اخبار
اگر مطالعه این مطلب با زمینه تاریک برای شما آزاردهنده است، روی شمایل خورشید در بالای صفحه کلیک کنید.

برای اولین بار بخش‌هایی از نمایش هری پاتر و فرزند نفرین شده را با زیرنویس فارسی برای شما منتشر می‌کنیم. همانطور که اطلاع دارید این نمایش در بعضی از کشورهای دنیا اجرا شده و هیچ ویدیویی از نسخه کامل آن وجود ندارد. صحنه‌های زیر از بخش‌های مختلف اینترنت و از اجراهای این نمایش در کشورهای متفاوت به دست آمده که توسط مرکز دنیای جادوگری به فارسی ترجمه شده و در ادامه خدمت شما تقدیم می‌شود.

ویدیوی اول بخش‌هایی از نمایش تئاتر هری پاتر و فرزند نفرین شده – بخش اول، پرده‌ی اول، صحنه‌ی چهارم از اجرای استرالیا به همراه زیرنویس کامل فارسی و تیزر نمایش لندن هری پاتر و فرزند نفرین شده است.

ویدیوی دوم بخش‌هایی از بخش اول، پرده‌ی اول، صحنه‌ی اول، نماهنگ رقص چوبدستی با آهنگسازی اموجین هیپ، بخش‌هایی از بخش اول، پرده‌ی اول، صحنه‌ی دوم (اجرای استرالیا – بدون صدا) و تیزر نمایش در برادوی آمریکاست.

اجرای نمایش تئاتر هری پاتر و فرزند نفرین شده در حال حاضر بخاطر بحران ویروس کرونا متوقف شده ولی همچنان بلیت‌های آن در سراسر دنیا بفروش می‌رسد. هیچ فیلم سینمایی از این داستان ساخته نشده و نخواهد شد و ویدیویی از نسخه کامل تئاتر وجود ندارد.

۳۸ دیدگاه

  1. ای کاش حتی همین بخش های تئاتر رو هم نمی دیدم. یه افتضاح به تمام معنا. بازیگر ها افتضاح بودن. چرا هرماینی و و رز سیاه پوست بودن. دیگه بعد از هفت تا فیلم اصلا منطقی نیست هرماینی رو سیاه پوست ببینیم. فقط بازیگر هری توی همون چند دقیقه ای که دیدم، یکم خوب بود. نمایشنامه فوق العاده بود و اگه یه جایگزین برای الن ریکمن پیدا کنن، میشه فیلم خوبی از روش ساخت. همون سکانس ۱۹ سال بعد یادگاران مرگ به هزار تا از این تئاتر مسخره می ارزه.
    هری پاتر؟؟؟؟ تئاتر؟؟؟؟ مسخرس.

      1. این قسمتی که دیدیم واسه یازده سالگی شونه می‌تونستن از دوتا بازیگر استفاده کنن یا لااقل سن بازیگر هارو اینقدر بال نمی‌گرفتن خود هری هم چهارده سالگی اینقدر سنش زیاد بنظر نمی‌رسید

  2. اگه فرزند نفرین شده رو بسازن اکثر بازیگرای اصلی توش نیستن
    یکیش همین ردکلیف خودمون
    گفته بازی نمیکنم
    آلن هم که مرده
    یکی میمونه روپرت که درگیر بچه داریه
    پس اونم نمیاد
    یکیشم اما واتسونه
    که نمیدونم میاد یا نه
    ولی دیگه خدایی رابرت پتینسون چجوری میخواد انقد کوچیک بشه که نقش سدریک دیگوری رو بازیکنه
    مک گونگال اصن دیگه توان بازی نداره
    کاش نسازن
    کااااش نساااااازن

  3. ولی تئاترشون بد نبود
    خوب بازی میکردن خوشم اومد
    هرچند با طنز پردازیاشون ابهت خاندانِ مالفوی و اسکورپیوس رو با فضولات گربه یکسان کردن…
    ولی حس خوبی بود دیدن تئاتراش
    مرسی

  4. قبل از اینکه فرزند نفرین شده بیاد :
    همیشه دوست داشتیم بدونیم ۱۹ سالِ بعد چه اتفاقی میوفته …
    وقتی به این فکر میکردیم که هری پاتر تموم شده بغض چنگ میزد توی گلومون ، حس میکردیم دنیا به آخر رسیده
    و هزاران هزار حس و حالِ دیگه که مجال گفتنش نیست….

    بعد از اینکه فرزند نفرین شده بیاد :
    ر**ی بابا جمع کنییییییین
    کاش اون ۱۹ سال در هاله ای از ابهام میموند تا ابد
    کاش هری پاترو دست نخورده میزاشتین
    کاش دنیا هرگز اشخاصی به اسم جک تورن و جان تیفانی رو نداشت
    کاش رولینگ اون روز این نمایشنامه ی فا*ی رو تایید نمیکرد…
    من از دنیای جادوگری لفت میدم بابا اصن

    1. اره
      مشکل اصلی همینه
      که این نمایشنامه مال خود رولینگ نیست
      اگه بود خیلی خیلی بهتر میشد
      این بیشتر به یه فن فیکشن تایید شده توسط رولینگه
      حالا به چه علتی نمیدونم
      اصلا ساخته نمیشد خیلی بهتر بود ولی چون یه تم هری پاتری داره دوستش دارم
      این نمایشنامه مشکلات خیلی زیادی داره که مسلما خیلیاشو متوجه شدین
      مشکل داره حتی رداهاشونم به دل نمینشینه

      1. مشکل منم همینه که بیشتر فن فیکشنا بهتر از این نمایشنامه هستن آخه یکی نیست به این دوتا بگه شما که بلد نیستی بنویسی چرا گند میزنی به داستان اون رولینگم معلوم نیست چی شده که قبولش کرده
        پ.ن:البته به نظر من سه تا کتاب آخر رولینگم اون کیفیت قبلیا رو نداشت

        1. من با بخش دوم نظرت مخالفم یه جورایی
          چون ساختار محفل ققنوس به بعد واقعا خیلی خیلی بهتر بود:|
          من نمیدونم چرا از دوتا کتاب اول بدم میاد یه جورایی چون یه ذره نسبت به بقیه کتابا درگیری هری کمتره 😐 ولی تالار اسرار قشنگ تر از سنگ جادو بود چون هرچقدر جلوتر میرفت کتابا حجیم تر و پر مایه تر بود. با اینکه میدونم رولینگ خیلی روی سنگ جادو کار کرد دوستش ندارم 😐 شاید دلیلش اینه که خودم از کتاب ۶ شروع کردم :/ :/ :/ :/ :/ واقعا چرا ، نمیدونم ولی اسمش توجهمو جلب کرد ، اون موقع هم از ترتیب کتابا خبر نداشتم 🙁 🙁 🙁 🙁 🙁 این نظر منه و نمیخوام به کسایی که کتابای یک و دو رو از ۶و ۷ بیشتر دوست دارن توهین کنم
          معذرت خواهی بنده رو بپذیرین
          ولی ، نظر شماهم محترمه چون افراد متعددی با دیدگاه های متفاوت کتابارو خوندن
          البته بعضی از فن فیکشنا خیلی مسخرن
          مثلا هری وسط کار یا الکی یه قدرت خییییللللللی زیاد میگیره
          یا مشخص میشه جادوگر نیست!:|
          یا میان الکی الکی دامبلدورو زنده میکنند با اینکه دامبلدورو خیلی دوست داشتم ولی اگه قرار بود دامبلدور دوباره زنده بشه که خود رولینگ تو کتاب ۷ زندش می کرد!
          یا میگن دورسلی ها جادوگرن! مگه میشه؟!
          یا کلا موضوعات مزخرفی درباره جانپیچ ها
          ولی خوب نویسنده هاشون زحمت کشیدن ولی ، باید انتقاد پذیر باشین!

          1. من اگه بخوام کتاب ها رو از بهتر به بدتر رده بندی کنم این جوری میشه.
            ۱. هری پاتر و تالار اسرار: کتاب خوب و کاملی بود و با این که نسبت به سایر کتاب ها کوتاه تر بود، در عین سادگی داستانش باعث گسترش دنیای جادوگری شده بود. معرفی کامل شخصیت مورد علاقم یعنی جینی ویزلی توی این کتاب یکی از علت هایی بود که اونو توی رتبه اول گذاشتم. نزدیک ترین فیلم سینمایی به کتاب ها هم اقتباس از همین کتابه.
            ۲. هری پاتر و محفل ققنوس: طولانی ترین کتاب مجموعه هری پاتر که توی ایران در سه جلد منتشر شد هیجان انگیز ترین نسخه کتاب ها بود. خیلی از شخصیت های جدید مثل لونا لاوگود یا زاخاریاس اسمیت توی این کتاب معرفی شدن. در ضمن اشخاصی مثل نویل و جینی هم توی این کتاب به اوج شخصیت پردازی خودشون رسیدن. این کتاب به غیر از لرد ولدمورت آنتاگونیست منفور تری به نام دلورس آمبریج داشت. همین طور به شکل جزئی تر با وزارت سحر و جادو آشنا شدیم. واقعا متاسفم که بین فیلم ها ناقص ترین اقتباس از این کتاب صورت گرفته.
            ۳. هری پاتر و زندانی آزکابان: این کتاب تنها کتابیه که ولدمورت به طور مستقیم و غیر مستقیم داخلش حضور نداره. بهترین پیچش داستانی هم به نظر من توی همین داستان درباره سیریوس بلک بود. قهرمانی کوییدیچ رو هم توی این داستان شاهد بودیم که متاسفانه توی فیلم ها بهش اشاره هم نشده بود.
            ۴. هری پاتر و جام آتش: این کتاب یه کتاب مسابقه ای بود. اولش که جام جهانی کوییدیچ و بعدش هم جام سه جادوگر. توی این کتاب جهان جادوگری خیلی وسیع تر شد و فهمیدیم که جادوگران در سراسر دنیا زندگی می کنن. توی کتاب فرزند نفرین شده فهمیدیم اتفاقات جام آتش توی سرنوشت جنگ هاگوارتز تاثیر به سزایی داشته.
            ۵. هری پاتر و یادگاران مرگ: شاید میگید چرا این قدر رتبه این کتاب پایینه. علتش شروع داستانه. شروع این داستان تا نیمه هاش (تا قبل از فرار از عمارت مالفوی) بر خلاف داستان های قبل ما رو خیلی شگفت زده نمیکنه. بخش عروسی بیل و فلور زیادی بهش پرداخته شده بود. اما بازم نمیشه گفت این کتاب، کتاب بدیه. پایان حماسی این کتاب، بهترین پایانی بود که می تونستیم ببینیم. پایانی که متاسفانه توی فیلم به بدترین شکل ممکن به تصویر کشیده شده بود.
            ۶. هری پاتر و سنگ جادو: کتاب سنگ جادو بود که من رو با دنیای جادوگری آشنا کرد. کتاب بخش های به یاد موندنی زیادی داشت. ورود هاگرید. کوچه دیاگون. دراکو مالفوی. نوربرت. پروفسور کوییرل. ولی از همه اینا بگذریم کتاب ایراداتی هم داشت. می تونستیم اول این کتاب مرگ پدر و مادر هری پاتر رو بخونیم. موانع پایانی داستان هم (به جز اون شطرنجه) هیچ خلاقیتی نداشت و واقعا مزخرف بود.
            ۷. هری پاتر و شاهزاده دورگه: اول از همه بگم که این کتاب هم عالی بود. ما توی مجموعه هری پاتر کتاب بد نداشتیم. شاید مشکل از من بوده که از این کتاب خوشم نیومده. داستان به جز معرفی جان پیچ ها کار دیگه ای رو نمی خواست انجام بده. بخش هایی که به دراکو مربوط بودن می تونست بهتر و با احساس تر باشه. (البته شاید قبل از خوندن این داستان پایانش رو می دونستم نظرم اینه.)
            * – هری پاتر و فرزند نفرین شده: این کتاب همون طور که می دونید توسط خانم رولینگ نوشته نشده و ایراداتی هم داره. ولی این کتاب رو نباید با کتاب های قبلی مقایسه کنیم. چون نوزده سال بعد از یادگاران مرگ اتفاق می افته، نمایشنامه است و حال و هوای متفاوتی داره. البته بعضی از ویژگی هاش پاترهد ها رو عصبانی می کنه. شخصیت پردازی آلبوس و اسکورپیوس عالیه و نقصی نداره. ولی حفره های داستانی و مشکلاتی هم داره. به شخصیت ها مثل رون، جیمز سیریوس و لی لی لونا اصلا پرداخته نشده. تدی لوپین هم که اصلا اشاره ای هم بهش نشد. دانش آموزان هاگوارتز هم مثل سابق قابل توجه نیستن. دلفی آنتاگونیست خوبیه و میتونه داستان رو پیش ببره. دنیای تاریکی که باحضور ولدمورت دیدیم فوق العاده بود. می تونم بگم یکی از بهترین بخش های دنیای جادوگری رو اون جا شاهد بودیم. این نمایشنامه در بخش اجرای تئاتر افتضاح عمل کرده بود و من آرزو می کنم هیچوقت این ویدیو ها رو ندیده بودم. بازیگر ها، فضای طنز، کارگردانی، هرماینی و رز سیاه پوست (این درسته آخه بعد از دیدن اما واتسون در نقش هرماینی ما یه هرماینی سیاه پوست ببینیم؟) از نکات افتضاح تئاتر بودن.
            خب. این نظر من بود که یکم طولانی شد. اگه میشه شما هم نظرتون رو بگین.

          2. با حرف شما موافقم که سلیقه ای هستش من هم نظر خودم رو گفتم .
            در رابطه با فن فیکشن ها هم موافقم که بعضی هاشون مسخره هستن .البته ممکنه اونم به خاطر سلیقه باشه یا اینکه محدودیت فن فیکشن باشه چون قطعا یه فن فیکشن ۶۰۰ صفحه ای (در نهایت ۱۰۰۰ صفحه ای )نمی تونه نیاز نویسنده رو برای زمینه چینی فراهم کنه .خود رولینگ برای این هری پاتری که ما می شناسیم (که بازم چه کم چه زیاد ایراد داره ) ۱۲ جلد نوشت. (که البته فرزند نفرین شده و بقیه ی کتاب هایی مثل کوییدیچ در گذر زمان رو حساب نمی کنم) ولی بازم قبول دارم بعضی نویسنده ها از حد میگذرن.
            پ.ن:در باره اینکه گفتم از دو جلد آخر کمتر از بقیه به نظرم یه عاملش اینه که رولینگ محتوای زیادی رو برای اون چند جلد نگه داشته بود و عین قضیه فن فیکشن حجم کتابا پاسخگو نبود و مجبور بود یه جاهایی رو خلاصه کنه.
            پ.ن۲:چقد نوشتم از من بعیده!

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری مشخص شده‌اند *