در این قسمت از لوموس، از سفر هری برای اولین بار به خونه‌ی ویزلی‌ها و گرما و صمیمیت خانوادگی که تجربه میکنه می‌گیم. خشایار، میلاد، شادی و امید در مورد نجات هری توسط برادرهای ویزلی، ورود هری به پناهگاه و آشنایی با خانم و آقای ویزلی صحبت می‌کنن.

ما اینجا هر هفته کتاب‌های هری پاتر رو به ترتیب و فصل به فصل جلو می‌ریم و در مورد تمام جوانبش با هم صحبت می‌کنیم. اگه کتاب‌ها رو نخوندین، بدونین که ما تمام مجموعه رو در نظر می‌گیریم و حرفامون باعث لو رفتن قصه می‌شه. چه برای اولین بار چه چندمین بار، بهتره که شما هم همراه با ما شروع به خوندن کتابا کنین.

فروشگاه فانتازیو و انتشارات جنگل اسپانسرهای این قسمت از پادکست لوموس هستن. و باز هم انتشارات جنگل یه هدیه خوب برای مخاطبین لوموس در نظر گرفته. از یه تخفیف ۱۵ درصدی برای سبد خریدتون در فروشگاه انتشارات جنگل با کد تخفیف Lumos تا ۳۰ شهریور می‌تونین استفاده کنین.

حذفیات ترجمه هری پاتر

به روال فصل گذشته‌ی لوموس، این بار هم با انتشار هر قسمت جدید از لوموس، ترجمه‌ی اون فصل کتاب هم از ترجمه‌ی فارسی اون در ایران رو بررسی می‌کنیم و حذفیات، اشتباهات و سانسورهای اون رو برای شما مشخص می‌کنیم.

برای مطالعه حذفیات فصل سوم از کتاب هری پاتر و حفره اسرارآمیز اینجا رو کلیک کنید.

داستان‌های حاشیه‌ای مرتبط

جی.کی.رولینگ پیش از این برای بعضی از فصل‌های کتاب‌های هری پاتر، در سایت رسمی دنیای جادوگری یک سری داستان کوتاه جدید منتشر کرده بود. ما در مرکز دنیای جادوگری تنها سایتی در ایران هستیم که همه‌ی این داستان‌ها رو به فارسی ترجمه کردیم.

حالا برای این فصل از کتاب هری پاتر و تالار اسرار هم دو داستان حاشیه‌ای از خانم رولینگ وجود داره که شما رو دعوت به خوندنشون می‌کنیم. داستان سلستینا واربک با ترجمه‌ی محمدحسین مدرس‌نیا و داستان فناوری با ترجمه امید.

نظرتون رو از داخل سایت، با ایمیل [email protected] و یا توییتر و اینستاگرام مرکز دنیای جادوگری می‌تونید با ما به اشتراک بذارین. اگر هم دوست داشتین میتونین از طریق این لینک از ما حمایت مالی کنین.

اسپانسر: فروشگاه فانتازیو و انتشارات جنگل
اجراکنندگان: خشایار، میلاد، شادی و امید
مترجم: حسین غریبی
آهنگساز: علی خانی
طرح کاور: Jim Kay © Bloomsbury Publishing Inc
حق تکثیر هری پاتر: Warner Bros and © J.K. Rowling ©
ارائه‌ای از وب‌سایت مرکز دنیای جادوگری و دمنتور

۱۱ دیدگاه

  1. سلاام
    بنظرم یکی از جذابیت های لوموس همینه که باید منتظر بمونیم تا برسید به فصل های بعدی و کتاب های بعدی تا در موردشون صحبت کنید
    مرسی بابت نکاتی که اشاره میکنید واقعا لذت میبریم
    فقط یک نکته هری با خودش فکر نمیکرده نکنه اینا خواب بود چون جغدی که هگرید براش گرفته بود بوده همین امروز صبح سرش دعوا شد، این که دادلی میگه نکنه تو مدرسه ی جدیدت هم … اینا یعنی اون مدرسه وجود داشته با خودش فکر میکرده نکنه واقعا هیچ دوستی نداشتم

  2. واقعا ویزلی ها بهترین اتفاق برای هری بودن
    منم عاشق خونشونم
    یه سوال داشتم اقا و خانم ویزلی چند سال اختلاف سنی داشتن باهم؟؟
    چون تو فیلم بنظر اقای ویزلی جوونتره از زنشه

    1. مالی ویزلی متولد سال ۱۹۴۹ یا ۱۹۵۰ هست و آرتور ویزلی هم متولد ۱۹۵۰ هست بنابراین اختلاف سنی چندانی ندارن.

  3. سلاممم ⚡⚡⚡
    مثل همیشه عالی بود و خوشحالم که تایم اپیزود ها رفته رفته زیادتر میشه هر چند با شروع سال تحصیلی گوش دادن اپیزود طولانی سخت میشه ولی واقعا اپیزود های طولانی لوموس خیلی خیلی لذت بخش هستند.
    چند تا نکته میخواستم بگم :

    – اول اینکه عمو ورنون نمیخواسته دوباره هری به هاگوارتز برگرده چون کلا با این مسئه جادو مشکل داشتند ، مهم نبوده که هری یه سال هاگوارتز درس خونده و از جامعه ی جادوگری با خبر شده ، در واقع دورسلی ها سعی میکنند هر جوری که شده هری رو از این دنیا دور بکنند.

    – فرار هری از خونه دورسلی ها یکی از قسمت های خیلی باحاله کتاب دومه ، واقعا من برای چندمین بار این قسمت رو میخوندم اما هنوز هم هیجان داشتم که وای الان دورسلی ها میان و … :))))) یعنی قدرت نگارش خانم رولینگ و جذابیت هری پاتر به قدری زیاده که برای چندمین بار هم تکراری نمیشه .

    – بنظر من پناهگاه یکی از مکان های خیلی قشنگیه که رولینگ برای ما به تصویر کشیده 🙂 توصیفاتی که برای پناهگاه میخونیم به شدت دقیق هستند و به راحتی اون حس گرما و راحتی و صمیمیتی که توی خونه ویزلی ها وجود داره رو میتونیم حس کنیم و همچنین احساس هری رو هنگام مواجه با این خونه ، با اینکه یه خونه بزرگ و مجلل نیست اما توی این خونه و این خانواده عشق وجود داره که موضوع اصلی داستان هری پاتر هم هست .

    – و خانم ویزلی 🙂 منم موافقم که خانم ویزلی نمونه یه مادر ایرانی یا سنتی هست ولی بنظرم این توصیفاتی که ما از مادر ها در کتاب ها میخونیم و برامون آشنا بنظر میرسه ، نماد هایی هستند که در داستان ها برای مادر ها استفاده میشه مثلا ما همه مادر ها رو سختگیر اما مهربون میدونیم و بنظر من این فقط برای ما ایرانی ها و یا خانم ویزلی نیست. در واقع همه جا این شکلی هست .
    و من عاشق این مدلی شدم که میلاد موضوع رو ربط داد به پروفسور مک گوناگل :)))) خیلی خوب بود

    – و آخرین چیزی که میخوام بگم اینه که استفاده خانم رولینگ از اسم ها استفاده ی خیلی دقیقی هست مثلا من توی بقیه کتاب ها دیدم که برای اینکه نویسنده یه بخشی از داستان رو پوشش بده همینطوری یه اسم الکی یه جایی از داستان استفاده میکنه و اون اولین و آخرین باری میشه که ما اون اسم رو میبینیم ولی وقتی خانم رولینگ از یه اسمی استفاده میکنه مثلا لاکهارت توی این قسمت از داستان ، جلوتر برای این اسم یه داستانی داره یا مثلا ماندانگاس فلچر ، سلستینا واربک ، سیریوس بلک که توی کتاب قبل اسمش رو شنیدیم و … . شاید ما این اسم ها رو بعدا بعد از ۲ یا ۳ تا کتاب مثلا توی کتاب پنجم ببینیم اما هیچکدوم از این اسم ها بی دلیل استفاده نمیشوند بلکه حتی یه پیش زمینه ای هم از این شخصیت ها به ما میدن.

    خب دیگه چیزی ندارم بگم ، ممنون که انقدر خوبید 🙂 حسابی خسته نباشید⚡❤
    تا شنبه لوموسی بعدی ⚡⚡⚡

  4. سلام ، عصر به خیر
    خدا قوت
    آقای حسین غریبی نمیخوان کتاب های هری پاتر رو با ترجمه خودشون منتشر کنند؟
    کار همه تون عالیه . اما من سبک ارائه آقای امید رو خیلی میپسندم .

  5. ۱.خیلی ممنون که وقت می‌ذارید و پادکست درست می‌کنید. : *
    ۲.چقدر موزیک خوبه‌ه‌ه‌ه.
    ۳.من عاشق اون بخش‌ام که شادی یه قسمت از کتابو میخونه ♡

  6. سلام
    مثل همیشه یه اپیزود عالی بود. پناهگاه واقعا بعد از هاگوارتز خونه دوم هریه و این فصل با یکی از مکان های خیلی مهم دنیای جادویی آشنا میشیم.

  7. من از قسمت تحلیل فیلم های سنگ جادو به بعد رو گوش کردم. الان دارم از قسمت ۱ گوش میکنم. خیلی خوبه. احسنت بر امید و شادی و میلاد.
    یه نکته بی ربط هم میخواستم بگم. از نظر من به مجموعه هری پاتر ظلم شده، یعنی میشد خیلی بیشتر گسترش پیدا کنه اما خیلی کمتر از اون چه حقشه گسترش پیدا کرد. بعدا بیشتر در این مورد سخنرانی خواهم کرد. (نواده اسلیترین)

    1. ببخشید من به خشایار احسنت نگفتم
      درود بر‌خشایار ‌عزیز
      مخصوصا که توی قسمت های قبل شنیدم از جیمز‌ پاتر متنفره ارادتم بهش بیشتر شد. من هم از جیمز و سیریوس متنفرم.

  8. شاید اشتباه می کنم ولی حس می کنم هنوز به یاد ایام قدیم که خانم اسلامیه با دمنتور مصاحبه اختصاصی می کرد ، هواشو دارید !
    درسته که ایرادها رو می گذارید ولی مقایسه کنید با کبریایی که سوژه طنز شما شده بود.
    به قول میلاد “کما این که” خانم اسلامیه بیشتر از کبریایی غلط داشته باشه در آینده…

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری مشخص شده‌اند *