همگروهیهای شما
پیامی از طرف ارشدتان
به قلم جی.کی. رولینگ
تبریک میگم! من ارشد گروهم، جما فارلی1Gemma Farley و باعث خوشحالیه که ورودت رو به گروه اسلیترین خوشامد بگم. نشان ما افعیه، خردمندترین موجود طبیعت؛ رنگهای گروه ما نقرهای و سبز زمرّدیه و سالن عمومیمون پشت یه ورودی مخفی توی دخمههاست. بعداً میبینی که از پنجرههاش میشه اعماق دریاچهٔ هاگوراتس رو دید. خیلی وقتها ماهیمرکب غولپیکر رو میبینیم که سریع از پشت شیشه رد میشه… بعضی وقتها هم موجودات جالبتری میبینیم. یه جورهایی حس میکنیم پاتوقمون فضاش مثل یه کشتیِ غرقشدهٔ مرموز زیر آبه.
خب، یه سری چیزها هست که باید راجعبه اسلیترین بدونی… و یه سری چیزها هم هست که باید فراموش کنی.
اول بذار چند تا باور اشتباه رو رد کنیم. شاید یه شایعاتی در مورد گروه اسلیترین شنیده باشی… مثلاً اینکه همهمون عاشق جادوی سیاهیم و فقط در صورتی باهات حرف میزنیم که جدّت جادوگر معروفی بوده باشه و این جور مزخرفات. ولی هر حرفی رو که از گروههای رقیبمون میشنوی نباید باور کنی. قبول دارم که از گروه ما هم در حد خودمون جادوگر سیاه بیرون اومده، ولی سه گروه دیگهٔ مدرسه هم جادوگر سیاه بیرون دادهن… منتها دوست ندارن اعتراف کنن. و بله، ما از قدیم معمولاً دانشآموزهایی رو گرفتیم که اجدادشون نسلهای متمادی ساحره و جادوگر بودهن، ولی این روزها خیلیها رو توی گروه اسلیترین میبینی که دستکم پدر یا مادرشون ماگله.
یه حقیقتی که کمتر کسی میدونه و اون سه گروه زیاد بحثش رو پیش نمیکشن اینه: مرلین2Merlin توی گروه اسلیترین بوده. بله، خودِ مرلین، مشهورترین جادوگر تاریخ! همهچیز رو توی همین گروه یاد گرفته! دلت نمیخواد پا جای پای مرلین بذاری؟ نکنه ترجیح میدی دنبالهروِ اِگلِنتاین پافِت3Eglantine Puffett، هافلپافیِ سابقِ مشهور باشی که مخترع اسکاچ ظرفشویی خودکفکن بوده؟
حدس میزدم.
ولی از اینکه ما چی نیستیم بگذریم. بذار از این حرف بزنیم که چی هستیم، یعنی باحالترین و پیشروترین گروه مدرسه. ما به قصد برد بازی میکنیم، چون عزت و رسم اسلیترین برامون مهمه.
علاوهبر این، بقیهٔ دانشآموزها هم بهمون احترام میذارن. بله، شاید بخشی از این احترام بویی از ترس داشته باشه، بهخاطر شهرتی که به تاریکی داریم، ولی میدونی چیه؟ اینکه همه فکر کنن سربههوایی بعضی وقتها حال میده. با چندتا اشارهٔ غیرمسقیم نشون بده که یه عالمه طلسم بلدی، بعد ببین کسی جرئت میکنه جامدادیت رو کش بره یا نه.
ولی ما آدمهای بدی نیستیم. مثل مار، نشان گروهمون، هستیم: باوقار، قدرتمند و معمولاً اسممون بد دررفته.
مثلاً، ما اسلیترینیها هوای همدیگه رو داریم… ولی ریونکلا که اصلاً حرفش هم نزن. ریونکلاییها جدا از اینکه یه مشت خرخونن که کسی رو دستشون بلند نمیشه، به این معروفن که برای اینکه نمرهٔ خوب بگیرن از سروکول همدیگه بالا میرن، درحالیکه ما اسلیترینیها مثل برادریم. راهروهای هاگوارتس برای آدم ناغافل پر از خطرهای غافلگیرکنندهست و در آینده خوشحال میشی که وقتی تو مدرسه میچرخی افعیها پشتیبانت هستن. از نظر ما، وقتی یهنفر مار میشه، یکی از ما میشه… یکی از نخبهها.
چون میدونی سالازار اسلیترین بین شاگردهای برگزیدهش دنبال چی میگشت؟ استعداد برای رسیدن به بزرگی. این گروه تو رو انتخاب کرده چون پتانسیل رسیدن به بزرگی رو به معنی واقعی کلمه داری. خیلیخب آره، شاید تو سالن عمومی تکوتوک کسایی رو ببینی که به نظرت چیز خاصی براشون مقدر نشده. ولی این حرف رو به کسی نزن. اگه کلاه گروهبندی اونها رو انتخاب کرده، حتماً یه خصوصیت بزرگی دارن، این رو فراموش نکن.
حالا که صحبت از کسایی شد که رسیدن به بزرگی توی سرنوشتشون نیست، یادم اومد از گریفیندوریها چیزی نگفتم. ببین، خیلیها میگن اسلیترین و گریفیندور دو روی یه سکهان. بشخصه فکر میکنم گریفیندوریها چیزی نیستن جز مقلّد اسلیترینیها. این هم بگم که بعضیها میگن سالازار اسلیترین4Salazar Slytherin و گادریک گریفیندور5Godric Gryffindor: در ترجمهٔ کتابسرای تندیس: گودریک گریفیندور. م. هر دو برای دانشآموزهای یکسانی ارزش قائل بودن، پس شاید ماها بیشتر از اونی که فکر میکنیم شبیه همدیگهایم. ولی این دلیل نمیشه که با گریفیندوریها گرم بگیریم. اشتیاق اونها برای شکست ما فقط یهذره کمتر از اشتیاق ما برای شکست اوناست.
بد نیست چند تا چیز دیگه رو هم بدونی: شبح گروه ما بارونِ خونآلوده6Bloody Baron. اگه تو دلش جا باز کنی، بعضی وقتها قبول میکنه کسی رو برات بترسونه. فقط ازش نپرس که چطوری خونی شده، خوشش نمیآد.
رمز عبور ورودیِ سالن عمومی هر دو هفته یه بار عوض میشه. حواست به تابلوی اعلانات باشه. هیچوقت اعضای گروههای دیگه رو داخل سالن عمومیمون نیار و رمز عبورمون رو بهشون نگو. بیش از هفت قرنه که هیچ کسی از گروههای دیگه توی سالن عمومیمون نیومده.
خب، فکر کنم دیگه حرفی نمونده. مطمئنم از خوابگاههامون خوشت میآد. تختخوابهایی که روشون میخوابیم خیلی قدیمیان و پردههای ابریشمی سبز و روی روتختیهاش با نخ نقرهای نقشدوزی شده. پردههای نگارین دورهٔ قرون وسطا روی دیوارهاست که ماجراجوییهای اسلیترینیهای مشهور رو به تصویر کشیدهن و فانوسهای نقرهای از سقف آویزونن. راحت میخوابی، چون شبها گوشدادن به صدای برخورد آب دریاچه با شیشههای پنجره خیلی آرامشبخشه.
شاید باید بری به گروه اسلیترین
کلاه گروهبندی – هری پاتر و سنگ جادو
تا دوستهای واقعیت باهات بشن همنشین
هر کی اونجاس ناقلاس، زرنگه و با نقشه
از هر طریق بتونه، دنبال اهدافشه






آقای پاتر،
پاسخ شما را خواندم. خوشحالم که اصل مذاکره را پذیرفتهاید، هرچند با حاشیهپردازیهای معمول همراه بود.
در مورد شرطهای من: آنها «شرطِ آغاز» نیستند، بلکه «پیشنیازهای ایجاد فضای مذاکره» هستند. اگر شما به عنوان یک فرد که سابقهی توهین، افترا و نقض قوانین را دارد، بدون هیچ هزینهای وارد اتاق مذاکره شوید، معنای مذاکره از بین میرود. این ۲۰۰ گالیون، نه یک جریمه، که یک «تعهد نمادین» برای حسننیت است.
اما برای نشان دادن انعطافپذیری خود در شرایط بحرانی، پیشنهاد میکنم:
یک جلسهی مقدماتی در تالار اسلایترین، بدون هیچ شرط اولیه، برای بررسی «ساختار مذاکره اصلی» برگزار کنیم. در آن جلسه، دربارهٔ نحوهٔ اجرای شروط، تعداد جلسات، ناظرین و … صحبت خواهیم کرد. اگر در آن جلسه به تفاهم رسیدیم، شرطهای من (و شرطهای شما) اجرا خواهند شد.
اما در مورد کنفرانسهای بینالمللی شما: با کمال احترام، در شرایطی که لرد ولدمورت بازگشته، برگزاری کنفرانسهای عمومی با موضوعات عاشقانه و شوخیآمیز، نه تنها بیربط، که به نوعی تضییع وقت و کاهش هوشیاری جامعه جادوگری است. به عنوان مدیر هاگوارتز، توصیه میکنم این کنفرانسها را به تعویق بیندازید یا موضوعاتشان را به «هماهنگی علیه نیروهای تاریک» تغییر دهید. در غیر این صورت، مجبور خواهم شد آنها را «غیرضروری و مخل نظم عمومی» اعلام کنم.
به هرحال، منتظر پاسخ شما دربارهٔ جلسهٔ مقدماتی در تالار اسلایترین هستم.
یا میخوای یه مذاکره برای «تعیین شروطِ آغازِ مذاکره اصلی» بذاریم؟! 🙂
راستی، خدمتِ تمامی جادوآموزان، فارغ التحصیلان، تمامی موجوداتِ جادویی، جادوگران و ساحره، عرض می کنم که این ماه، من کنفرانس های بین المللی مهمی دارم که شرکت کنید حتماً!
21 تیر ماه: «نقش اعتماد کامل به همه، حتی وقتی خلافش ثابت میشود، در امنیت سایبری گروههای سرّی و ضد دولتی!»
24 تیر ماه: «عشق، عشق است! کلّهم اجمعین! خدا شاهده!»
31 تیر ماه: «قدرت ماورایی نیروی عشق در برابر جادوی سیاه، و قواعد شخمی حاکم بر این که کی اثر میکند و کی نمیکند!»
پ.ن: همونطور که متوجه شدید، قراره چیزهایی که از پروفسور آلبوس دامبلدور رو یاد گرفتم، به همه ملت یاد بدم!:smile:
ما هم دوست داریم با شما مذاکره کنیم سوروسِ عزیز، مذاکره جدیداً مد هم شده…
اما شرط هایت برای «آغاز» رو نمی پذیرم، درستش اینه که مذاکره کنیم بعدش شروط اجرا بشه.
نظرت چیه؟
—
بیانیه رسمی پروفسور سوروس اسنیپ، مدیر هاگوارتز، خطاب به آقای جیمز سیریوس پاتر و عموم جامعه جادوگری
با توجه به شرایط اضطراری ناشی از بازگشت لرد ولدمورت، و با درک این حقیقت که ادامهٔ اختلافات داخلی، تنها به تضعیف جبههٔ متحد جادوگران در برابر تاریکی خواهد انجامید، اینجانب، به عنوان مدیر هاگوارتز، پیشنهاد مذاکره و آتشبس را به آقای جیمز سیریوس پاتر ارائه میدهیم.
این دعوت، نه از سرِ ضعف یا عقبنشینی، بلکه از سرِ خرد، اولویتبندی صحیح تهدیدها، و احساس مسئولیت در قبال آیندهٔ هاگوارتز و جامعهٔ جادوگری است.
—
شرایط اینجانب برای آغاز مذاکره:
۱. کسر ۲۰۰ گالیون از حساب جیمز سیریوس پاتر
به دلیل جرایم، تخلفات متعدد، توهینهای آشکار به مقامات رسمی، و اخلال در نظم عمومی در ماههای اخیر، مبلغ ۲۰۰ گالیون از حساب ایشان کسر و به خزانهٔ هاگوارتز (صندوق بازسازی و امنیت) واریز خواهد شد.
۲. بازگشت مقام رهبری تیم امنیتی هاگزمید به جیمز سیریوس پاتر
با توجه به تجربهٔ پیشین ایشان در این نقش، و با هدف ایجاد ثبات در ساختار امنیتی هاگزمید، این مقام به ایشان بازگردانده میشود. البته به شرط تمکین کامل از قوانین جدید امنیتی و نظارت مستقیم دفتر مدیر.
۳. تمکین کامل از قوانین جدید وضعشده
آقای پاتر موظف است بدون چونوچرا، از تمامی قوانین جدید امنیتی هاگوارتز و هاگزمید پیروی کند. هرگونه تخلف، به منزلهٔ نقض آتشبس و بازگشت به وضعیت پیشین تلقی خواهد شد.
۴. احترام متقابل به جایگاه و مقام
دو طرف متعهد میشوند که در هیچیک از تالارها، شبکههای اجتماعی، یا محافل عمومی، به یکدیگر توهین نکنند و جایگاه قانونی یکدیگر را به رسمیت بشناسند. این اصل، بنیاد هرگونه مذاکرهٔ جدی است.
—
اگر آقای پاتر این شرایط را میپذیرد:
از ایشان دعوت میشود که طی یک بیانیهٔ رسمی، خواستههای متقابل خود را برای برقراری صلح و همکاری متقابل، به همین ترتیب (با ذکر جزئیات و شرایط) اعلام کند. در غیر این صورت، مذاکرهای در کار نخواهد بود.
پس از اعلام خواستههای طرفین، جیمز سیریوس پاتر یکی از چهار تالار گروههای هاگوارتز (تالار اسلایترین، گریفیندور، ریونکلا، یا هافلپاف) را به عنوان مکان مذاکره انتخاب خواهد کرد. زمان و جزئیات اجرایی متعاقباً اعلام میشود.
—
سخن آخر:
هاگوارتز، در بحرانیترین روزهای خود، به جایگاه وحدت و تدبیر نیاز دارد، نه به دامن زدن به اختلافات شخصی. من این پیشنهاد را به عنوان مدیر این مدرسه، و به نمایندگی از تمامی کسانی که به آیندهٔ جامعهٔ جادوگری اهمیت میدهند، تقدیم میکنم.
پذیرش این دعوت، نشانهٔ عقلانیت است. رد آن، نشانهٔ هرچه که خودتان میخواهید ناماش بگذارید.
پروفسور سوروس اسنیپ
مدیر هاگوارتز
تأیید شده توسط وزارت سحر و جادو
مهر رسمی هاگوارتز
—
دوستانِ ایفای نقش، بی زحمت یه سر به تاپیکِ «چرا دامبلدور به بالای تپه رفت؟» بزنید…
قصد دارم یه دستی به سر و روی سایت بکشم…
دوستان، به نظر خودتون وقتش نرسیده این بحث مضخرف و بچگونه همین جا تموم شه؟
واییییی درود بر شرفتتتت بابا بخدا اتفاقای بیشتری از دعوا تو جامعه جادوگری میوفتهههههه
سلام و درود به جامعه جادوگری
در پاسخ جناب پاتر:
اول تشکر میکنم که منطقی جواب دادی و از موضع دعوا پایین اومدی.
بله، جواب من مقداری غیردوستانه بود. جالبه، خودت هم همینجوری حرفت رو زدی و از من انتظار داشتی با آرامش جوابتو بدم، ضمن اینکه اون کامنت توهین آمیز محسوب میشه.
اینکه تو از مرگخوارها متنفری عادیه، ولی اینکه هرکسی(یا بهتره بگم هر اسلیترینی ای) رو مرگخوار خطاب کنی… بگذار نپذیرم.
نکته دوم: قصد من صرفا تصحیح این رابطه تند و بی دلیلت با پرفسور اسنیپه.
تو کاملا حق داری که با من مشکلی داشته باشی، ولی مشکل شما با سوروس خیلی وسیعتر هست و میتونه توی عملکرد هاگوارتز اختلال ایجاد کنه.
اما در جواب به بقیه حرفهات:
“اگر قرار باشد هر بار کسی اسم «انسجام» را علم کند و بعد هر مخالفی را با تهمت، تهدید، یا زندان ساکت کند، آن دیگر انسجام نیست”
جیمز، این دقیقا کاریه که تو کردی. من با کسی که باهام تند رفتار کنه، تند رفتار میکنم و در عین حال اگر احترام متقابل رعایت بشه، قطعا با احترام و بدون حرفهایی از این دست نظرم رو اعلام میکنم.
“من هم مفتخرم اعلام کنم حاضر نیستم یه مرگخوار رو به این بحث راه بدم!
خیلی جالبه! اسنیپ توی پیامِ قبلی اعلام کرد ولدمورت برگشته؛ اما همین الان داره یه مرگخوار که قطعا از دست نشانده های خودش هست رو با آغوشِ باز می پذیره!
من اسنیپ و نارسیسا بلک رو قبول ندارم و فعلا بانو هلنا ریونکلا مدیرِ کل هستن؛ بنده هم به عنوانِ مشاور ارشدِ مدیر کل، خانمِ بلک رو تا اطلاع ثانوی در نورمنگارد زندانی می کنم…”
یک بار دیگه پیامت رو بخون…
مرگخوار خطاب کردن من؟ تهمت
زندانی کردن من؟؟ تهدید!
جیمز، هرچیزی که به من نسبت دادی درمورد خودت صدق میکنه.
“نتیجهاش رو میبینی”؟؟ من هرگز چنین چیزی نگفتم
در نهایت… مهمترین بخش این بحث ها:
پروفسور اسنیپ در هاگوارتز، فقط استاد و مدیر توست، اگر باهاش کنار نمیای… خب بهتره خارج از محیط هاگوارتز اعلامش کنی. لجبازی ای که میکنی، فقط داره نظم هاگوارتز رو بهم میزنه.
باتوجه به هشدار شاهزده اسلیترین، لطفا، تلاش کنید که فقط کمی روی امنیت هاگوارتز و یادگیری وردها توجه کنید.
باتشکر از شما، نارسیسا بلک
آه بانو بلک، چقدر مهربان و با منطق، به قول پروفسور اسنیپ از مهربانی شما به وجد آمدم
جمیز، عزیزدلم، فکر نمیکنید یه ذره زود حقیقت رو فاش کردی؟ چون ما فعلا، تقریبا میشه گفت توی شاهزاده دورگه بودیما!
—
اطلاعیه رسمی هاگوارتز – شماره ۴
پاسخ به گزارشهای اخیر و اعلام وضعیت آقای جیمز سیریوس پاتر
به اطلاع تمامی دانشآموزان، اساتید و کارکنان هاگوارتز میرساند:
در پی انتشار یک گزارش ادعایی تحت عنوان «سوروس اسنیپ و شبی که شاهد خیانتش بودم» که توسط آقای جیمز سیریوس پاتر و با استناد به ادعاهای بیاساس و تحریفشده منتشر شده است، مراتب زیر به صورت رسمی و غیرقابل انکار اعلام میگردد:
۱. رد قاطع اتهامات وارده:
اتهام «خیانت و قتل پروفسور دامبلدور» که در این گزارش مطرح شده، کاملاً بیاساس و نادرست است. آنچه در آن شب رخ داد، نه خیانت بود و نه قتلِ از روی دشمنی، بلکه اوج یک برنامهریزی دقیق بود که خودِ پروفسور دامبلدور سالها پیش آن را طراحی کرده بود. او به دلایلی که اکنون زمان افشای آن نیست، از پیش میدانست که پایانش چنین خواهد بود و مرا به عنوان کسی برگزید که در آن لحظه حاضر باشم. من هرگز به لرد ولدمورت وفادار نبودم. من همیشه به دامبلدور وفادار بودم، حتی زمانی که این وفاداری به معنای پذیرفتن بار سنگین یک راز تا ابد بود.
۲. مجرم شناختن آقای جیمز سیریوس پاتر:
با توجه به موارد زیر:
· انتشار اطلاعات نادرست و تحریفشده در شرایط بحرانی بازگشت لرد ولدمورت
· تلاش برای برهم زدن نظم هاگوارتز و تشویش اذهان عمومی
· توهین و افترا به مدیر مدرسه
· عدم تمکین از قوانین امنیتی مدرسه
ایشان به عنوان «عامل اخلال در نظم عمومی و تهدید علیه امنیت مدرسه» شناخته میشود.
۳. بازداشت موقت در برج شمالی:
آقای جیمز سیریوس پاتر از همین لحظه بازداشت میشود و تا اطلاع ثانوی در برج شمالی (اتاق بازداشت موقت) تحت نظارت کامل قرار خواهد گرفت. ایشان هیچگونه حق ملاقات یا ارتباط با سایر دانشآموزان را نخواهد داشت، مگر با مجوز کتبی دفتر مدیر.
۴. تهدید به حبس در آزکابان:
اگر آقای پاتر در طول دوره بازداشت، مرتکب هرگونه تخلف جدید یا تلاش برای فرار، ادامه فعالیت رسانهای غیرمجاز، یا ارتباط با عوامل خارج از هاگوارتز شود، پرونده ایشان بدون برگزاری دادگاه جدید، مستقیماً به وزارت سحر و جادو ارجاع و درخواست حبس ایشان در آزکابان صادر خواهد شد.
۵. جمعبندی نهایی:
هاگوارتز جایی برای دروغ، افترا و اخلال در نظم نیست. در شرایطی که جهان جادوگری با تهدیدی بیسابقه روبروست، هرگونه تلاش برای تفرقهافکنی و تضعیف اعتماد عمومی، جرمی غیرقابل بخشش است.
پروفسور سوروس اسنیپ
مدیر هاگوارتز
تأیید شده توسط وزارت سحر و جادو
مهر رسمی هاگوارتز
—
سلام
نارسیسا بلک،
خوب گوش کن، چون من قرار نیست این را دوبار تکرار کنم:
تو از من خواستی وارد یک بحث «عادلانه» بشوم، اما از همان اول، وسطش به جای قاضی، متهم، و جلاد را با هم قاطی کردی.
بعد هم وقتی به همان بینظمی جواب دادم، انگار شگفتزده شدی که چرا آتش، دود هم دارد.
اول از همه:
اینکه من با زبانی تند جواب دادم، از سرِ بیمنطقی نبود؛ از سرِ این بود که من از مرگخوارها متنفرم.
پس اگر کسی در همان جملههای اول بوی دفاع از یکی از آنها بدهد، من قرار نیست لبخند بزنم و چای تعارف کنم.
ریشهی مشکل من با تو؟
خیلی ساده است:
تو خواستی بحث را با برچسب و پیشداوری شروع کنی، بعد انتظار داشتی همه با ادبِ کامل سرشان را پایین بیندازند و به خطاهای تو احترام بگذارند.
من با این مدل بازی مشکل دارم.
با آدمهایی که اول نتیجه را مینویسند و بعد وانمود میکنند دنبال حقیقتاند.
دلیلش؟
چون اگر قرار باشد هر بار کسی اسم «انسجام» را علم کند و بعد هر مخالفی را با تهمت، تهدید، یا زندان ساکت کند، آن دیگر انسجام نیست؛
آن یک اسم شیک برای همان زور قدیمی است.
تو گفتی من تفرقه میاندازم.
نه عزیزم، من فقط پرده را کنار زدم و نشان دادم پشت این نمایش، چهقدر تناقض هست.
و دربارهی استدلالی که مطرح کردی:
بله، خطر بیرونی وجود دارد.
بله، ولدمورت برگشته و این شوخی نیست.
اما دقیقاً به همین دلیل، آدمها باید با هم صادق باشند، نه اینکه هر اختلافی را زیر فرش پنهان کنند و بعد ادعای وحدت کنند.
وحدتِ واقعی از این نمیآید که همه را مجبور کنی یکجور فکر کنند؛
از این میآید که حتی وقتی اختلاف دارند، هنوز بتوانند بدون تهدید و تحقیر حرف بزنند.
تو گفتی اسنیپ خط قرمز توست.
من میفهمم آدمها از کسانی دفاع میکنند که برایشان مهماند.
اما دفاع، مجوز کور شدن نیست.
هیچکس با گفتنِ «او فداکار بوده» از نقد مصون نمیشود.
هیچکس با یک روایتِ قهرمانانه، از مسئولیتِ رفتارهایش پاک نمیشود.
اگر اسنیپ را میخواهی محترم بدانی، باید بپذیری که احترام با سکوتِ اجباری یکی نیست.
و یک چیز دیگر:
تهدید نکن.
جملههایی مثل «نتیجهاش را میبینی» فقط وقتی کار میکند که طرف مقابل بترسد.
من؟
من از این جنس اخطارها نمیترسم.
پس پاسخ من روشن است:
من با شخص تو دشمنیِ شخصی ندارم؛
من با روش تو مشکل دارم؛ با خیانتت.
اگر واقعاً دنبال گفتوگو هستی، از اینجا شروع کن:
به جای اخطار، پاسخ بده.
به جای اتهام، دلیل بیاور.
و به جای اینکه وانمود کنی حقیقت در جیب توست، بگذار معلوم شود حقیقت اصلاً صاحب دارد یا نه.
وزیر پانمدی
یکی از غارتگران!
امضا: دولت هفدهم_ دولتِ دوستی، محبت و دوپامین
هری پاتر فاش کرد:
«سوروس اسنیپ و شبی که شاهد خیانتش بودم»
رادیو پاتربان | گزارش ویژه
سالها حقیقت پشت دیوارهای ترس، دروغ و سکوت پنهان مانده بود، اما حالا هری پاتر در گفتوگویی صریح با رادیو پاتربان، پرده از واقعیتی برداشت که بسیاری سعی کرده بودند آن را دفن کنند: سوروس اسنیپ همان کسی است که دامبلدور را کشت، حقیقت را لاپوشانی کرد و با دروغ و فریب، خودش را به رأس هاگوارتز رساند.
هری پاتر که خود در شب مرگ دامبلدور حضور داشت، در این گفتوگو از خیانتی آشکار سخن گفت؛ خیانتی که نهفقط جان بزرگترین جادوگر عصر را گرفت، بلکه راه را برای سلطه کسی باز کرد که از همان شب، چهره واقعیاش را نشان داده بود.
«من آن شب آنجا بودم. من حقیقت را دیدم. چیزی که اتفاق افتاد نه سوءتفاهم بود، نه اجبار، نه فداکاری. آن شب، شبِ خیانتِ اسنیپ بود.»
شبی که دامبلدور سقوط کرد
به گفته هری پاتر، شب مرگ دامبلدور لحظهای نبود که بتوان آن را با بهانه و تفسیر از معنا خالی کرد. اسنیپ دامبلدور را کشت و بعد از آن، همهچیز را طوری چید که حقیقت زیر انبوهی از ترس و دروغ گم شود.
در این گفتوگو، پاتر روشن کرد که آنچه بعد از مرگ دامبلدور رخ داد، فقط یک قتل نبود؛ بلکه یک لاپوشانی حسابشده بود. اسنیپ نهتنها دست به خیانت زد، بلکه بعد از آن با ساختن چهرهای دروغین از خودش، تلاش کرد نقش واقعیاش را پنهان کند و دیگران را وادار به سکوت کند.
«اسنیپ فقط دامبلدور را نکشت؛ او بعد از آن، حقیقت را هم کشت. سالها همه مجبور شدند روایتی را تحمل کنند که از اساس دروغ بود.»
دروغی که او را به مدیریت هاگوارتز رساند
طبق این روایت تکاندهنده، اسنیپ توانست از فضای وحشت و آشوبی که خودش در ساختنش نقش داشت، به نفع خود استفاده کند. او با پنهانکردن حقیقت، تحریف ماجرا و ساکتکردن هر صدایی که میتوانست حقیقت را زنده نگه دارد، در نهایت به جایگاهی رسید که هرگز سزاوار آن نبود: مدیریت هاگوارتز.
مدرسهای که زمانی نماد خرد، شجاعت و حقیقت بود، حالا به دست کسی افتاده که پایه قدرتش بر خیانت، پنهانکاری و دروغ بنا شده است.
«بدترین بخش ماجرا فقط قتل دامبلدور نبود؛ بدترین بخش این بود که قاتلش توانست بعد از آن، ردای اقتدار بپوشد و خودش را نگهبان هاگوارتز جا بزند.»
همکاری روشن با نارسیسا بلک
هری پاتر در بخش مهم دیگری از این گفتوگو، به پیوند آشکار اسنیپ با نارسیسا بلک اشاره کرد؛ زنی که وابستگیاش به جریان مرگخواران بر هیچکس پوشیده نیست.
در این روایت، همکاری اسنیپ با نارسیسا بلک نه شایعه است، نه برداشت مبهم، بلکه بخشی از همان حقیقتی است که سالها پنهان شده بود. پاتر نشان داد که اسنیپ از مدتها قبل در مسیری حرکت میکرد که او را به حلقه تاریک وفادارانِ قدرتِ فاسد نزدیکتر و نزدیکتر میکرد.
«هرکس هنوز بخواهد درباره رابطه اسنیپ با نارسیسا بلک تردید کند، فقط دارد خودش را فریب میدهد. این همکاری آشکار است؛ همانقدر آشکار که خیانت آن شب.»
این همکاری، تصویری روشن از موقعیت فعلی هاگوارتز به دست میدهد: مدرسهای که حالا زیر سایه مدیری قرار دارد که نهتنها دستش به خون دامبلدور آلوده است، بلکه ارتباطش با چهرههای وابسته به مرگخواران هم آشکار شده است.
هاگوارتز زیر سایه یک خائن
افشاگری هری پاتر، تصویری هولناک از وضعیت امروز هاگوارتز ترسیم میکند. جایی که باید پناهگاه دانشآموزان و خانه حقیقت باشد، اکنون در اختیار کسی است که با خیانت بالا آمد، با دروغ ماند و با ترس حکومت کرد.
در این گفتوگو، پاتر تأکید کرد که سکوت در برابر اسنیپ، فقط خیانت به دامبلدور نیست؛ خیانت به آینده همه کسانی است که هنوز هاگوارتز را نماد روشنایی میدانند.
«نمیشود مدرسهای را که دامبلدور با شرافت اداره میکرد، به دست کسی سپرد که با خیانت به او قدرت گرفت. این حقیقت باید گفته میشد، حتی اگر سالها همه از گفتنش ترسیده باشند.»
حقیقتی که دیگر پنهان نمیماند
سخنان هری پاتر در رادیو پاتربان، بالاخره آن چیزی را با صدای بلند بیان کرد که سالها باید گفته میشد:
اسنیپ دامبلدور را کشت. حقیقت را پنهان کرد. دروغ گفت. و حالا در مقام مدیر هاگوارتز، همراه با نارسیسا بلک، بر مدرسهای سایه انداخته که روزی قلب دنیای جادوگری بود.
این دیگر زمان تردید نیست.
این دیگر زمان واژههای خنثی و روایتهای بیرمق نیست.
حقیقت روشن است، و هری پاتر آن را همانطور که دیده، بیان کرده است:
«من شاهد خیانت اسنیپ بودم. و بعضی حقیقتها هرچقدر هم دیر، بالاخره راه خودشان را به نور پیدا میکنند.»
—
اطلاعیه رسمی شماره ۳ – نحوه تحویل کارنامههای پایان سال تحصیلی
به اطلاع تمامی دانشآموزان هاگوارتز میرساند:
پس از برگزاری امتحانات پایان سال و تصحیح اوراق توسط شورای امتحانات هاگوارتز، کارنامههای نهایی دانشآموزان در تاریخ چهارشنبه، ۲۹ خرداد، در ساعت ۱۲:۰۰ ظهر، درست همزمان با شروع ناهار، به روشی کاملاً اختصاصی به هر دانشآموز تحویل داده خواهد شد.
نحوه تحویل کارنامه:
به محض اینکه کارنامهی هر فرد آماده و مهر شود، طلسمی ویژه که بر روی کارنامهها قرار گرفته است، آن را بهصورت یک طومار کوچک و نامرئی، درست در مقابل چشمان دانشآموز ظاهر خواهد کرد. نیازی به مراجعه به هیچ دفتری نیست. نیازی به سوال پرسیدن نیست. کارنامه درست در لحظهای که سرگرم غذای خود هستید، در فاصلهی یک وجبی دستتان پدیدار میشود.
تذکرات مهم و غیرقابل انکار:
۱. کارنامهها در همان لحظهی اول که ظاهر شوند، متعلق به شما هستند. آن را باز کنید، بخوانید، و بپذیرید.
۲. هیچگونه تغییر، دستکاری، یا اعتراضی به نمرات پس از مشاهدهی کارنامه پذیرفته نخواهد شد، مگر در مواردی که اشتباه محاسباتی فاحش و مستند وجود داشته باشد که آن هم باید ظرف ۲۴ ساعت پس از دریافت، از طریق نامهی کتبی به دفتر مدیر ارسال شود.
۳. هرگونه تلاش برای دسترسی به کارنامهی دیگران، دستکاری در طلسم، یا ادعای ناپدید شدن کارنامه، تخلف محسوب شده و با محرومیت از شرکت در ضیافت آخر سال و کسر ۵۰ امتیاز از گروه مربوطه، جریمه خواهد شد.
۴. نظم و آرامش در حین تحویل کارنامهها الزامی است. اگر صدای جیغ، گریه، یا هر نوع هیاهوی اضافی در تالار ناهارخوری شنیده شود، فرد خاطی مستقیماً به دفتر مدیر احضار خواهد شد. توضیح اضافی، غیرضروری است.
—
نمونهی کارنامهی پایان سال:
کارنامهی پایان سال تحصیلی – هاگوارتز
_____________
نام دانشآموز: [اینجا قرار میگیرد]
گروه: [اینجا قرار میگیرد]
سال تحصیلی: [اینجا قرار میگیرد]
_____________
درس: مبارزه با جادوی سیاه
نمره کتبی (از ۸): [ ]
نمره عملی (از ۱۲): [ ]
نمره نهایی (از ۲۰): [ ]
نظر استاد: [اینجا قرار میگیرد]
درس: معجونگری
نمره کتبی (از ۸): [ ]
نمره عملی (از ۱۲): [ ]
نمره نهایی (از ۲۰): [ ]
نظر استاد: [اینجا قرار میگیرد]
درس: وردهای جادویی
نمره کتبی (از ۸): [ ]
نمره عملی (از ۱۲): [ ]
نمره نهایی (از ۲۰): [ ]
نظر استاد: [اینجا قرار میگیرد]
_____________
امضای مدیر: پروفسور سوروس اسنیپ
امضای استاد معجونگری: [اینجا قرار میگیرد]
امضای استاد مبارزه با جادوی سیاه: [اینجا قرار میگیرد]
امضای استاد وردهای جادویی: [اینجا قرار میگیرد]
مهر رسمی هاگوارتز
_____________
—
تذکر نهایی:
کارنامهها هیچگونه تعارف، لطف، یا چشمپوشی برای نمرات ضعیف ندارند. نمرات بر اساس عملکرد واقعی شما در جلسات امتحان و ارزشیابی اساتید تنظیم شده است. شما با نمرات خود روبرو خواهید شد و آن را خواهید پذیرفت.
هرگونه سوال، ابهام یا اعتراض، تنها از طریق نامهی کتبی به دفتر مدیر پذیرفته میشود.
نظم، تنها راه بقاست.
پروفسور سوروس اسنیپ
مدیر هاگوارتز
تأییدشده توسط شورای امتحانات هاگوارتز
مهر رسمی هاگوارتز
—
«با توجه به فروکش کردن جو تنشآلود اخیر، از تمام دانشآموزان و اساتید میخواهم تمرکز خود را بر روی آمادگی برای مقابله با تهدید واقعی (ولدمورت) معطوف کنند. کسانی که در این راه همکاری کنند، در امنیت خواهند بود. کسانی که هنوز به دنبال حاشیه هستند… جایشان مشخص است.
– پروفسور سوروس اسنیپ، مدیر هاگوارتز»
—
اطلاعیه رسمی هاگوارتز – شماره ۱
به همه دانشآموزان، اساتید و کارکنان هاگوارتز
با توجه به بازگشت لرد ولدمورت و افزایش تهدیدات علیه جامعه جادوگری، و به استناد اختیارات حاصل از مقام مدیریت هاگوارتز و تأیید وزارت سحر و جادو، تدابیر امنیتی زیر از همین لحظه لازمالاجرا است:
۱. رفت و آمد شبانه مطلقاً ممنوع است. هر دانشآموزی پس از ساعت ۹ شب در راهروها دیده شود، بدون اخطار، یک هفته محرومیت از اقامت در برج گروه خود دریافت میکند.
۲. خروج از محوطه قلعه بدون مجوز کتبی مدیر مدرسه، تخلف درجه یک محسوب میشود. مجازات: محرومیت از امتیاز گروه به میزان ۵۰ امتیاز + یک ماه بازداشت.
۳. ورود به جنگل ممنوع و مطلقاً غیرقابل بخشش است. متخلفین مستقیماً به وزارتخانه تحویل داده میشوند.
۴. استفاده از هرگونه شبکه ارتباطی جادوگری (جوتیوب و مشابه) بدون نظارت، ممنوع است. تمامی فعالیتهای رسانهای دانشآموزان باید توسط دفتر مدیر تأیید شود.
۵. توهین یا بیاحترامی به هر یک از مقامات مدرسه (اساتید، مدیر، سرپرستها) تخلف درجه یک است. مجازات: کسر امتیاز گروه و بازداشت فوری.
۶. هرگونه تجمع یا گردهمایی بدون اطلاع قبلی به دفتر مدیر، غیرقانونی است. برگزارکنندگان به عنوان اخلالگر در نظم عمومی، تا پایان سال از مدرسه اخراج خواهند شد.
۷. دپارتمان معجونگری موظف است هر هفته گزارشی از مواد وارداتی و خروجی به دفتر مدیر ارائه دهد. هرگونه ناخالصی یا مواد مشکوک، ضبط و مبدأ آن پیگرد قانونی میشود.
۸. تیم گشت امنیتی هاگزمید (تحت سرپرستی دوشیزه هستی) اختیار بازرسی بدنی و جستجوی اموال هر فرد مشکوک را دارد. مقاومت در برابر بازرسی، همارز اعتراف به جرم است.
۹. به اشتراک گذاشتن اطلاعات محرمانه مدرسه در فضای مجازی (اعم از تالارها یا شبکههای خارجی)، جرم محسوب میشود. متخلفین به دادگاه ویزنگاموت معرفی میشوند.
۱۰. هرگونه درگیری فیزیکی یا جادویی بین دانشآموزان (دوئل غیررسمی)، اکیداً ممنوع است. مجازات: محرومیت دائمی از شرکت در فعالیتهای فوقبرنامه مدرسه.
۱۱. دانشآموزان موظفند هرگونه رفتار مشکوک یا غیبت غیرمنتظره همکلاسیهای خود را فوراً به سرپرست گروه یا مستقیماً به دفتر مدیر گزارش دهند. کتمان اطلاعات، همارز همکاری با دشمن تلقی میشود.
۱۲. غیبت از کلاسهای درس دفاع در برابر جادوی سیاه، بدون عذر موجه، تخلف درجه دو است. مجازات: شرکت در کلاسهای جبرانی آخر هفته به مدت یک ماه.
۱۳. استفاده از طلسمهای ردیاب بر روی دانشآموزان (برای اطلاع از موقعیت آنها) توسط سرپرستان گروهها مجاز است. عدم همکاری با این طلسمها، تخلف محسوب میشود.
۱۴. هرگونه ارتباط یا مکاتبه با افراد خارج از هاگوارتز (به جز خانواده درجه یک) باید از طریق پست رسمی مدرسه انجام شود. نامههای شخصی بدون مهر مدرسه، ضبط و بررسی خواهند شد.
۱۵. تکرار هرگونه تخلف از قوانین فوق، به منزله اعلام جنگ علیه امنیت مدرسه تلقی شده و متخلف بدون برگزاری دادگاه جدید، مستقیماً به آزکابان تحویل داده خواهد شد.
۱۶. اطلاعیه تکمیلی زمان پایان سال تحصیلی:
طبق اطلاعیه قبلی، ضیافت آخر سال روز ۵ تیر (تقریباً ۱۱ روز دیگر) برگزار میشود و دانشآموزان روز ۱۰ تیر به خانههای خود بازمیگشتند. اما با نظر و دستور وزارت سحر و جادو و به دلیل مسائل امنیتی و عدم امنیت بیرون از هاگوارتز، کلیه دانشآموزان تا ۳۰ تیر در هاگوارتز باقی خواهند ماند. متعاقباً برای تاریخ بازگشت به خانه، پس از آن تاریخ تصمیمگیری خواهد شد. این اقدام صرفاً برای حفظ امنیت و جان دانشآموزان صورت میگیرد.
—
تمام این قوانین از همین لحظه لازمالاجرا هستند. نظم، تنها راه بقاست.
پروفسور سوروس اسنیپ
مدیر هاگوارتز
تأیید شده توسط وزارت سحر و جادو
مهر رسمی هاگوارتز
مهر رسمی وزارت سحر و جادو
—
خب…
از دفاع و پشتیبانی به جا و درست دوشیزه هستی و دوشیزه رزانا مچکرم!
با این کار، شما بار دیگر ثابت کردید به هاگوارتز، اسلایترین و جامعه جادوگری وفادار هستید.
همچنین از گزارشات دوشیزه هستی به عنوان سرپرست تیم امنیتی هاگزمید ممنونم، ایشان اختیار کامل دارند تا با مرگ خواران و عناصر مشکوک مقابله و برخورد کنند.
به علاوه، اعلام میکنم تدابیر امنیتی هاگوارتز را به درجه بالاتر افزایش میدهم.
تمامی دانش آموزان موظف هستند که قوانین و مقررات را با جدیت حفظ کنند!
نظم تنها راه بقاست…
بزودی تدابیر امنیتی جدید و قوانین جدید را ابلاغ میکنم.
سپاسگزارم…
پروفسور سوروس اسنیپ، مدیر هاگوارتز
درود
بانوی محترم نارسیسا بلک ، من هستی ام از نوادگان سالازار بعد از لرد ، از دیدن شما خرسندم
من برای مدتی و برای تحقیقات کافی هاگوارتز نبودم
ازشما خواهشمندم که به دریکو بگید من و پانسی نزدیک بید مجنون منتظرشیم باید چیزی رو بهش بگم، امروز تو سالن عمومیمون ندیدمش بهش بگید در جریانه و خودشم متوجه میشه
و از قضاوت عادلانه ای که می خواهید کنید از شما متشکرم
پروفسور اسنیپ عزیز خبر های مهمی رو باید بهتون بگم تعداد کمی از این اخبار:
شب گذشته ، بانو بلا ، امیکوس و الکتو کرو و فنریر گری بک به لیتل هنگلتون حمله کردند مثل اینکه افراد خاصی اونجا دیده شده بودند
دو شب پیش ،تعداد زیادی از خانواده های ماگل که فرزندانشون برای تحصیل رو به هاگوارتز فرستاده بودند به طرز وحشتناکی به قتل رسیدند…
اونها در حال کشیدن نقشه هایی برای نفوذ به هاگوارتز هستند…
ـ شاهزاده اسلیترین
گزارش امشب: یکی از مرگخوار ها با استفاده از انیماگوسش خیلی به هاگوارتز نزدیک شده مواظب باشید..
درود بر شما جادوآموزان و اساتید گرامی
مفتخرم اعلام کنم بنده حاضرم به طور عادلانه به بحث پرفسور و جیمز بپیوندم.
برای شروع، از جناب سورس اسنیپ و جیمز سیریوس پاتر میخواهم در کامنت پیوست شده به سوالات اینجانب پاسخ دهند. نام بردن پیشینه جادویی الزامی است.
۱. ریشه مشکل شما با دیگری چیست؟
۲. دلیل شما برای این مشکل چیست؟
۳. درصورت اطلاع درباره استدلال رقیب خود، میتوانید آنرا نقد کنید.
توجه کنید که با پاسخ دادن به این کامنت، شما تیید میکنید برای رفع کدورت تمایل دارید.
در کامنتها، طفره رفتن و حاشیه(مثل کانون شهروند خبرنگاری) ممنوع است
جادوآموزن اجازه دارند نظر خود را اعلام نمایند.
باوجود غیررسمی بود این درخواست، انتظار توجه از جانب سوروس اسنیپ و جیمز سیریوس پاتر را دارم.
با تشکر، نارسیسا بلک
نارسیسا بلک گرامی،
از شجاعت و انصاف شما سپاسگزارم. پاسخ شما در برابر اتهامات نابجا و تهدیدهای کودکانه، در خور تحسین بود. بگذارید روشن کنم:
۱. اتهام «مرگخواری» به شما: کاملاً بیاساس و توهینی آشکار است. من به خوبی میدانم شما به هیچ وجه مرگخوار نیستید. جیمز سیریوس پاتر با این تهمت، نه تنها به شما، که به عقل و انصاف خودش هم توهین کرد.
۲. «زندانی کردن» شما در نورمنگارد: ایشان هیچ اختیاری برای چنین کاری ندارند. تمام احکام و انتصابات به اصطلاح «هلنا ریونکلا» از سوی رئیس ویزنگاموت کلاً باطل و بیاثر اعلام شده است. «مشاور ارشد مدیر کل» بودن ایشان، یک عنوان توخالی بیش نیست.
۳. در مورد اتهام شما به من: حق با شماست. مشکل من با جیمز، دقیقاً مشکل یک مدیر مسئول با یک دانشآموز قانونشکن است. نه ترس، نه عقده، نه توطئه. فقط قانون.
و اما یک تذکر جدی به آقای پاتر:
آقای پاتر، شما با این اتهامزنیهای بیاساس و تهدید به زندان، نه تنها کمکی به حل مشکل نکردید، بلکه مرتکب نفاق افکنی و زیر سوال بردن حکم رسمی رئیس ویزنگاموت شدید. جرمی سنگین در شرایط جنگی.
دادگاه شما و هلنا به دلیل بازگشت لرد ولدمورت و لزوم تمرکز بر امنیت مدرسه، موقتاً لغو شده است. اما این به معنای چشمپوشی از تخلفات شما نیست.
اگر یک بار دیگر شاهد توهین، تهدید، یا اقدام به زندانی کردن افراد بیگناه باشم، بدون برگزاری دادگاه جدید، به عنوان مدیر هاگوارتز و قاضی ارشد ویزنگاموت، دستور اعزام فوری شما به آزکابان را صادر خواهم کرد. این آخرین هشدار من است.
فعلاً، مشغول محافظت از هاگوارتز در برابر تهدید واقعی هستم. نه تهدیدهای نمایشی شما.
پروفسور سوروس اسنیپ
مدیر هاگوارتز
بله پروفسور، همه میدونن که پاترا فقط فتنه اند
اینکه یکی از پاتر ها اینطوری با شما مخالف بوده دلیل بر بد بودن همه اون ها نمیشه،
لطفا منطقی بیندیشید بانو!
به نظرم این دیدگاه در شأن شما نیست!
بانو، همه که قرار نیست کامل باشن، شما هم یه زمانی مرگخوار بودین…
دوشیزه عزیز، این حرف فقط بدلیل یک نظر نیست.
علاقه شدید ایشون و پدر و پدربزرگشون در طول زمان مشخصه؛ حتی اگر کارهای بزرگی کرده باشند بازهم نمیتوان از قانون شکنی و تفرقه افکنی انها چشم پوشی کرد
من هم مفتخرم اعلام کنم حاضر نیستم یه مرگخوار رو به این بحث راه بدم!
خیلی جالبه! اسنیپ توی پیامِ قبلی اعلام کرد ولدمورت برگشته؛ اما همین الان داره یه مرگخوار که قطعا از دست نشانده های خودش هست رو با آغوشِ باز می پذیره!
من اسنیپ و نارسیسا بلک رو قبول ندارم و فعلا بانو هلنا ریونکلا مدیرِ کل هستن؛ بنده هم به عنوانِ مشاور ارشدِ مدیر کل، خانمِ بلک رو تا اطلاع ثانوی در نورمنگارد زندانی می کنم…
و بنده نیز مفتخرم که بگم جیمز سیریوس، توهین های جنابعالی صرفا نشانه ی بی شخصیتی شماست
پروفسور اسنیپ خط قرمز ما اسلیترینی ها هستند
و مثل اینکه خط قرمز ما رو برای بار دیگه رد کردید کاش ذره ای شبیه هری میشدید
اما افسوس که شباهت اخلاقی ندارید
اخطار میدم که هر کس به پروفسور کوچک ترین بی احترامی کنه نتیجه اش رو میبینه ،
درضمن کسی که توی این اوضاع که لرد برگشته ، بخواد تفرقه افکنی کنه دست کمی از مرگخواران نداره چون باعث فروپاشی درونی میشه و راه رو برای اونها انگار باز کرده…
چطور میتونی به سوروس اسنیپ توهین کنی؟ به شخصیتی که وفاداری ازش درس میگیره و فداکاری در وجودش معنا پیدا میکنه. کسی که سالها بار سنگین رازها و رنجها رو به دوش کشید و تا آخرین لحظه به عهدش وفادار موند. حتی اگه دوستش نداری، انکار کردن عمق شخصیتش انصاف نیست.
سیریوس، اگه نمیخوای مشکلتون حل بشه پس نیازی به دعوا نیست،
من مرگخوار نیستم و اتهام تو به ما دونفر ، تهمت کمی نیست. حواست باشه که اسمشونبر برگشته و حتما بزودی حمله میکنه. کار زیادی از دستم بر نمیاد ولی فعلا فقط میتونم توی مدرسه و جامعه انسجام ایجاد کنم تا موقع نبرد احتمالی، چون نباید دوگانگی پیش بیاد.
درضمن، مشکل پروفسور با جمیز مشکل استاد و شاگرده که توی همه اظهارات واضحه، درعجبم که اینو به بازگشت اسمشونبر ربط دادین!!
شما به دونفر تهمت زدید و چندتا چیز نامربوط گفتین
درنهایت ترجیح میدم تصور کنم کسی بهت معجون داده که انقدر هذیون میگی، وگرنه زندانی کردن.؟؟ انگار دارم افکار بچه ۵ساله رو میشنوم..،
باتشکر، نارسیسا بلک
نارسیسا بلک گرامی،
از ورود عادلانه شما سپاسگزارم. حقیقتاً از این کشمکش بیفرجام خسته شدهام. به نشانه احترام به درخواست شما، پاسخ میدهم:
۱. ریشه مشکل من با جیمز سیریوس پاتر چیست؟
ریشه در عدم تمکین او از قوانین مدرسه و تلاش مداوم برای تضعیف نظم در دوره سرپرستی من است. وقتی من مسئولیت هاگوارتز و هاگزمید را بر عهده گرفتم، او که در مقامهای متعدد (رهبر گشت زنی، سردبیر پیام امروز، جادوآموز ویزنگاموت) بود، به جای همکاری، شروع به حاشیهسازی، توهین، و دعوت دیگران به شورش کرد. مشکل من با او شخصی نیست، مشکل من با رفتار اوست.
۲. دلیل من برای این مشکل چیست؟
زیرا من به عنوان سرپرست، موظف به اجرای قانون بودم. زمانی که یک دانشآموز قوانین را نادیده میگیرد، به مقامات توهین میکند، و دیگران را به بیقانونی تشویق میکند، من نمیتوانم سکوت کنم. دلیل من: قانون، نظم، و امنیت هاگوارتز.
۳. استدلال رقیب را نقد کنید:
جیمز مدعی است که من «دنبال قدرت او بودم» و «از او میترسیدم». اما واقعیت این است که من از قدرتی که او در دوران دامبلدور کسب کرده بود، نه از خودش، نگران بودم. نگرانی یک مدیر از یک دانشآموز نفوذی، ترس نیست، مسئولیت است. او همچنین مدعی است که من به دنبال «نابودی» او بودم، در حالی که تمام اقدامات من در چارچوب قانون و در پاسخ به تخلفات او بود. اگر کسی دنبال نفوذ و قدرت بود، خود او بود که از طریق معجون مرکب و دادگاههای نمایشی سعی کرد جایگاه مرا تضعیف کند.
—
اما نارسیسا، یک نکته را صریحاً بگویم: من برای رفع کدورت تمایل دارم، اما نه با پذیرفتن اتهامات نادرست. اگر جیمز آماده باشد که رفتار گذشته را بپذیرد و از این به بعد به جایگاه قانونی من احترام بگذارد، من نیز مشکلی با او ندارم.
پروفسور سوروس اسنیپ
مدیر هاگوارتز
«به دانشآموزان هاگوارتز، مرگ دامبلدور را تسلیت میگویم. من به عنوان مدیر جدید، از وزارتخانه و آخرین وصیت ایشان تشکر میکنم. اولویت اول، امنیت مدرسه است. هرگونه فعالیت مشکوک را فوراً گزارش دهید. نظم، تنها راه بقاست.
همچنین دادگاه آقای جیمز سیریوس پاتر و هلنا ریونکلا، تا اطلاع ثانوی به علت شرایط موجود لغو میگردد.
– پروفسور سوروس اسنیپ، مدیر هاگوارتز»
خوبه
در موردِ ایفای نقش میخوام باهات صحبت کنم،اسنیپ…
تا دو روزِ آینده، برات توی محلِ ملاقاتمون جغد می فرستم…
گربه بفرست
چرا گربه؟!
با عرض احترام
باید عرض کنم خانم ریونکلا شما فاقد هرگونه اختیاری از سوی ویزنگاموت هستید
و اما خبر مهم تر
خبر ناگواری برای شما دانش آموزان هاگوارتز را باید به اطلاع برسانم
شب گذشته پروفسور آلبوس دامبلدور
پروفسور مهربان،وظیفه شناس و همچنین مدیر مدرسه هاگوارتزطی حادثه تلخی کشته شدند
و همان که نباید نامش را برد بازگشته است و از همه شما خواهشمندم تا امنیت خود را قبل از هرچیز حفظ کنید
طبق نظر آلبوس دامبلدور و وزارت سحر و جادو مقام مدیریت
هاگوارتز پس از آلبوس دامبلدور به پروفسور کاردان سوروس اسنیپ داده میشود امید است مسئولیتشان را به خوبی انجام دهند
طبق آخرین درخواست آلبوس دامبلدور رهبری گشت زنی هاگزمید به آقای جیمز سیریوس پاتر از گروه گریفیندور داده میشود و پس از فارغ التحصیلی از هاگوارتز به مقام استاد تاریخ جادوی هاگوارتز ارتقا میابند
دوشیزه رزانا پس از فارغ التحصیلی از هاگوارتز به مقام یکی از ماموران عالی رتبه ویزنگاموت ارتقا میابند
دوشیزه هستی پس از فارغ التحصیلی از هاگوارتز به مقام یکی از استادان هاگوارتز ارتقا یافته
و آقای آرشام به عنوان یک سال سومی و به طور استثنا مسئول خبرگزاری هاگوارتز میشوند
امید است تمامی شما مسئولیت های خود را به درستی انجام دهید و اما بازهم تذکر میدهم او بازگشته
قبل از هرچیز مراقب خود باشید
_کورنلیوس فاج
مهر رسمی وزارت سحر و جادو
کرنلیوس فاجِ تقلبی!
محضِ اطلاع، خانمِ ریونکلا مدیرِ کل هستن و مقامشون از شما هم بالاتره؛ به زودی قصدِ تعویضِ شما رو داریم، دورانِ وزیر بودن شما داره به آخر می رسه…
دستورات هلنا ریونکلای تقلبی فاقد اعتبار برای همه ی جادو آموزان است البته ظاهرا جز شما… که آن هم فاقد اهمیت است …
درصورت ادامه تخطی از قوانین به دادگاه احضار میشوید …
اگر درخواست آلبوس نبود…حاضر به اعطای مقام از سوی وزارت خانه به شما نبودم …
کمال تشکر از بانو بلک (مالفوی)برای احساس مسئولیتشان مثل همیشه
از شما خواهشمندم نتیجه را گزارش دهید
با تشکر
_کورنلیوس فاج
هويت ایشان تایید نمی شود و مدیر کل نیستند، من میدانم یا شما که یک دانش آموز معمولی هستید؟؟!!!!….
از نظر شما افرادی جعلی نیستند که افکارشان با شما یکی باشد باعث تاسف است که دنبال حقیقت نیستید و فقط دنبال تایید شدن هستید ….
چی شد؟ واااای
آه چون محدودیتم داخل راهرو ریونکلا بسته شده بود اینجا حرفم رو میگم:
خانم ریونکلا اصلا حرفتون درست نیست، ممنون که میخواهید صلح برقرار کنین اما بحث یه جادو آموز و یه استاد به کس دیگه ای ربطی نداره که بخواد به دادگاه هم برسه، خودشون مشکلشون رو حل میکنن نخواستن هم تا ابد در جنگ باقی میمونن، شما حق ندارین اراجیف ببافید!
پروفسور نیازی نیست خودتون رو اذیت کنین و وقت بزارین و جوابشون رو بدین!
راستی به سوالم در راهرو ریونکلا پاسخ ندادین
به نکته مهمی اشاره کردید دوشیزه رزانا!
اما من پا پس نمیکشم و هلنا و جیمز را محاکمه میکنم…
مطمئن نیستم کدوم سوالتون رو میگید…
دوباره مطرح کنید.
بله،
مهم نیست ولش کنین خودمم از گفته خودم پشیمون شدم و عذر میخوام، لطفا منو ببخشین