اگر مطالعه این مطلب با زمینه تاریک برای شما آزاردهنده است، روی شمایل خورشید در بالای صفحه کلیک کنید.

در چهاردهمین قسمت از پادکست لوموس به پایان داستان هری پاتر و تالار اسرار نزدیک‌تر می‌شیم و از حال هری و رون صحبت می‌کنیم که قربانی جدید اتفاقات مدرسه، بهترین دوستشون هرماینی گرنجره. در ادامه خشایار، میلاد، شادی و امید از صحبت‌های آقای مالفوی در برابر دامبلدور، هگرید و وزیر سحر و جادو صحبت می‌کنن.

ما اینجا هر هفته کتاب‌های هری پاتر رو به ترتیب و فصل به فصل جلو می‌ریم و در مورد تمام جوانبش با هم صحبت می‌کنیم. اگه کتاب‌ها رو نخوندین، بدونین که ما تمام مجموعه رو در نظر می‌گیریم و حرفامون باعث لو رفتن قصه می‌شه. چه برای اولین بار چه چندمین بار، بهتره که شما هم همراه با ما شروع به خوندن کتابا کنین.

فروشگاه فانتازیو و انتشارات پرتقال اسپانسرهای این قسمت از پادکست لوموس هستن.

حذفیات ترجمه هری پاتر

به روال فصل گذشته‌ی لوموس، این بار هم با انتشار هر قسمت جدید از لوموس، ترجمه‌ی اون فصل کتاب هم از ترجمه‌ی فارسی اون در ایران رو بررسی می‌کنیم و حذفیات، اشتباهات و سانسورهای اون رو برای شما مشخص می‌کنیم.

برای مطالعه حذفیات فصل چهاردهم از کتاب هری پاتر و حفره اسرارآمیز اینجا رو کلیک کنید.

داستان‌های حاشیه‌ای مرتبط

جی.کی.رولینگ پیش از این برای بعضی از فصل‌های کتاب‌های هری پاتر، در سایت رسمی دنیای جادوگری یک سری داستان کوتاه جدید منتشر کرده بود. ما در مرکز دنیای جادوگری تنها سایتی در ایران هستیم که همه‌ی این داستان‌ها رو به فارسی ترجمه کردیم.

برای این فصل از کتاب هری پاتر و تالار اسرار یه داستان حاشیه‌ای از خانم رولینگ وجود داره که شما رو دعوت به خوندنش می‌کنیم. داستان اشباح با ترجمه امین بهره‌مند.

نظرتون رو از داخل سایت، با ایمیل podcast@wizardingcenter.com و یا توییتر و اینستاگرام مرکز دنیای جادوگری می‌تونید با ما به اشتراک بذارین. اگر هم دوست داشتین میتونین از طریق این لینک از ما حمایت مالی کنین.

اسپانسر: فروشگاه فانتازیو و انتشارات پرتقال
اجراکنندگان: خشایار، شادی، امید و میلاد
مترجم:
حسین غریبی
آهنگساز: علی خانی
طرح کاور: Jim Kay © Bloomsbury Publishing Inc
حق تکثیر هری پاتر: Warner Bros and © J.K. Rowling ©
ارائه‌ای از وب‌سایت مرکز دنیای جادوگری و دمنتور

۱۷ دیدگاه

  1. چقدر ناراحتم که مثل قبلنا نمیتونم به موقع اپیزودا رو گوش کنم اخه کلی سرم شلوغه.الان ۳اپیزود عقبم.اما برای جایزه دادن به خودم از پادکست لوموس استفاده میکنم^^ مثلا اگه فلان امتحانم رو خوب دادم میتونم یه اپیزود گوش کنم:) فردا هم امتحان ریاضی دارم…

  2. اپیزود خیلی خوبی بود و نکات سیاسی اش ، بسیار ارزشمندترش کرده بود.❤

    تنها چیزی که هر چند اپیزود یک بار آزارم میده اینه که دیالوگ های فیلم رو با کتاب قاطی می کنید. مثلا دامبلدور در کتاب آخر ، جمله خودشو اصلاح نکرد و اون فقط مال فیلم بود (مگه اینکه خانم اسلامیه دو سه پاراگراف سانسور کرده باشن) و مثل اون جمله رون در فیلم ۶ (منم همین سوالو از خودم می پرسم)

    در کل خسته نباشید. میلاد اپیزودها رو بیشتر کنید یکم حال کنیم 😐

    1. سلام
      سیریوس برای ورود به خوابگاه گریفندور از کج پا کمک گرفت اون اسم رمز ها رو از نویل دزدید. تو این یه مسئله دیگه تقصیر حواس پرتی نویل نبود.

  3. این دفعه کامنت مفصل نمیذارم فقط یه تئوری که مطرح میشه رو میخوام بگم

    خیلیا به همین اسم “وزارت” اشاره میکنن و یه تئوری عجیب مطرح میکنن (البته برا این تئوری دلایل زیادی دارن و این فقط یه دلیلشه)
    میگن وزارت همیشه زیرمجموعه ای از یک دولته. و وزیر هم همیشه یک مقام بالاتری مثل نخست وزیر داره. هیچ وقت نمیگن نخست وزیر سحر و جادو. میگن وزیر سحر و جادو

    حالا این مقام بالاتر کیه؟ افرادی که این تئوری رو ساختن میگن جادوگرها و ماگل ها زمانی جنگ داشتن و در نهایت ماگل ها به علت تعداد بیشتر پیروز شدن و دولت بریتانیا، مجبورشون کرده که تحت یک وزارت که زیر نظر نخست وزیره سر و سامون بگیرن! یه دلیل دیگه که میارن اینه که توی کتاب ۴ گفته میشه که به نخست وزیر ماگل ها خبر ورود اژدها ها! داده شده. و این شبیه خبر دادن به مقام مافوقه.

    البته من شخصا این تئوری رو قبول ندارم ولی چون جالب بود مطرحش کردم.
    فصل اول کتاب شش که به تقابل وزیر سحر و جادو و نخست وزیر ماگل ها اشاره میکنه این تئوری رو تقریبا رد میکنه و حداقل باعث میشه بفهمیم که حداقل الان وزارت سحر و جادو از زیرمجموعه نخست وزیر بودن فاصله گرفته و مستقل شده و فقط اسمش وزارته ولی در اصل برای خودش یک دولته.

    1. خبر دادن به نخست وزیر ماگل ها یک عرف و قانون کاغذی حساب میشه و جنبه اجرایی نداره.
      همونطور که در کتاب ۶ می بینیم ، وزیر سحر و جادو فقط در مواقع خاص با نخست وزیر ماگل ها دیدار می کنه و اصلا نظرش براش مهم نیست و به هرحال کار خودشو انجام میده.

  4. با سلام بعد دوهفته بالاخره تونستم به برسم به قسمت حاضر پادکست من سر کار پادکستتونو گوش میدادم
    از حالا به بعد دیگه باید منتظر بمونم واسه قسمت جدید ‌.

  5. سلام
    یه سئوال
    احیانا توی فیلم شاهزاده ی دو رگه توی قسمت خاطرات اسلاگهورن که تام در مورد ۷ تیکه کردن روح پرسید مگه بعد از جریانات اخراج هاگرید و اینا نبود ؟ ولی توی فیلم تام توی خاطرات اسلاگهورن با اینکه زمان بیشتر گذشته بود اما بازیگرش بچه تر بود نسبت به فیلم تالار اسرار.

    در مورد فاج
    فاج کلا شخصیت خود پسندی داشت که فکر میکرد حالا که با قدرت رسیده میتونه هر کاری کنه با اینکه اصلا توانایی نداشت و ماهر نبود . اما به دلیل رسیدن به قدرت و مقام این جریان بیشتر شده بود .وقتی میدید دامبلدور چقدر قدرت داشت و چقدر حامی داشت میخواست بر کنارش کنه . و مغرور شده بود . در اواخر کتاب جام اتش وقتی هری توی درمونگاهه و مالی و خانواده ی ویزلی و سیریوس در قالب حیوانیش پیشش هستن، دامبلدور و فاج و اسنیپ و پروفسور مک کونگال و ۱ ۲ تا از اساتید دیگه با هم بحث میکنن . فاج زیر بار نمیره که مینروا داد میزنه سرش میگه یه دانش اموز کشته،شده . کرواچ مرده . چرا نمیخوای بفهمی که ولدمورت برگشته و فاج هم مخالفت میکنه که دامبلدور به سمتش گام بر میداره و فاج کلا زهره ترک میشه . اینجا نشون میده فقط ظاهرا خیلی قدرتمنده و براش اهمیتی نداره کسی حمایتش کنه یا جایگاهش براش مهم نیست . اما وقتی وقتش برسه میترسه . مثل همین فصل که میگه اگه دامبلدور نباشه چیکار کنم کنترل اوضاع از دست میره و اینا . یه حالتی شبیه خانواده ی مالفوی داره که هر جا به نفعش باشه میره . و به جایگاه و مقامش مینازه . تازه همه ی اتفاقات کتاب ۵ به دلیل سهل انگاری های فاج بود و همچنین زیر سئوال رفتن کل وزارتخونه . فاج هم دقیقا مثل اصیل زاده ها به دنبال مقام بود .

    در مورد هیئت مدیره ی مدرسه

    خانم رولینگ اینجا باز از اون اشاره هاشون میکنن . به این اشاره میکنن که ما تو کتابای بعدی میفهمیم . میگه فاج چقدر برای مقامش ادما رو قربانی میکنه یا چقدر تصمیمات اشتباه میگیره . اما براش مهم نیست و همین مهم نبودن براش باعث اتفاقات و هرج و مرجی میشه که تو وزارتخونه راه افتاد . یا اتفاقاتی که تو هاگوارتز افتاد در کتاب ۵ و بی ثباتی وزراتخونه بعد از قبول کردن بازگشت ولدمورت . و نشون میده حتی تو یه مدرسه هم چه اتفاقاتی می افته . و دقیقا در این دنیا هم اتفاق می افته ‌‌.

    و یه سئوال فقط . مگه هاگرید چند سالشه ؟ اگه با تام ریدل تو یه زمان بوده پس باید حداقل ۶۷ ۶۸ سال داشته باشه دیگه توی کتاب اخر . چون ولدمورت توی ۷۰ و خورده ای سالگی الان دقیقا یادم نمیاد مرد .

    عالی بود این اپیزود مثل همیشه

    1. و در ادامه ی قبلی یه چیز دیگه هم خواستم بگم . مگه به قول هرماینی هیچکس تو هاگوارتز نمیتونه غیب و ظاهر شه . پس چرا توی جانوران شگفت انگیز جنایات گریندل والد کاراگاهان و لیتا و اینا جلوی در مدرسه ظاهر میشن ؟ یا توی یادگاران مرگ توی فیلمش اون قسمتی که حمله میشه و ولدمورت و نگینی غیب میشن توی محوطه بودن دیگه پس چرا این اتفاق افتاد ؟ یادم نمیاد توی کتاب این صحنه هم بوده باشه .

  6. این اپیزود خیلی قشنگ بود.حرفایی که راجب سیاست پوچ فاج و سیاست های دامبلدور زدین خیلی جذاب بود.

  7. سلام
    در جواب امید عزیز که گفت دامبلدور عضوی از دیوان‌عالی جادوگری (Wizengamot) هست باید این نکته رو اشاره کنم که از سال حداقل ۱۹۸۸ به بعد (غیر از مدت‌زمان بین جولای ۱۹۹۵ و ژوئن ۱۹۹۶ که دامبلدور به‌خاطر اعلام بازگشت ولدمورت موقتاً از کار برکنار شد) او به‌عنوان Chief Warlock دیوان‌عالی فعالیت می‌کرده؛ وظیفه شخص در این مقام ریاست دیوان‌عالی، نظارت بر امور پارلمانی و مراحل دادرسی‌هاست.

  8. حدود دو هفته پیش پادکست‌ها رو از اول شروع کردم و می‌خواستم روزی یه قسمت فقط گوش کنم اما نتونستم و امروز همه‌شون تموم شدن. دلم گرفت که از این به بعد فقط یه قسمت تو هر هفته دارم واسه گوش کردن. شاید مثل هری پاترها که هر کتاب رو تقریبا ۲۰ بار خوندم (البته کتاب‌های اول بیشتر بود چون با هر کتاب جدید، از اول شروع می‌کردم) برگردم و دوباره و دوباره پادکست‌ها رو از اول گوش کنم. واقعا دمتون گرم. همه‌تون فوق‌العاده خوب و صمیمی هستین و انگار از نزدیک می‌شناسمتون.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری مشخص شده‌اند *