح است و کلاس ها از ساعت هفت و نیم آغاز می‌شوند.
    چهارم، مسابقه کوئیدیچ فردا که بین گروه های ریونکلا و هافلپاف بود،لغو میگردد.
    پنجم، قوانین و مقررات جدید و قدیمی، با جدیت اجرا میشوند.

    همچنین لازم به تشکره که آقای جیمز سیریوس پاتر، در مسائل امنیتی قلعه به ما کمک میکنند.

    لازم به ذکر است که ضیافت آخر سال، ده روز آینده در روز شنبه برگزار میشود.

  13. قابل توجه تمامی دانش آموزان حاضر در تالار…
    می‌بایست چند خبر مهم رو بهتون اطلاع بدم!

    اول، پروفسور دامبلدور و پروفسور مک گانگال درحال حاضر در سفری هستند و در جشن آخر سال، متأسفانه حاضر نیستند.
    دوم، بزودی، امتیازات هرگروه در طی این سال را به نمایندگی از پروفسور دامبلدور اعلام میکنم.
    سوم، طبق نظر شورای دوئل هاگوارتز، دوئل بین آقای جیمز سیریوس پاتر و آقای دراکو مالفوی. لغو می‌گردد!

    به اخبار توجه کنید.
    همچنین باید اعلام کنم که حضور همگی دانش آموزان در جشن آخر سال اجباری می‌باشد.

  14. سلام خدمت همه دوستان حاضر در تالار!
    این نامه ، مخصوصا برای آقای دراکو مالفوی نوشته شده است از طرف نماینده شورای دوئل هاگوارتز:

    در حال حاضر ، من به نمایندگی از شورای دوئل هاگوارتز ، تصمیم این شورا رو برای شما آقای دراکو مالفوی ، قرائت می کنم ، چنانچه هرگونه مخالفتی ، اعتراضی ، پیشنهادی و … دارید ، به پروفسور سوروس اسنیپ ( یکی از اعضای شورای دوئل هاگوارتز) اطلاع رسانی کنید.

    متن اطلاعیه به شرح زیر است:
    در پی مشورت اعضای شورای دوئل هاگوارتز ، و با توجه به کدورت هایی که جدیدا بین دو تن از جادوآموزان هاگوارتز پیش آمده ، تصمیم شورا بر این می باشد:
    دوئل جادوگری!
    آقای مالفوی گرامی ، شورای دوئل تصویب کرده که آقای جیمز سیریوس پاتر با آقای دراکو مالفوی(با شناسه نمایشی Draco Malfoy) دوئلی تن به تن و مبارزه ای جانانه در حیاط هاگوارتز ، جلوی چشمان اعضای شورای دوئل و بقیه جادوآموزان به نمایش بگذارند.

    آقای پاتر با این دعوتنامه در صورتی موافقت می کند که آقای مالفوی کاملا این دعوت را پذیرفته باشد ، آقای پاتر در آخرین گفت و گویی که با اعضای شورای دوئل داشتند به اختلافی کوچک برخوردند چرا که از نظر آقای پاتر ، شخص پروفسور اسنیپ باید آقای مالفوی را به این مسابقه دعوت می کرد ؛ دلایل آقای پاتر به شرح زیر است:
    ۱-آقای پاتر این دوئل را راه نینداخته اند! پیشنهاد شورای دوئل بود ، پس زحمت اطلاع رسانی به طرفین رو هم خود شورا باید بکشد!
    ۲-آقای پاتر در متنی که پایین تر نوشتند به وضوح اعلام کردند که تنها در صورتی این دعوت شورا رو می پذیرند ، که با آقای مالفوی صحبت کرده و ایشان هم با این دوئل موافق باشند.
    اما شورا حاضر به مداخله اولیه نشد و قبول کرد در صورتی مداخله کند که آقای مالفوی ، به این اطلاعیه اهمیتی ندهند…
    قوانین دوئل به زودی توسط شورا بررسی و خدمت طرفین اعلام می شود.

    آقای مالفوی ، بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستیم!
    جیمز سیریوس پاتر
    نماینده شورای دوئل جادوگری هاگوارتز

    ریتا اسکیتر ، خبرگزاری پیام امروز

    1. آقای جیمز سیریوس پاتر در مصاحبه اخیر خود با خبرنگار خبرگزاری پیام امروز ، ادعا کردند که قوانین این مسابقه هنوز به طور کامل توسط شورای دوئل تعیین نشده ؛ اما ساختار کلی قوانین مشخص شده که به شرح زیر است:
      ۱-دوئل کنندگان در نوبت خود ، فقط مجاز به اجرای یک طلسم هستند ، چنانچه از قانون پیروی نکنند ، توسط داوران حذف می شوند
      ۲-دوئل کنندگان حق ندارند از ورد ها و طلسم هایی که در کتاب های اصلی هری پاتر نیامده استفاده کنند و طلسم های استفاده شده حتما باید در هشت کتاب هری پاتر(از هری پاتر و سنگ جادو تا هری پاتر و فرزند نفرین شده) نوشته شده باشند.
      ۳-دوئل کنندگان حق ندارند از طلسم های بی کلام استفاده کنند ؛ واضح است که با چنین کاری تمام قوانین این نوع دوئل به هم می خورد
      ۴-دوئل کنندگان حق ندارند نتیجه و اثر طلسم ها را تغییر دهند و آن طلسم صرفا اثری مشابه با آنچه در کتاب های اصلی رخ داده دارد.
      ۵-دوئل کنندگان حق ندارند جادویی که انجام می دهند را نوعی جادوی اعجاب آور بی نظیر بدانند و تاثیرش نیز نباید طوری باشد که فقط مرلین بتواند جادویی مشابه آن انجام دهد!؛ یعنی نباید خودشان را مرلین فرض کرده ، فکر کنند که فقط خودشان هستند که چنین قدرتی وصف ناپذیری در اختیار دارند!چون اصلا قدرت خیلی خاصی ندارند!
      ۶-دوئل نباید به صورت آنلاین برگزار شود ، دوئل کنندگان می توانند نوبت خود را بازی کرده و سپس آفلاین شوند و حداقل روزی یک بار آنلاین شوند و ببینند حریف نوبتش را بازی کرده یا خیر.

      ریتا اسکیتر ، خبرگزاری پیام امروز

      1. پروفسور لطف میکنین کوتاه بیاین، بسه دیگه!،، خودشم راضی نیست.
        اولش پیشنهاد بود بعدش به اینجا رسید که جمیز باید به دراکو درخواست بده، اونم به اجبار!
        لطف کنین اندکی منطقی بیندیشید!
        محض رضای خدا…
        اوه فکر میکنم حالم خوب نیست.
        باید برم البته آه…

        1. شمام وقتی آلن ریکمن رو میبینید و بعد اسیدو رو بغض میکنین یا فقط من اینجوریم یکی دراکو یکی پروفسور محبوبم چرا اااا
          دلم میخواد گیه تونممم آلن کجایی که ببینی کیو جات آوردنننن آلن کجایی دقیقا کجایی

          تامی دیدی چیجوری یه تنه دارن فیلمو خراب میکنن
          جای همه بازیگرا خالیههههه

          1. هستی جون،
            درسته ستاره بزرگی بودن،
            اما
            در این اوضاع دلایل خیلی بیشتری واسه بغض کردن وجود داره…

          1. در ابتدا باید ذکر کنم که مقاله را مطالعه کردم.
            البته که دیر منتشر شده بود…

            حالا بحث خودمان!
            باعث خرسندی هست که این شرایط را درک میکنید و به بنده و سخنان پروفسور دامبلدور احترام میگزارید.
            فعلا قصد ندارم قانونی برایتان وضع کنم، در نتیجه فعلا توصیه هایتان را نیاز ندارم.
            بزودی به قوانین وضع شده برای جنابعالی و توصیه های شما به من، می‌پردازیم…

          2. نقل قول:
            سوروس اسنیپ نوشته است:
            “آقای پاتر…
            گویا چاپ جدید پیام امروز منتشر نشده!
            بنده و اساتید علاقمند به خواندن این مقاله هستیم!
            مخصوصاً اگر جنابعالی سردبیر باشید.
            میخواهیم ببینیم چه خواهد شد…”

            نیم ساعتی میشه که منتشرش کردم پروفسور ، البته حق با شماست ، آن موقع که این پیام را برایم فرستادید ، هنوز منتشر نشده بود!

          3. پروفسور ، خیلی خوشحال شدم که دامبلدور به من اعتماد دارد و از شما بابت اطلاع دادن این موضوع متشکرم!

            خب ، فکر می کنم که منظورتان را متوجه شدم. ولی همچنان مطمئن نیستم ، بله ، البته، اگر دامبلدور به شما دستور داده که حرفی نزنید ، پس من هم به شما می گویم : حرفی نزنید!
            البته که شما مجبورید سرپرست موقت بنده و دیگر جادوآموزان هاگوارتز باشید! چنین چیزی مایه تعجب نیست ، قبلش هم بودید!
            نصیحت خردمندانه ای کردند! خب ، شما چه حرف هایی برای گفتن دارید؟ تا من توصیه هایم را عرض کنم( همانطور که قبلا هم گفتم ، امیدوارم که حرف هایتان راجب ورود و خروج من از هاگزمید و هاگوارتز نباشد! چرا که به تازگی به مقام جدیدی هم منصوب شده ام و باید مرتب به لندن و گاهی وزارتخانه سر بزنم، امیدوارم شرایط کاری سختِ من را در نبود دامبلدور درک کنید و شرایط را از این سخت تر هم نکنید!)

            در پناه مرلین!

          4. آقای پاتر…
            گویا چاپ جدید پیام امروز منتشر نشده!
            بنده و اساتید علاقمند به خواندن این مقاله هستیم!
            مخصوصاً اگر جنابعالی سردبیر باشید.
            میخواهیم ببینیم چه خواهد شد…

          5. آقای پاتر…
            بالاخره از ملاقات با جناب مدیر بازگشتم.
            حقیقتا اعتراض خودم را نسبت به جنابعالی به ایشان اعلام کردند.
            ایشان صراحتاً گفتند «من هم به تو، هم به جیمز اعتماد دارم»
            بالاخره این دیدگاه ایشان است…

            اما بنده راجب مسائلی دیگر هم با ایشان صحبت کردم که بهتر است بین خودم و ایشان باشد.
            فقط بدانید که دست ایشان کمی در رفته است…
            امیدوارم منظورم را فهمیده باشید!

            به هرحال ایشان مرا وادار به انجام کاری کردند که کاملا خلاف میلم است…
            من مجبورم سرپرست شما باشم!
            ایشان گفتند «جیمز باید به حرف های تو گوش دهد و تو به توصیه های او»
            همچنین گفتند که نامه ای توجیحی در این زمینه برایتان ارسال میکنند…

            خب، حالا چه کنیم آقای جیمز سیریوس پاتر؟

          6. جمیز،
            “قرار بر این شدکه به شما مقام «رئیس کسبه دیاگون» رو پیشنهاد بدم”
            با من بودی؟

          7. موفق باشید اسنیپ!
            همچنین امیدوارم که کینه های قدیمی باعث نشوند شما چشم و گوشِ خود را به روی حقیقت ببندید.
            اگر با من کار داشتید می توانید نامه ای برایم ارسال کنید ، جغدتان می تواند پیدایم کند ، اما اگر خواستار برگزاری جلسه ای حضوری با من هستید ، لطفا درخواست خود را ارسال کنید ، در اولین فرصت به شما زمان ملاقات را اعلام می کنم!

          8. سوروس اسنیپ نوشته است:
            “بسیار خب…
            کاملا درسته، من به طور موقتی سرپرست هستم.
            اما این زمان موقت، زمانی کوتاه نیست!
            البته لازم به ذکره که این آیین نامه، از قبل نگارش شده و خیلی وقته که دائمی هست آقای پاتر،فکر کنم که جناب مدیر به آیین نامه های دائمی پایبند هستند.

            مسلما هیچ کس حریف پروفسور دامبلدور نمیشود،نه من و نه جنابعالی!
            ایشان به قوانین و آیین نامه ها پایبند هستند آقای پاتر،اگر شما بخواهید آیین نامه را زیر سوال ببرید، کاملا تخلف کردید!

            مقام جدید شما برایم اهمیتی ندارد آقای پاتر، بنابراین به این بحث نمی‌پردازم.

            اما…
            من حالا سرپرست هاگوارتز هستم و به لطف وزارتخانه اختیار هاگزمید هم در دستان من است.
            بنابراین من به شما اجازه خروج از هاگزمید رو نمیدم آقای جیمز سیریوس پاتر!
            همچنین اینکه عملا حرف از دوئل با اساتید را میزنید گستاخی است،اما من از این گستاخی هراسی ندارم!”

            خب پروفسور گرامی ، من برای اینکه مطمئن شوم که دارم کار درستی انجام میدم ، صحبت هایی که بین من و شما رد و بدل شد رو برای جناب مدیر فرستادم(بله، می دونم ارتباط گرفتن با ایشون برای شما سخته ولی من راه های ارتباطی بهتر و موثر تری نسبت به شما دارم!) ، ایشون از اینکه من همچنان دارم وفادارانه تکلیفی که خودشون برای من مقرر کردن را انجام میدم ، خوشحال شدن و فرمودند به شما این خبر را برسانم ، همچنین گفتند: “سوروس اسنیپ کاملا مورد اطمینان من هست ، اما مثل اینکه جدیدا شبیه کورنلیوس فاج رفتار می کند.”
            ایشان به من دستور دادند که به دستور های شما اهمیتی ندهم ، زیرا دستور های خیلی مهم تری از جانب خودش دریافت کردم که ضرورت انجامش بسیار واجب تر از دستورات شماست!

          9. ممکنه فکر کنید که هاگزمید چه ربطی به دیاگون داره؟ ولی ما رد اکثر این محصولات رو دنبال کردیم و منشا همگی کوچه دیاگون بود.

          10. ممنونم! خب ، در گفت و گویی که با سیریوس و چند نفرِ دیگه از اعضای م.ق داشتم ،با توجه به این روز هایی که من شب ها در هاگزمید گشت می زنم ، چند بار فروشندگانی رو پیدا کردم که وسائل جادویی ممنوع مبادله می کردن یا … بعضی کالا هایی که تقلبی بودن.
            لذا ، قرار بر این شد که به شما مقام”رئیس کسبه دیاگون” رو پیشنهاد بدم.

            پ.ن: به خودم هم مقامی پیشنهاد شده (جدیدا) که به زودی همراه با خبر انتصاب شما(در صورت موافقت) در پیام امروز منتشر میشه…

          11. بسیار خب…
            کاملا درسته، من به طور موقتی سرپرست هستم.
            اما این زمان موقت، زمانی کوتاه نیست!
            البته لازم به ذکره که این آیین نامه، از قبل نگارش شده و خیلی وقته که دائمی هست آقای پاتر،فکر کنم که جناب مدیر به آیین نامه های دائمی پایبند هستند.

            مسلما هیچ کس حریف پروفسور دامبلدور نمیشود،نه من و نه جنابعالی!
            ایشان به قوانین و آیین نامه ها پایبند هستند آقای پاتر،اگر شما بخواهید آیین نامه را زیر سوال ببرید، کاملا تخلف کردید!

            مقام جدید شما برایم اهمیتی ندارد آقای پاتر، بنابراین به این بحث نمی‌پردازم.

            اما…
            من حالا سرپرست هاگوارتز هستم و به لطف وزارتخانه اختیار هاگزمید هم در دستان من است.
            بنابراین من به شما اجازه خروج از هاگزمید رو نمیدم آقای جیمز سیریوس پاتر!
            همچنین اینکه عملا حرف از دوئل با اساتید را میزنید گستاخی است،اما من از این گستاخی هراسی ندارم!

          12. جمیز،
            راستش خیلی ذوق دارن اما امیدوارم مثل پیشنهاد پروفسور نخوره تو ذوقم(استیکر خنده)

          13. خب پروفسور ، مثل اینکه باید به چند نکته اشاره کنم
            ۱-شما ، تنها تا زمانی که پروفسور دامبلدور و پروفسور مک گونگال در هاگوارتز حضور نداشته باشند ، به عنوان” سرپرست موقت” این مدرسه مشغول به کار هستید و فقط و فقط تا آن زمان ، می توانید به این ، به اصطلاح آیین نامه تان عمل کنید!
            ۲-با توجه به اینکه با برگشت پروفسور دامبلدور ، شما از مقام فعلی تان عزل خواهید شد ، ایشان می توانند به من در این بی عدالتی بزرگ کمک کنند ؛ شما می فرمایید نمی شود؟ پس صبر کنید و ببینید. قطعا شما حریف دامبلدور نمی شوید و حتی اگر هم بشوید ، من در ویزنگاموت به شما شکایت می کنم!
            باز می فرمایید نمی توانم؟ آه ، البته! از مقام جدید بنده مطلع نیستید ، برای همین پیشنهاد می کنم شماره بعدی پیام امروز را بخوانید!
            ۳-از شما ممنونم که به فکر مسائل امنیتی قلعه هستید. اما من سردبیر پیام امروز هستم و در نامه ای که پروفسور دامبلدور شخصا برایم فرستادند ، اجازه دادند که از هاگزمید هم خارج شوم ؛ اگر بخواهید مانع از فعالیت هایی که من برای امنیت قلعه انجام می دهم شوید ، ترسی از دوئل با شما نخواهم نداشت!

            با احترام فراوان

          14. رزانا ، به تازگی با سیریوس بلک دیداری داشتم و میخواهیم پیشنهادی به شما بدهیم.
            (مثل پیشنهاد های پروفسور اسنیپ نیست! نگران نباشید!)

          15. به هر حال ممنونم.
            خودمم خیلی خوشحالم که دوباره میتونم در کلاس معجون سازی حاضر شم.

          16. دوشیزه رزانا خوشحالم که برگشتید و خوشحال ترم که دیگر در کلاس معجون گری غیبت نمیکنید!
            و لازم به ذکره اون معجونی که دادم فقط آرامبخش بوده و درواقع شما به خودتون تلقین کردید…
            به هر حال خوب شدید.

          17. بسیار خب آقای مچکرم از اهمیتی که به مسئله آن فرد دزد دادید.
            باید به اطلاعتون برسونم که طبق آیین نامه جدید هاگوارتز، تمامی اختیارات نمرات درسی کاملا تحت انحصار استاد درس هست و حتی جناب مدیر هم نمیتونن دخالت کنند.
            به علاوه، درحال حاضر برقراری ارتباط با پروفسور دامبلدور سخت شده، هرچند که من همواره باهاشون دیدار دارم.
            همچنین باید اضافه کنم که طبق قانون جدیدی که وضع کردم، تمامی دانش آموزان باید در هاگوارتز و خود قلعه بمانند و هیچ کس در این روزهای باقی مانده حق خارج شدن ندارد.
            اما با توجه به اینکه شما مسئول امنیتی هستید، فقط از ساعت خاموشی به بعد اجازه دارید تا هاگزمید برید.
            اما اجازه ندارید از هاگزمید خارج بشید و باید قبل از ساعت شروع آموزشی به قلعه برگردید.

          18. پس من به زودی با پروفسور دامبلدور صحبت می کنم تا ایشان شخصا به شما دستور دهند تا نمره من را تغییر دهید یا آزمون مجددی بگیرید.
            این عدالت نیست نمره آزمونی که نداده ام برایم ثبت شود!
            ما هر شب گشت رو شروع می کنیم ، نگران نباشید.
            بله ، رسیدگی شد و موضوع خاصی نبود. در واقع صرفا یک دزد بود که توسط ما دستگیر شد…

          19. همانطور که پیشتر گفتم، نمره ها ثبت شده اند آقای پاتر و امکان بازنویسی و ارزیابی مجدد نیست.
            همچنین باید اضافه کنم که دقایقی از ساعت خاموشی گذشته…
            آیا گشت شروع شده؟
            آیا مسئله ای که گزارش شده بود حل یا بررسی شده؟

          20. خب پروفسور ، آقای ویزلی جوان به من اطلاع نداده اند ، ولی من می دانم به چه علت. به خاطر اینکه برایشان کاری پیش آمد و سریعا به آشیانه رفتند.
            پس من در آزمون شرکت نکرده ام و تقصیر خودم هم نیست ؛ زیرا به من اطلاعی داده نشده بود. لذا از شما خواستار تغییر نمره بنده هستم.

          21. اشکالی نداره.چون قصد دارم این پیام از دید جادوآموزان پنهان باشه ، در کامنت های مقاله” همراه مناسب شما برای مهمانی کریسمس باشگاه اسلاگ کیست؟” دوباره پیام خود را یادداشت کردم. لطفا آنجا رو نگاه کنید(این بار آخرین پیام)

          22. پروفسور اسنیپ ، از شما خواهش می کنم به اولین پیامی که در راهرو های گروه هافلپاف نوشته شده ، سری بزنید.
            من در پاسخ آن پیام مطلبی برای شما نوشته ام.

          23. باید بهتون اطلاع بدم که درس معجون سازی یک امتحان داشته است که خارج از تایم کلاسی بوده…
            آقای ویزلی جوان داوطلب شدند که به شما اطلاع دهند اما انگار فراموش کردند!
            به همین دلیل ایشان و آقای فینیگان خواستند سر مرا شیره بمالند و به جای شما امتحان دهند!
            به لطف دوشیزه گرینجر که معجون مرکبشان کمی اشکال داشت،آنها لو رفتند!
            برای همین نمره تمامی آنها صفر شد، همچنین برای شما به دلیل غیبت…
            البته انگار آنها چیزی به شما نگفتند تا شما اعتراض نکنید یا ناراحت نشوید. حالا نمرات ثبت شده و اعتراض هم وارد نیست!

          24. همین امشب با گروهم رسیدگی می کنم و اطراف مغازه هانی دوک را به دقت تحت نظر قرار می دهیم .ممنون از اطلاع رسانی شما پروفسور!

          25. اشتباه می کنید ، پروفسور
            در آخرین جلسه معجونگری من حضور داشتم و شما تکلیفم را با نمره “عالی” به من برگرداندید ، آن جلسه به بعد هم ، اولا شما به ما تکلیف ندادید(مرلین را شکر!) دوما کلاس نداشتیم که تکلیف را به شما تحویل دهم.
            لذا خواستار بررسی مجدد شما هستم ، مطمئنا نمره یک جادوآموز دیگر را برایم ثبت کرده اید.
            ضمنا من تنها یک جلسه در کلاس شما غیبت داشتم که مدت ها قبل ، به علت قراری که با پروفسور دامبلدور داشتم به کلاس شما نیامدم ، از آن به بعد همیشه در کلاس شما حاضر بودم…

          26. آرام باشید آقای پاتر مشکل امنیتی به‌وجود نیامده…
            مشکل، وضعیت نمره شما در امتحان معجون سازی است!
            متأسفانه خیلی پایین شدید، باید جبران کنید!
            البته علاوه بر اون، یکی از آشنایان در هاگزمید، گزارش داده است که به تازگی چند فرد مشکوک در خیابان اطراف دوک های عسلی تردد دارند!

          27. آیا حرکت های ناشناس و مرموزی مشاهده کردید؟
            اگه اینطوره لطفا سریع اطلاع بدید که هم شما و اساتید هاگوارتز و من و تیم گشت زنی ام دوباره مکان های مختلف قلعه رو بگردیم…

          28. البته!
            حتی امکانش هست که دوئل های هفتگی در سال آینده، بین دانش آموزان و اساتید هم صورت بگیره…
            مطمئنا آقای لوسیوس مالفوی هیچ وقت از اعتراض دست نمیکشه!
            شرح بدید،اما حواستون باشه موضعی علیه جناب مدیر و هاگوارتز شکل نگیره…

            بهتون تبریک میگم آقای پاتر، امیدوارم که از پس مسئولیت هاتون بربیاید!
            ولی یک مسئله ای هست…

          29. باشه سِو.. چیز … یعنی پروفسور !
            بله ، شورای دوئل کار خوبی کرد ، ولی امیدوارم به دوئل های هفتگی در سال آینده فکر کنید. برنامه جالبی است…
            منطقی هست ، هفته ای وجود نداره که لوسیوس مالفوی به جناب مدیر اعتراض نکنه ، بنده مقداری از بحث های این دو نفر رو دیدم ، باورتون نمیشه ، ولی یک بار آقای مالفوی می خواست داستان چشمه خوشبختی از کتاب افسانه های بیدل قصه گو رو از کتابخانه هاگوارتز حذف کند!
            به زودی اطلاعات بیشتری درباره این تنش بین پروفسور البوس دامبلدور و آقای لوسیوس مالفوی رو در پیام امروز شرح میدم!

            پ.ن: مفتخرم اعلام کنم که علاوه بر ارشد گریفیندور و رهبر تیم گشت زنی محوطه هاگزمید ،به عنوان سردبیر پیام امروز نیز فعالیت می کنم!

          30. اولا، سوروس جان نه و پروفسور اسنیپ آقای پاتر!
            اصلا قبول نمیکنم که بنده و مابقی اساتید و جناب مدیر را با اسم کوچک صدا کنید.
            دوما، شورای دوئل هاگوارتز پس از بررسی نارضایتی جنابعالی و دوشیزه رزانا و چند تن دیگر، دوئل را لغو کرد.
            سوما، بنده اطلاعی از نحوه کار آقای مالفوی ندارم.
            اما میدونم که پدرشون به پروفسور دامبلدور اعتراض کردن…

          31. سوروس جان ، چه عجیب دوئل رو لغو کردی!
            اول داشتی تمام تلاشت رو به کار می بردی تا من با دراکو دوئل کنم ، بعدش در کسری از ثانیه نظرت عوض شد!
            البته ، آقای مالفوی هم هیچ جوابی به نامه من ندادن! احتمالا ترسیدن یا شاید اصلا نامه به دستشون نرسیده باشه…

          32. اولا، مینروا نه و پروفسور مک گانگال، سری گذشته هم جناب مدیر را آلبوس خطاب کردی!
            دوما، آیا شما دارید مرا زیر سوال میبرید؟
            تنها دلیل آن حرف تدابیر امنیتی است.
            سوما، به خاطر طلسمی که اجرا کردم کسی صدای گفت و گوی مارا نمی‌شود.
            بسیار هم عالی آقای پاتر، موفق باشید…

          33. فکر نمی کنم مینروا به علت تدابیر امنیتی این حرف را زده باشد ، اگر به خاطر امنیت است پس چرا شما دارید در راهرو های هاگوارتز آن را برای من می گویید؟
            بله ، همین الان توی هاگزهد با تانکس ملاقاتی داشتیم و بعدش گشت رو شروع کردیم…

          34. خب، من از محفل بازگشته ام…
            درسته آقای پاتر، این وظیفه به شما محول شده!
            باید بهتون اعلام کنم که تا اطلاع ثانوی صلاح و مصلحت هاگوارتز در دستان منه…
            همچنین بهتره بدونید که پروفسور مک گانگال به دلیل تدابیر امنیتی این حرف رو زدن، جناب مدیر تا اطلاع ثانوی نیستن!

          35. امشب که به قرارگاه م.ق می روید ، می توانید از خود محفلی ها بپرسید. در نامه گفته نشده که این نامه رو به شما بدم یا ندم ، با این حال پروفسور دامبلدور ، این نامه رو شخصا برای من نوشتند و یکسری اطلاعاتی در این نامه ذکر شده که بنده صلاح می دونم در اختیار شما قرار ندم!
            وقتی البوس برگشت می تونید از خودش بپرسید.
            ضمنا ، من به تازگی با پروفسور مک گونگال نامه نگاری داشتم و ایشون گفتن که دامبلدور قبل از پایان ضیافت آخر سال به هاگوارتز بر می گردد…

          36. نامه را رئیس قرارگاه ، برایم فرستاده ، ولی دست خط دامبلدور هست و رئیس قرارگاه در نامه ای جداگانه توضیحاتی راجب نامه داده.

          37. البته مشتاقم که بدونم چه کسی برای شما نامه فرستاده آقای پاتر…
            همچنین میخوام نامه رو ببینم!
            مگر اینکه در متن نامه نوشته شده باشد «نامه را به پروفسور اسنیپ نشان نده!»
            خب…

          38. بسیار خب آقای پاتر…
            شما از ساعت خاموشی در هاگزمید و محوطه بیرونی هاگوارتز گشت بزنید.
            داخل قلعه رو بنده مدیریت میکنم، البته پروفسور فلیت ویک هم همراهم هستند.
            اما باید حالا به مقر م. ق بروم، تا قبل از ساعت خاموشی بازمیگردم و در زمان غیبت من، پروفسور فلیت ویک به جای من هستند.

          39. مرسی پروفسور، لطف خیلی بزرگی میکنین.
            پروفسور جمیز هم منظور شما رو اشتباه گرفته بود…
            لطف کنین بحث رو همینجا تموم کنین و به روال عادی روز های قبل برگردیم!

          40. پروفسور اسنیپ ، همین الان از قرارگاه م.ق برای من نامه ای ارسال شد.
            لازم نیست شما از کل محتوا مطلع شوید ، ولی قرار است گروه کوچک ویژه ای از هاله کاو ها شامل نیمفادورا تانکس ، دالیش ، پراودفوت و سَوِج همراه من و به رهبری من در ساعات خاموشی در محوطه هاگزمید و هاگوارتز گشت بزنیم ؛ در این نامه ذکر شده که مدیریت کل محوطه هاگزمید به من سپرده شده…
            برای شما هم آرزوی موفقیت می کنم ، انشاالمرلین بتوانیم در کنار یکدیگر ( و در نبود دامبلدور و مک گونگال) از مدرسه محافظت کنیم!

          41. بسیار خب دوشیزه رزانا غیبت شما موجه هست.
            به مادام پامفری معجونی خواهم داد تا برای درمان شما استفاده کنند.
            و اما شما آقای پاتر!
            مسلما منظور من این بود که دوشیزه رزانا راهرو هارو ترک کنند و به نزد مادام پامفری بروند،نه اینکه هاگوارتز را ترک کنند!
            همچنین، کمی تند داری میری، من حالا فقط یکی از استادان نیستم!
            درحال حاضر وقتی پروفسور دامبلدور و پروفسور مک گانگال نیستند، من نماینده تام‌الاختیار جناب مدیر هستم.
            در نتیجه، مراقب رفتارت باش!

          42. جمیز، رزانا صدام کن.
            قرار نبود هاگوارتز رو ترک کنم و فقط و وقتی پروفسور گفتن اینجا رو ترک کن منم گفتم باشه راهرو ها رو ترک میکنم.
            در ضمن مرسی که به دیدارم اومدی همونجور که می‌دونی مادام پامفری گفت باید سه روز پیشش بمونم و با ناراحتی نمی تونم سر کلاسا حاضر شم!

          43. دریکو فن جان ،در همه جا افرادی یافت میشن که نظراتی مخالف همدیگه دارن ! حتی توی هاگوارتز. ولی این دلیل نمیشه کسی لازم باشه از هاگوارتز بره!
            هاگوارتز خانه همه جادوآموزانش هست و ملک شخصی پروفسور اسنیپ نیست که هر کسی رو که دلش خواست از اینجا بیرون بندازه…
            بله ، میتونه از پروفسور دامبلدور چنین چیزی رو بخواد تا ایشون بررسی کنند ، اما نگران نباشید ، اگر پروفسور اسنیپ دست به چنین کار رذیلانه ای زدند ، بنده خودم شخصا با پروفسور دامبلدور صحبت می کنم.

          44. بله پروفسور، شما درست می‌فرمایید اصلا چیزی برای بخشش وجود نداشت.
            به علاوه
            پیش مادام پامفری رفتم و متاسفانه بهم گفت که اصلا وضعیتم خوب نیست و باید تا سه روز بستری بشم!
            بنابراین با ناراحتی کلاس های معجون سازی رو از دست میدم:(

          45. بله پروفسور، شما درست می‌فرمایید اصلا چیزی برای بخشش وجود نداشت.
            به علاوه
            پیش مادام پامفری رفتم و متاسفانه بهم گفت که اصلا وضعیتت خوب نیست و باید تا سه روز بستری بشم!
            بنابراین با ناراحتی کلاس های معجون سازی رو از دست میدم:(

          46. بوی احساسات نوجوانانه رو در این راهرو حس میکنم…
            در ابتدا باید بگم که آقای پاتر، سبک صحبت و برخورد من با دوشیزه رزانا به شخص بنده و البته ایشون مربوطه نه کس دیگه ای!
            همچنین باید اضافه کنم که بنده نیازی به بخشیده شدن ندارم، چون چیزی برای بخشش به وجود نیومده…
            حالا هم به کلاس هاتون برید.
            البته دوشیزه رزانا باید نزد مادام پامفری برن!

          47. جمیز مرسی از همدلی ای که داشتی،
            من در اون حد نیستم که بخوام پروفسور رو ببخشم یا نه،،
            ولی
            درسته پروفسور دوئل رو لغو کردن ولی دل یکی دیگه رو شکستن…:[

          48. دریکو فن ،خیلی ازت ممنونم که انقدر تلاش میکنی صلح برقرار کنی. به نظرم می تونی پروفسور اسنیپ رو ببخشی ، چون دوئل رو لغو هم کردن.

          49. چشم میرم:(
            اما اگه می‌خواستیم آزمایشی برای تصمیمات آینده انجام بدین چرا دو دانش آموز که باهم تنش دارن رو انتخاب کردین؟
            بدرود پروفسور،، اما بدونین پروفسور اسنیپ رو خیلی دوست داشتم و دارم و خواهم داشت.
            اصلا انتظار این رو نداشتم.
            بدرود پروفسور، اینجا رو ترک میکنم(قلب شکسته)

          50. دوشیزه رزانا به نظرم بهتره راهرو هارو ترک کنید و دست از حرف زدن با دانش آموزان بردارید و انقدر با من یکه به دو نکنید و در عوض نزد مادام پامفری برید!

          51. خودتون جواب خودتون رو دادید دوشیزه رزانا شما نباید دخالت کنید!
            همچنین باید اضافه کنم که این تصمیم به صراحت توسط شورای دوئل هاگوارتز و شخص جناب مدیر گرفته شده…
            از طرفی مصلحتی دارد که ما آگاهیم،از طرفی هم آزمایشی است برای تصمیمات آینده!

          52. ولی پروفسور….،
            درسته من نباید دخالت کنم و با عرض پوزش
            ولی شما این پیشنهاد رو دادین و در حد یک پیشنهاد بود، نه اجبار!
            لطفا با صحبت این موضوع رو حل کنین و این دوئل چیزی جز کدورت و دشمنی بیشتر نداره،
            لطفا توجه کنین.
            بازم پوزش میخواهم.
            آه چرا من هر دفعه حالم بد میشه؟
            داره سرم گیج میره…

  15. به عنوان یه اسلیترینی واقعا از شایعاتی که میگن :(اسلیترینی ها همه دنبال جادوی سیاهن ) متنفرم! و واسه همچین افرادی متاسفم دنیا سیاه و سفید نیست. هر چیزی ، یه روی خوب داره یه روی بد. خوبی و پاکی خالص وجود نداره و بدی خالص هم همینطور. هیچکس بد بدنیا نمیاد. همه یه روزی خوب بودن. ولی مردم باعث شدن به بد شدن فکر کنیم. دست از افکار کلیشه ای بردارید!

    1. دقیقا!ببین الان دریکو ادم بدی نبود اسنیپ اصلا بد نبود این دو نفر جفتشون توی اسلیدرین بودن!
      زنده باد اسلیدرین

  16. دیگه دارم از خوندن یه فن فیک خوب تو واتپد ناامید میشم. تقریبا همه فن فیک هایی که تو واتپد هست خسته کننده و تکراری شدن، شما چیزی ندارید بخونم بچها؟

    1. پروفسور اسنیپ،
      تا الان امتیاز های گروه ها رو محاسبه کردین؟
      اگه میدونین میشه تا الان امتیازهایی که هر گروه کسب کرده رو بگین؟
      لطف بزرگی میکنین

          1. امتیاز گروه اسلایترین تا این لحظه…
            ششصد و سی و پنج امتیاز!
            البته هنوز چند هفته دیگر مانده و ممکنه امتیازات جدید اضافه یا کسر بشه.

  17. از اونجایی که دانش آموزان بسیاری جمع هستند، قصد دارم صحبتی درباره مسئله ای مهم داشته باشم.
    توجه کنید که اگر توجه نکنید، مثل آقای ویزلی جوان،کتاب با سرتون به شدت برخورد میکنه!

    در راهرو ها و بحث های مختلف، شنیدم که خیلی ها به لرد ولدمورت ،لرد سیاه،توهین میکنند و اورا حتی تمسخر میکنند!
    البته افرادی هم هستند که از وی ترس دارند.

    به نظر من، همگی ما حتی باید برای لرد سیاه، حتی برای او ارزش قائل باشیم…
    چرا؟
    چون او با اینکه ریشه در تاریکی دارد، اما بازهم جادوگر بزرگی است!
    بله، او بزرگترین جادوگر سیاه تمامی دوران است.
    یک مثال میزنم، البته پروفسور دامبلدور از این مثال مطلع هستند…

    اگر پروفسور دامبلدوری نبود،لرد ولدمورت دیگر رقیب و دشمنی افسانه ای نداشت و برای مبارزه با او، شهرت بزرگش را کسب نمیکرد!
    همچنین اگر لرد سیاهی وجود نداشت، پروفسور دامبلدور کدام فرد قدرتمند و بزرگی را به عنوان رقیب انتخاب میکرد و شهرت افسانه ای میافت؟
    همگی می‌گویند که «لرد سیاه فقط از دامبلدور میترسد! » و «تنها رقیب دامبلدور لرد ولدمورت است!»

    درواقع، روشنایی و تاریکی، خیر و شر، مکمل همدیگر هستند و اگر یکی از آنها نباشد، دیگری معنایی ندارد!

    پس، نتیجه سخنان من این است که همگی ما می‌توانیم انتخاب کنیم که اصلا راجب لرد سیاه حرف نزنیم، یا اینکه راجبش صحبت کنیم،حتی اینکه از او بترسیم و یا اورا دشمن خود بدانیم.
    اما اگر کسی اورا تمسخر کند، اورا نادیده بگیرد، اورا دست کم بگیرد، مطمئن باشید که آن فرد، یک ابله به تمام معناست!

    پس، کمی بیشتر درباره پروفسور دامبلدور و لرد سیاه، روشنایی و تاریکی و خیر و شر، فکر کنیم…

      1. جایِ وارث سالازار اسلیترین خالی نیست ؟
        تام مارولو ریدل هستم جناب پروفسور و همگروهی های اسلیترینی عزیز 🙂

        1. اتفاقا به نظر بنده و همگی جایش اصلا خالی نیست بلکه عدم حضورش کاملا خوشاینده!
          حالا بگو که دوباره از کدام فرد ساده برای برگشتن کوتاه مدتت استفاده کردی؟

          1. فعلا که حضورم دامبلدور رو شگفت زده کرده (با اینکه هیچکس نمیدونه من کیم) و قبول کرده بهترین دانش آموز هاگوارتزم.
            زنده باد اسلیترین

          2. پروفسوررر !
            احتمالا ۵۰ سال دیگه تغییرنام بدم فعلا خود تام هستم.
            به طور کل خیلی خوش آمد گویی گرمی بود مرسی

          3. باور کنید پروفسور ، هیچ عقل سلیمی ترجیح نمی دهد که در شب به این زیبایی در راهرو ها گشت بزند و نخوابد!
            ولی از طرفی نمیشه از دستور پروفسور مک گونگال سرپیچی کرد!

          4. جالب است…
            پروفسور مک گانگال به من اطلاعی نداده بودن!
            اما به نظرم بهتره زودتر به خوابگاه برگردید تا هم حواستون به خوابگاه ها باشه و همچنین فردا بتونید از تخت بیاید بیرون و در کلاس معجون سازی چرت نزنید!

          5. اِ پروفسور! شما هم دارین توی راهرو ها گشت می زنین؟
            نیاز نیست امتیاز کم کنین! من ارشد هستم و به دستور پروفسور مگ گونگال مجبورم توی شب به این قشنگی توی راهرو ها نگهبانی بدم!

      1. البته امیدوارم این کسب اطلاعات، در راستای جمع آوری اطلاعات، کسب دانش و موفقیت‌ در درس مقابله با جادوی سیاه باشه…
        نه اینکه دست به استفاده از اون زده بشه!

        1. در ابتدا باید از آقای مالفوی تشکر کنم که به نکته مهمی اشاره کردند.

          حالا تو…
          بله، جادوی سیاه میتونه جالب باشه، اما بستگی داره که تحت چه هدفی جالب شمرده بشه!
          آموزش عملی، در مبحث مقابله با جادوی سیاه است. ما برای استفاده از جادوی سیاه آموزشی نداریم!
          البته که صدق میکنه…

        2. وای چقدر جادوی سیاه میتونه جالب باشه …
          خیلی داره نظرمو جلب میکنه .
          اما پروفسور آموزش عملی یادگیریش بهتر نیست ؟
          این راجع به خودتونم صدق میکنه که نباید استفاده شه!

          1. درسته احترام شما بسار واجب است ولی باید بهتان بگویم که هر که هم باشید احترام پروفوسور اسنیپ را باید به خوبی نگه دارید مخصوصا در این گروه

        3. وای چقدر جادوی سیاه میتونه جالب باشه …
          خیلی داره نظرمو جلب میکنه .
          اما پروفسور آموزش عملی یادگیریش بهتر نیست ؟
          این راجع به خودتونم صدق میکنه!

        4. وای چقدر جادوی سیاه میتونه جالب باشه ..
          خیلی داره نظرمو جلب میکنه !
          اتفاقا من معتقدم برای یادگیری باید عمل کرد عملی بیشتر متوجه خواهیم شد

    1. واو . جد بزرگوار من و اسلیترینی های عزیز ؛
      اسلیترین به لطف رئیس بسیار ماهرش پروفسور اسنیپ هاگوارتس رو سر بلند میکنه و اسم سالازار اسلیترین رو زنده.

  18. دوستان شما هم مثل من دوست داشتین که تام فلتون مثل تاتر فرزند نفرین شده که نقش لوسیوس رو بازی کرد، تو سریال هم لوسیوس میشد؟

        1. شمام وقتی آلن ریکمن رو میبینید و بعد اسیدو رو بغض میکنین یا فقط من اینجوریم یکی دراکو یکی پروفسور محبوبم چرا اااا
          دلم میخواد گیه تونممم آلن کجایی که ببینی کیو جات آوردنننن آلن کجایی دقیقا کجایی

          تامی دیدی چیجوری یه تنه دارن فیلمو خراب میکنن
          جای همه بازیگرا خالیههههه

        2. شمام وقتی آلن ریکن رو میبینید و بعد اسیدو رو بغض میکنین یا فقط من اینجوریم یکی دراکو یکی پروفسور محبوبم چرا اااا
          دلم میخواد گیه تونممم آلن کجایی که ببینی کیو جات آوردنننن آلن کجایی دقیقا کجایی

          تامی دیدی چیجوری یه تنه دارن فیلمو خراب میکنن
          جای همه بازیگرا خالیهه

        3. خب…
          باید در ابتدا بگم که ساخت این معجون که به «معجون شانس» هم معروف هست، بسیار سخت و زمان‌بر و پرهزینه است.
          اقای پاتر درست گفتن، زمان ساخت شش ماه زمان میبرد…
          همچنین دو مورد از موادی که در ساخت به کار می‌رود، پودر سنگ ماه و گیاهان جادویی است.
          یکی از نشانه هایی که در حین ساخت باید مشاهده شود، این است که در دیگ به رنگ طلایی درمی‌آید…
          اگر اطلاعات بیشتری میخواهید، به دفترم مراجعه کنید اما بدونید که توانایی ساختش رو ندارید!

          1. خیلی ازتون سپاسگزارم پروفسور،،
            اوکی، اگه شما میگین نمیتونم بسازمش پس حتما درسته،، اما قصد ساختش رو داشتم، هر چقدر هم که زمان میبرد اما خب دیگه نمیشه، مهم نیست

          1. اوکی پروفسور!
            من برای آقای مالفوی نامه ای می نویسم و تصمیم شورای دوئل هاگوارتز اعلام می کنم.

          2. پناه بر مرلین که مارا مجبور میکنند که حتی با لکنت زبان، جواب بدهیم…
            منظور من این بود که جنابعالی با آقای مال.. مالف.. مالفوی…
            با آقای مالفوی صحبت کنید، آن وقت اگر نتیجه نداد م.. من مداخله میکنم!
            حا.. حالا من دیگر باید به درمان خودم بپردازم!
            ساعت خاموشی رسیده آقای پاتر، به خوابگاه برید.

          3. پروفسور لطف کنین این بحث رو به پایان برسونین، اصلا نیازی به دوئل نیست، لطف کنین با اساتید صحبت کنین و دوئل رو لغو کنین.
            اوه خدای من:/

          4. اینطور که معلومه شما بر خلاف حرف خودتون می خواین عمل کنین پروفسور!
            مگر نگفتید:
            “اگر کار گفت و گو و دعوت شما به جاهای باریک کشید،مداخله میکنم…”

            من حاضر نیستم فردی را به دوئلی که خودم راه نینداخته ام دعوت کنم! لذا همین فردا صبح به دفتر جناب مدیر می روم تا ببینم چه میشه کرد…

          5. چرا لکنت زبان گرفتم؟
            کلمات رو خوب ادا نمیکنم!
            آهه…
            برادران دوقلوی ویزلی!
            گفتم که اون شکلات تلخ ها حس بدی دارن…
            متأسفانه من حالا باید برم، نتیجه رو به من ابلاغ کنید!

          6. نقل قول:
            بله قوانین شما لحاظ شده…
            حالا، به آقتی مالفوی اهلام کنید و نتیجه را به بنده ابلاغ…

            پروفسور ، مگر قرار نشد خودتان مداخله کنید؟

          7. نقل قول:
            “در ابتدا باید بگم که تصمیم این دوئل توسط شخص من نبوده و نظر شورای دوئل هاگوارتز بوده است!”

            بله پروفسور ، ولی باز هم من که این دوئل را شروع نکرده ام.

          8. در ابتدا باید بگم که تصمیم این دوئل توسط شخص من نبوده و نظر شورای دوئل هاگوارتز بوده است!
            همچنین باید اعلام کنم که شما مجبورید این کار رو بکنید، چون تصمیم شورا هست، در شما جناب مدیر هم هستند!
            اگر کار گفت و گو و دعوت شما به جاهای باریک کشید،مداخله میکنم…

          9. اگر دوئل واقعیه پس این شش قانون من رو هم شامل میشه دیگه؟

            ۱-دوئل کنندگان در نوبت خود ، فقط مجاز به اجرای یک طلسم هستند ، چنانچه از قانون پیروی نکنند ، توسط داوران حذف می شوند
            ۲-دوئل کنندگان حق ندارند از ورد ها و طلسم هایی که در کتاب های اصلی هری پاتر نیامده استفاده کنند و طلسم های استفاده شده حتما باید در هشت کتاب هری پاتر(از هری پاتر و سنگ جادو تا هری پاتر و فرزند نفرین شده) نوشته شده باشند.
            ۳-دوئل کنندگان حق ندارند از طلسم های بی کلام استفاده کنند ؛ واضح است که با چنین کاری تمام قوانین این نوع دوئل به هم می خورد
            ۴-دوئل کنندگان حق ندارند نتیجه و اثر طلسم ها را تغییر دهند و آن طلسم صرفا اثری مشابه با آنچه در کتاب های اصلی رخ داده دارد.
            ۵-دوئل کنندگان حق ندارند جادویی که انجام می دهند را نوعی جادوی اعجاب آور بی نظیر بدانند و تاثیرش نیز نباید طوری باشد که فقط مرلین بتواند جادویی مشابه آن انجام دهد!؛ یعنی نباید خودشان را مرلین فرض کرده ، فکر کنند که فقط خودشان هستند که چنین قدرتی وصف ناپذیری در اختیار دارند!چون اصلا قدرت خیلی خاصی ندارند!
            ۶-دوئل نباید به صورت آنلاین برگزار شود ، دوئل کنندگان می توانند نوبت خود را بازی کرده و سپس آفلاین شوند و حداقل روزی یک بار آنلاین شوند و ببینند حریف نوبتش را بازی کرده یا خیر.

          10. پروفسور ، طبق گفته های خودتون ، دراکو مالفوی نسبتا دانش آموز لجوجی هست ، لذا بهتره شما ایشون رو دعوت و قانع کنید، دو دلیل دیگر هم دارم:
            ۱-من این دوئل رو راه ننداختم! پیشنهاد شما بود پروفسور ، پس زحمت اطلاع رسانی به طرفین رو هم خودتون بکشید لطفا!
            ۲-من در متنی که پایین تر نوشتم به وضوح اعلام کردم که من تنها در صورتی این دعوت شما رو می پذیرم ، که با آقای مالفوی صحبت کرده و ایشان هم با این دوئل موافق باشند.

          11. اول از همه باید بگم که نوع دوئل، دوئل واقعی و مبارزاتی است.
            همچنین باید اضافه کنم که پیشنهادات جنابعالی توسط شورای دوئل هاگوارتز درحال بررسی است.

            فکر کنم فراموش کردم راجب شورای دوئل هاگوارتز توضیح بدم…
            اعضای این شورا پروفسور دامبلدور، بنده،پروفسور مک گانگال و پروفسور فلیت ویک هستند.
            سبک کار هم از نام مشخص است!

          12. عالی پروفسور!
            نظرتان درباره قوانینی که پایین تر نوشتم چیست؟
            میشه لطفا نوع دوئل رو اعلام کنید؟ قراره چالش فرسایش قلم داشته باشیم یا دوئل واقعی؟
            من هم از طرح شما برای دوئل های هفتگی سال آینده حمایت می کنم ، می تونم به عنوان کمک داور یا ناظر حاضر بشم!(هر چند دور اول مسابقات رو شاید خودم هم شرکت کنم!)

          13. بنده با پروفسور دامبلدور، پروفسور مک گانگال و پروفسور فلیت ویک مشورت کردم.
            طبق نظر ما اساتید و جناب مدیر، شما آقای جمیز سیریوس پاتر ،با آقای دراکو مالفوی باید دوئل کنید.

            اجرای دوئل منوط به موافقت هردو طرف است. وظیفه آقای پاتر این است که به آقای مالفوی خبر دهند.
            اگر هردو طرف موافقت کردند، قوانین و پروتکل ها و شیوه برگزاری را اعلام میکنم.

            همچنین احتمال دارد برای سال تحصیلی آینده، مسابقات هفتگی دوئل برگزار بشه…

          14. عالیههه، ولی بازم نظر من همونه. اصلا نیازی به دوئل نیست وقتی میتونین با صحبت حلش کنین، انسان اینطوری آفریده شده،، اگر اینجوری بود که روزی چهار هزار کشته میدادیم و دنیامون تاریک و سیاه میشد!
            نظر من اینه بازم هر وی پروفسور و جمیز صلاح بدونن.

          15. بسیار خب پروفسور ، داریم به جاهای جالبی می رسیم…

            من هم با دریکو فن موافقم و به نظرم این کار جز افزایش تنش ها چیز دیگه ای به همراه نداره ، با این حال ،اگر شما با آقای مالفوی صحبت کرده اید و ایشان از این دوئل مطلع هستند من دعوت شما رو قبول می کنم.

            پیشنهاد بنده اینه که دوئل به شرح زیر باشه:

            قوانین دوئل:
            ۱- توهیح به شخص مقابل چه در هنگام درخواست و چه در خود دوئل و چه در اعلام نتایج ممنوع بوده و در صورت مشاهده ، فرد از هاگوارتز اخراج می شود.

            ۲- داور های دوئل(پروفسور دامبلدور ، پروفسور اسنیپ ، پروفسور مگ گونگال و پروفسور فلیت ویک) ناظر هستند و هر گونه اعتراض بی جا به داور باعث ممنوع شدن دوئل برای فرد اعتراض کننده می شود.

            ۳- برای دوئل دادن باید جنبه داشته باشید و در صورت شکست جای هیچ گونه قهر و دعوایی نیست!

            نحوه ی دوئل دادن:
            ۱- اول باید یک نفر را برای دوئل کردن ، در نظر بگیرید و او را به دوئل دعوت کنید.

            ۲- در صورت موافقت فرد مقابل ، به پروفسور اسنیپ مراجعه می کنید و آمادگی خودتون رو برای دوئل با فرد در نظر گرفته ، اعلام می کنید و فرد در نظر گرفته شده توسط شما هم باید در برابر پروفسور اسنیپ آمادگی خودش رو اعلام بکند.

            ۳- بعد طی کردن مراحل ذکر شده در بالا ، داور دوئل برای شما مدت زمان دوئل را اعلام می کند (مثلا یک هفته)و همینطور یک سوژه می دهد و دوئل کنندگان باید با سوژه ذکر شده داستان بسازنند.

            پ.ن۱: داوران مسابقه باید نظارت کافی داشته باشد که نوع متون نوشته شده داستانی باشد و داستان های نوشته شده بر مبنای سوژه اعلام شده توسط خودشان و همین طور حول داستان هری پاتر باشد.(سبک داستان نویسی ، می تواند جدی نویسی یا طنز نویسی باشد ؛ به انتخاب دوئل کنندگان)
            پ.ن۲:داستان های خلق شده توسط دوئل کنندگان باید حتما در فضا و همینطور با شخصیت های دنیای جادوگری خانم رولینگ باشند ، دوئل کنندگان حق ندارند شخصیتی که موضعش در داستان های اصلی هری پاتر به روشنی بیان شده را در داستان هایی که می نویسند به منظور دیگری به کار ببرند(یعنی دوئل کنندگان نباید در داستان هایی که می نویسند ، صحبت ها و کار هایی را به شخصیت های منفی داستان نسبت بدهند که با ویژگی هایی که خانم رولینگ برایشان آفریده در تناقض باشد و همینطور بالعکس)

            پ.ن۳: البته ، می توان نوع دیگری از دوئل را در نظر گرفت ،ولی این کار بدون جادو و چوبدستی واقعی ایراد هایی دارد ، ولی می توان قوانین این نوع دوئل را این گونه نوشت:
            ۱-دوئل کنندگان در نوبت خود ، فقط مجاز به اجرای یک طلسم هستند ، چنانچه از قانون پیروی نکنند ، توسط داوران حذف می شوند
            ۲-دوئل کنندگان حق ندارند از ورد ها و طلسم هایی که در کتاب های اصلی هری پاتر نیامده استفاده کنند و طلسم های استفاده شده حتما باید در هشت کتاب هری پاتر(از هری پاتر و سنگ جادو تا هری پاتر و فرزند نفرین شده) نوشته شده باشند.
            ۳-دوئل کنندگان حق ندارند از طلسم های بی کلام استفاده کنند ؛ واضح است که با چنین کاری تمام قوانین این نوع دوئل به هم می خورد
            ۴-دوئل کنندگان حق ندارند نتیجه و اثر طلسم ها را تغییر دهند و آن طلسم صرفا اثری مشابه با آنچه در کتاب های اصلی رخ داده دارد.
            ۵-دوئل کنندگان حق ندارند جادویی که انجام می دهند را نوعی جادوی اعجاب آور بی نظیر بدانند و تاثیرش نیز نباید طوری باشد که فقط مرلین بتواند جادویی مشابه آن انجام دهد!؛ یعنی نباید خودشان را مرلین فرض کرده ، فکر کنند که فقط خودشان هستند که چنین قدرتی وصف ناپذیری در اختیار دارند!چون اصلا قدرت خیلی خاصی ندارند!
            ۶-دوئل نباید به صورت آنلاین برگزار شود ، دوئل کنندگان می توانند نوبت خود را بازی کرده و سپس آفلاین شوند و حداقل روزی یک بار آنلاین شوند و ببینند حریف نوبتش را بازی کرده یا خیر.

            خب ، این هم از ایده های من برای دوئل ، دوستان نظر شما چیه؟ پیشنهادی ، انتقادی چیزی دارین بیان کنین لطفا…

          16. پروفسور، درسته به من ربطی نداره، ولی به نظرم این دوئل بیشتر باعث کدری و دشمنی بیشتر میشه، نه دوستی!
            به نظر من بهتره با حرف موضوع رو حل کنین.
            ببخشید برای دخالت گستاخانه ام.

          17. بسیار عالی آقای پاتر!
            پیشنهاد من این هست که شما و آقای دراکو مالفوی ،که اخیرا تنش هایی باهم داشتید، یک دوئل در سطح متوسط داشته باشید.
            در حیاط اصلی، مقابل دانش آموزان و بنده و پروفسور مک گانگال…

          18. بی صبرانه منتظر پیشنهاد شما هستم پروفسور.
            چوب درخت توسکا و مغزی پر ققنوس ، بیست و پنج سانتی متر و هفت میلی متر

          19. سلام، خوش اومدی دراکو.
            ایشون آقای جمیز سیروس پاتر هستن که از شعور و شخصیت بالایی برخودارن،
            و شما هم لطفاً زود قضاوت نکن، یه ذره بگذره میفهمی ایشون خیلی فرد محترمی هستن،
            (میتونی بری پایین تر و ببینی)
            به هر حال بنده برای ایشون احترام خاصی قائلم،

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.