در سیزدهمین قسمت پادکست لوموس به سراغ همین فصل از کتاب سنگ جادو می‌رویم و بالاخره به راز پشت نام «نیکلاس فلامل» و خود سنگ جادو پی می‌بریم. اما امروز یک بازی کوییدیچ دیگر هم در جریان است و داور آن هم کسی نیست به جز پروفسور سوروس اسنیپ!

پیش از این به شما گفته بودیم که در لوموس به جای مطالعه‌ی کتاب، در مورد یک فصل از داستان کتاب‌های هری پاتر با هم صحبت می‌کنیم، ناگفته‌های ماجرا را تحلیل می‌کنیم، بخش‌های مختلف داستان و شخصیت‌ها را به هم وصل می‌کنیم و به عمق قصه می‌رویم.

اسپانسر این قسمت از پادکست لوموس فروشگاه فانتازیو است.

لطفا جهت ارتقای کیفیت پادکست لوموس و انتقال دیدگاه‌های خود به ما در این پرسشنامه کوتاه شرکت کنید.

همزمان با پخش هر قسمت از پادکست لوموس، یک سری مطلب کاملا جدید هم در مرکز دنیای جادوگری منتشر می‌شود. عضو ثابت این مطالب حذفیات و سانسورهای ترجمه‌ی کتاب‌های هری پاتر در ایران است که به همت مترجم‌های سایت آماده شده.

حذفیات ترجمه هری پاتر

در این بخش تمام حذفیات و سانسورهای ترجمه‌ی فارسی کتاب‌های هری پاتر در ایران را منتشر می‌کنیم. ضمن احترام به مترجم و ناشر ایرانی، با توجه به قوانین موجود در کشور بخش‌هایی از کتاب حذف شده یا بخاطر خستگی مترجم محترم از دست رفته و ترجمه نشده. ما برای کامل کردن تجربه‌ی شما از دنیای شگفت‌انگیز جادویی هری پاتر، تمام این بخش‌ها را استخراج کردیم و در این بخش در کنار هر قسمت از پادکست لوموس آنها را منتشر می‌کنیم.

برای مطالعه حذفیات فصل سیزدهم از کتاب هری پاتر و سنگ جادو اینجا را کلیک کنید.

داستان‌های حاشیه‌ای مرتبط با فصل

جی.کی.رولینگ در کنار هر فصل از داستان‌های هری پاتر، یک یا چند داستان حاشیه‌ای و کاملا جدید مرتبط با آن را در سایت رسمی دنیای جادوگری منتشر کرده است. ما پیش از این داستان‌های مربوط به این فصل را ترجمه کرده بودیم و حالا در کنار این قسمت از پادکست با مطالعه‌ی آن‌ها می‌توانید به درک بیشتری از این داستان و گفتگوهای مربوط به آن برسید. توصیه ما به شما این است که علاوه بر مطالعه‌ی همزمان کتاب با ما، این داستان‌های حاشیه‌ای مرتبط و جذاب را هم مطالعه کنید.

داستان مرتبط با فصل سیزدهم: نیکلاس فلامل از کتاب هری پاتر و سنگ جادو:
نیکلاس فلامل

جهت ارتباط با ما می‌توانید از طریق [email protected] یا توییتر و اینستاگرام در ارتباط باشید.

اسپانسر: فروشگاه فانتازیو
اجراکنندگان: خشایار، شادی، امید و میلاد
مترجم: حسین غریبی
آهنگساز: علی خانی
طرح کاور: Jim Kay
ارائه‌ای از وب‌سایت مرکز دنیای جادوگری و دمنتور

۱۹ دیدگاه

  1. سلام و خسته نباشید
    ممنون که با وجود قطعی برق و همه سختی های دیگه بازم پادکست منتشر شد.
    به نظر من از اونجائی که هری دلش خانواده واقعی خودش رو میخواست آینه هم فقط خانواده واقعیش رو نشون داد والا اگه آرزوی قلبی هری داشتن یه سرپرست باحال بود ممکن بود آینه سیریوس رو نشون بده.
    من مستندی که تلویزیون پخش کرد رو خوب یادمه چون تا اون موقع نتونسته بودم فیلمارو ببینم اون مستند برای من نتیجه عکس داشت و اینکه تو اون مستند شخصیت های داستان رو نشون داد و درموردشون حرف میزد رو خیلی دوس داشتم من انقدر ذوق دیدن هرچیزی در مورد دنیای هری پاتر رو داشتم که اصلا که نکات منفی که می گفت گوش نمیکردم یعنی کلا تاثیرمستنده روی من برعکس بود بیشتر مشتاق دنیای هری پاتر شدم.

  2. سلام ممنون از پادکست خوبتون
    فرق روح با شبح چیه که شما گفتید کاش تو داستان ها روح هم بود؟ و یه جایی هم گفتید پیوز یا بدعنق شبح نیست، اگه نیست پس چیه؟

  3. سلام و تشکر بابت این قسمت عالی
    خواستم یه چیزی درمورد سن نیکلاس فلامل بگم … به نظر من اتفاقا برخلاف چیزی که توی پادکست گفتید، کتاب‌های جادویی، درمواردی مثل این‌جا که درمورد سن و محل زندگی افراد صحبت کرده، ممکنه توان آپدیت شدن داشته باشن وگرنه شاید یه رفرنس میداد که در سال فلان که کتاب نوشته شده (از همون اولین باری که من این کتاب رو در کودکی خوندم، تصورم این بود که کتاب‌های جادوگرا آپدیت می‌شن … قشنگ یادمه چند دقیقه درگیرش موندم و وقتی به این نتیجه رسیدم ازش گذشتم !!!) 🙂

  4. با سلام. منم یه سری چیزا میگم که امیدوارم مفید باشه

    ۱: به نظرم تایم اپیزودها رو کم کنید (مثلا نهایت ۶۰ دقیقه). یادتون باشه که کتاب های بسیاری در راه هست و باید برای سال های بعد هم مطالب نگه دارید!

    ۲: بیشتر به چیزایی بپردازید که از نظر بقیه پنهان موندند . مثلا انگیزه اسنیپ از قبولی داوری خیلی بحث جالبی بود که من اصلا بهش فکر هم نکرده بودم ! ولی مثلا جملاتی مثل “این صحنه خیلی قشنگ فلان چیز رو نشون میده” به نظرم از اولویت کمتری باید برخوردار باشند.

    ۳: نمیگم پادکست رو بزرگسالانه کنید ولی هر قسمت یکی دو تیکه ریز بندازید به جایی برنمی خوره. مثلا یه جا گفته بودید که اسنیپ اگه هری رو می دید، فلانش می کرد….این تیکه ها هم منشوری نیستن هم یکم فضا رو فان می کنند.

    ۴: حالا که ترجمه ها رو می شکافید ، یکم به طراحی جلد بیخود کتاب های قدیم هم اشاره کنید (مخصوصا ۴ کتاب اول)

    موفق باشید.

  5. الهی به امید تو!

    لوموس مکسیما…!

    ۱. هفته قبل من نتونستم از این کامنت طولانیا بذارم. پس اول کوتاه نظرمو درباره فصل قبل میگم. فصل آینه اریسد یکی از سنگین‌ترین فصلای دو کتاب اوله. در کل دوتا کتاب اول داستانا و داستانک‌های سبک‌تری از لحاظ محتوا داره. اما این فصل کاملا متفاوته و حتی فضای لایت و کودکانه هم نداره. اگه من توی آینه نگاه می کردم خودمو می دیدم که دارم فوتبال گزارش می کنم و گزارشم زنده از تلویزیون پخش میشه.

    ۲. اگه میشه درباره این قسمت کامنتم توی قسمت بعد صحبت کنید! درباره ترجمه توی فصلای اخیر زیاد صحبت کردین. یه جا گفتین که کتابسرای تندیس میدونه که این کتابا چقدر پرطرفداره. چیزی که من توی چند ماه اخیر دیدم این بود که به شکل عجیبی خودشونو به ندونستن و نفهمی زدن. مثلا توی اینستاگرام‌شون یه کوئسشن باکس گذاشته بودن و پرسیده بودن: “دوست دارین جای کدوم شخصیت کتابا باشین” بعد ادمین پیجشون برگاش ریخته بود که چقدر هری پاتر طرفدار داره! نمی دونستم. درباره آقای کبریایی و سابقه کاریشون هم از کتابسرای تندیس پرسیدم. گفتن ما خودمون هم نمی دونیم ایشون کجان. چون مدت هاست که رفتن خارج از کشور و ما هم ترجمه جدیدی ازشون ندیدیم. ظاهرا استاد برای فرار از محبوبیت بی‌اندازشون به یه جای دورافتاده فرار کردن.

    ۳. توی فصل قبل گفتین اگه هرماینی بود درباره آینه و این کاری که هری می کرد چه نظری داشت که خب این فصل جوابش داده شده. هرماینی اصلا کاری به آینه نداشت. فقط نگرانی‌ش این بود که “اگر فیلچ پیداتون می کرد چی؟”

    ۴. خوشم میاد کوییدیچ و تمریناتش توی هر شرایط جوی برگزار میشه. بعد ما موقع زنگ ورزش معلم میاد میگه بارون داره میاد. امروز باید تو کلاس بمونید.

    ۵. هری به نویل میگه “تو به دوازده‌تا مثل مالفوی می‌ارزی” که استاد بزرگوار زحمت کشیدن یه بار ده ترجمه کردن یه بار دوازده. یعنی هیچی ندارم بگم.

    ۶. به نظر میرسه امید باید با زمان برگردان بره عقب. روش کتاب‌خوندنشو به عمو سعید پیشنهاد کنه

    ۷. مستند صدا و سیما رو من ندیدم. چون زمانی که پخش شد (سال ۱۳۸۵) یک سالم بوده. تو اینترنت هم هر چی گشتم اثری ازش نبود. ولی هم با چیزایی که توی این فصل دربارش گفتین و هم با اون نقدای قدیمی دمنتور درباره این مستند خیلی خندیدم. دمتون گرم

    ۸. یکی از تیکه های عالی مالفوی اونجایی بود که گفت: “ویزلی شانس بهتون رو کرده. مثل این که پاتر رو زمین پول دیده.” که البته بعدش بدجور ضایع شد.

    ۹. نمی دونم چرا ولی این بخشی که هری سوار جاروش میشه و اسنیپو تعقیب می کنه اصلا برام قابل درک نیست. آخه دم غروب اسنیپ قبل از این که وارد جنگل بشه حس نکرده یه جاروی به اون بزرگی بالای سرشه؟ و واقعا ممنونم که این بخشو توی فیلم حذف کردن. زیادی فیلم هندی طوره.

    خیلی ممنون از اینکه تا اینجا نظرمو خوندید. ببخشید که سرتونو درد آوردم.

    نوکس…!

    1. دوست عزیز. اگه اجازه بدی به موارد ۲ و ۵ جواب بدم.

      ۲: صد درصد میدونن کتاب ها چقدر پرفروشه. هری پاتر احتمالا پرفروشترین کتاب داستانی نوجوانان در ایرانه (و مسلما پرفروشترین عنوان تندیس).

      ۵: در زبان خارجی عدد راندشون ۱۲ هست و بهش dozen (یا دوجین) میگن. احتمالا آقای کبریایی (یا ویراستار) خواستن معادل فارسی درست کنن ولی مورد دوم رو فراموش کردن (قابل توجه خانم شادی که به حساب خنگ بودن نویل گذاشتن)

    2. سلام
      درمورد نکته‌ی ۲ ، شاید می‌خواستن از جذابیت استوری‌هاشون کم نشه که اینجوری رفتار کرده بودن وگرنه چند وقت پیش ( دو سه سال پیش ) یه مصاحبه از مدیر انتشارات کتابسرای تندیس خوندم که عینا خودشون از عبارت چاه نفت برای کتابای هری پاتر استفاده کرده بودن.
      در مورد نکته‌ی ۴ هم بگم که اونا هم این که جادوگرن و خیلی از اتفاقایی که رو آدمای عادی اثر می‌ذاره روشون تاثیرگذار نیست و هم یه مادام پامفری دارن که تنها موردی که پیش اومد و نتونست کاریش کنه، مرگ سدریک دیگوری بود! تقریبا برای هر مسئله و بیماری‌ای یه راه حل داره …! ما نهایتا تو مدرسه بهمون چایی نبات می‌دادن اگه یه بلایی سرمون میومد و در موارد شدیدتر با اورژانس تماس می‌گرفتن بعد از دادن چایی نبات و اورژانس هم وقتی میومد چایی نبات دوم رو تجویز می‌کرد !!! 🙂 خلاصه این که اگه تو روزای بارونی می‌بردن‌مون ورزش هم هزینه‌ی چایی نبات مدرسه می‌رفت بالا هم این که فرداش یکی باید می‌نشست دم تلفن و به خونه‌ی تک تک دانش آموزا زنگ می‌زد که چرا بچه تون امروز غایبه ! 🙂

        1. آخه مسئله اینجاست که بدن جادوگرا یه سری مکانیسم‌های دفاعی خودبه‌خودی درمورد این جور حوادث داره ؛) یه صاعقه ممکنه یه مشنگ رو بکشه یا پودر کنه اما واسه جادوگرا این جوری نیست ! تو داستانک بیماری و معلولیت اومده که جادوگرا به راحتی توانایی غلبه بر بیماری‌ها و جراحات طبیعی رو دارن … 🙂

  6. درباره ترجمه آقای کبریایی یک نکته میخوام بگم.

    من در یک مصاحبه از خانم اسلامیه خونده بودم که گویا در زمان شروع ترجمه کتاب ها ، سه کتاب اول اومده بودند و انتشارات هرکدوم رو به یک مترجم داده بود . در آن زمان هری پاتر ، اصلا معروف نبود و به واقع کسی فکرشو نمی کرد روزی چنین نقدهایی بر ترجمه وارد بشه.

    من کار آقای کبریایی رو تایید نمی کنم ولی بهش حق میدم . اون زمان حتی اینترنت هم به این صورت نبود و کتاب زبان اصلی گیر نمیومد. به فکرش هم نمی رسید که کتابش روزی با نسخه اصلی مقایسه بشه.

    1. سلام
      آقا حالا درسته که ترجمه‌ی آقای کبریایی بی‌نقص نیست و به پای ترجمه‌های خانم اسلامیه هم نمی‌رسه اما ترجمه‌های انتشارات‌های دیگه رو نمی‌دونم خوندید یا نه همه فاجعه بودن … من اون زمانا کتابای هری پاتر رو یا از کتابخونه‌ی مدرسه می‌گرفتم یا کتابخونه‌ی دانش آموز (شیراز) یا گاهی اوقات از دوستام یادمه کتاب جام آتش که اومده بود، تنها نسخه ای که تونستم بگیرم یه ترجمه‌ی دیگه بود از کتابخونه‌ی دانش آموز و این قدر این ترجمه بد و افتضاح بود که درست به محض تمام کردنش ترجمه‌ی خانم ویدا اسلامیه رو از کتابخونه‌ی مدرسه گرفتم و دوباره خوندمش … یعنی می‌خوام بگم ترجمه‌های انتشاراتای دیگه اینقدر بدن که یه بچه‌ی راهنمایی هم متوجه می‌شه ولی ترجمه‌ی آقای کبریایی دیگه به اون شدت بد نیست :دی و فقط وقتی با متن اصلی مقایسه بشه بدی‌هاش مشخص می‌شه 🙂
      متاسفانه توی ایران مترجم‌های معدودی هستن که می‌شه به ترجمه هاشون اعتماد کرد و با خیال راحت خوند … البته حتی می‌شه به اعتبار اسم اون مترجم‌های خاص از یه نویسنده‌ی ناشناس کتابی تهیه کرد و مطمئن بو که چون این مترجم این کتاب رو ترجمه کرده حتما کتاب خوبی هست 🙂

  7. سلام سلام
    مثل همیشه عالی بود نکته خاصی بنظرم نمیرسه به همه چی اشاره کردید.
    بی صبرانه منتظر شنبه لوموسی بعدی خسته نباشید⚡⚡

  8. مرسی بابت پادکست عالی تون

    یه چیز ترسناک رو دقت کردین اگه اونجا هری تو جنگل میره دنبال اسنیپ و کوییرل ، بعد از رفتن اسنیپ اگه فقط یه چند دقیقه بیشتر میموند شاید ولدمورت رو هم میتونست ببینه ! کوییرل تو جنگل تنها مونده بود شاید میخواسته بعد از دور شدن اسنیپ با ولدمورت راجب شرایط مشورت کنه

  9. سلام
    واقعا ممنون از این قسمت.چون دیگه به همه ی نکته ها اشاره کردید من نکته خاصی برای گفتن ندارم.
    مرسی که شنبه هامونو جادویی میکنین

  10. AMIR REZA IRANI:
    آیا سنگ جادو با سنگ قدرت یکی هستش

    چون سنگ جادو تو قست اول هری پاتر بزرگ و ظاهری متفاوت داره اما آخر داستان از اسنیچ بیرون میاد حالت هرم شکال داره و کوچیکم هست

    1. سلام.
      اون سنگی که آخر داستان از اسنیچ میاد بیرون سنگ جادو (همین سنگ که کتاب اول در موردشه) نیست. اون در واقع سنگ زندگی مجدد (Resurrection Stone) هست که یکی از سه یادگار مرگه.

    2. سلام
      نه این دو چیزی که شما میگین با هم فرق دارن ! سنگ جادو یا سنگ کیمیا یا سنگ فلاسفه بسته به اون ترجمه ای که خوندین خاصیتش اینه که هر چیزی رو به طلا می تونه تبدیل کنه و می‌شه به کمکش اکسیر حیات ساخت همون سنگ قرمز رنگی هست که در فیلم ۱ می بینید و در آخر فیلم و کتاب اول دامبلدور توضیح می ده که تصمیم گرفتن که نابودش کنند
      اما اون سنگ سیاهی که در فیلم آخر از داخل گوی زرین یا همون گلدن اسنیچ در میاد سنگ رستاخیز هست که یکی از یادگاران مرگ هست که نگین همون انگشتر خانوادگی ولدمورت بود که به جان پیچ تبدیلش کرده بود و دامبلدور به دستش کرد و دچار اون نفرینی شد که با عث شد دستش سیاه شه … خاصیتش هم این هست که می تونستی از طریق اون مرده ها رو به این دنیا برگردونی … مثل همون کاری که هری در آخر داستان قبل از رفتن به جنگل کرد و با پدر و مادرش و سیریوس بلک و لوپین از اون طریق ارتباط برقرار کرد …

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری مشخص شده‌اند *