اگر مطالعه این مطلب با زمینه تاریک برای شما آزاردهنده است، روی شمایل خورشید در بالای صفحه کلیک کنید.

هشتمین قسمت از فصل دو پادکست لوموس می‌رسه به جشن مرگ از هری پاتر و تالار اسرار. در این قسمت هری گیر فیلچ میافته و با کمک نیک تقریبا بی‌سر نجات پیدا می‌کنه. خشایار، امید، شادی و میلاد در این قسمت از رفتن بچه‌ها به جشن مرگ اشباح هاگوارتز و دوباره شنیده شدن صدای مرموز با هم صحبت می‌کنن.

ما اینجا هر هفته کتاب‌های هری پاتر رو به ترتیب و فصل به فصل جلو می‌ریم و در مورد تمام جوانبش با هم صحبت می‌کنیم. اگه کتاب‌ها رو نخوندین، بدونین که ما تمام مجموعه رو در نظر می‌گیریم و حرفامون باعث لو رفتن قصه می‌شه. چه برای اولین بار چه چندمین بار، بهتره که شما هم همراه با ما شروع به خوندن کتابا کنین.

فروشگاه فانتازیو اسپانسر این قسمت از پادکست لوموس هست.

حذفیات ترجمه هری پاتر

به روال فصل گذشته‌ی لوموس، این بار هم با انتشار هر قسمت جدید از لوموس، ترجمه‌ی اون فصل کتاب هم از ترجمه‌ی فارسی اون در ایران رو بررسی می‌کنیم و حذفیات، اشتباهات و سانسورهای اون رو برای شما مشخص می‌کنیم.

برای مطالعه حذفیات فصل هشتم از کتاب هری پاتر و حفره اسرارآمیز اینجا رو کلیک کنید.

داستان‌های حاشیه‌ای مرتبط

جی.کی.رولینگ پیش از این برای بعضی از فصل‌های کتاب‌های هری پاتر، در سایت رسمی دنیای جادوگری یک سری داستان کوتاه جدید منتشر کرده بود. ما در مرکز دنیای جادوگری تنها سایتی در ایران هستیم که همه‌ی این داستان‌ها رو به فارسی ترجمه کردیم.

حالا برای این فصل از کتاب هری پاتر و تالار اسرار دو داستان حاشیه‌ای از خانم رولینگ وجود داره که شما رو دعوت به خوندنشون می‌کنیم. داستان بدعنق و داستان اشباح هاگوارتز، هر دو با ترجمه‌ی امین بهره‌مند.

نظرتون رو از داخل سایت، با ایمیل podcast@wizardingcenter.com و یا توییتر و اینستاگرام مرکز دنیای جادوگری می‌تونید با ما به اشتراک بذارین. اگر هم دوست داشتین میتونین از طریق این لینک از ما حمایت مالی کنین.

اسپانسر: فروشگاه فانتازیو
اجراکنندگان: خشایار، میلاد، شادی و امید
مترجم: حسین غریبی
آهنگساز: علی خانی
طرح کاور: Jim Kay © Bloomsbury Publishing Inc
حق تکثیر هری پاتر: Warner Bros and © J.K. Rowling ©
ارائه‌ای از وب‌سایت مرکز دنیای جادوگری و دمنتور

۴۳ دیدگاه

  1. یه کم لوس شروع کردین. این همه ازتون حمایت شد حالا چند نفر هم نظرشون رو با یه کم انتقاد ملایم گفتن همچین نا امید و شوکه شدین انگار چه فاجعه ای شده. حالا بیخیالش

    در مورد وضع هاگوارتز در دوره کرونا، یه مقاله در مورد بیماری و جادوگرها نوشته شده که توی سایت خودتون هست، علاوه بر این اگه دقت کنید هیچ جادوگری از بیماری ماگلی نمرده، پس کرونا برای جادوگرها اصلا مشکلی نیست.

    اما یه ارتباط ریزی بین تالار اسرار و شبح ها وجود داره. همونطور که میدونین راهب چاق یکی از هزاران جادوگر بیگناهی بود که توسط ماگل ها در قرون وسطا کشته شد، البته قتل جادوگرها توسط ماگل ها محدود به قرون وسطا نبود و حتی بعد از اون هم ادامه پیدا کرد تا این که منجر به قانون ظالمانه و بین المللی رازداری شد. باز هم همونطور که میدونین هاگوارتز در اواسط قرون وسطا توسط آقا سالازار و دوستان بنیانگذاری شد، یعنی در اوج دوران کشتار جادوگر ها توسط ماگل ها. حالا شاید کمی دلایل نفرت اسلیترین از ماگل ها و ساختن تالار اسرار در اون دوران مشخص بشه. البته بعدها که خصومت ها کم شد میشد که از تالار اسرار به عنوان یک مجموعه فرهنگی-هنری-ورزشی استفاده بشه که متاسفانه به دلیل تندروی های یکی از پسر عموهای ما (تام ریدل) و نشناختن مقتضیات زمان توسط ایشان و همچنین کندروی های مسئولین هاگوارتز، از ظرفیت های این مکان زیبا غفلت شد.

    در مورد اطلاع دراکو از تالار اسرار. قطعا دراکو در مورد تالار اسرار چیزایی شنیده بود، دابی هم که توی اون خونه بوده میدونسته که قراره تالار اسرار باز بشه. و وقتی هری و رون با تغییر شکل به دیدن دراکو مالفوی میرن، دراکو نمیگه از تالار اسرار چیزی نمیدونم، میگه از نواده اسلیترین چیزی نمیدونم. اون موقع هری و دوستان مشکوک شده بودن که دراکو وارث اسلیترینه! (هه چه فکر مسخره ای) و برای این پیشش رفتن که در این مورد اطلاعات کسب کنن که البته اطلاعات خاصی هم کسب نکردن.

    اما چیزی که جالبه این همه مدارای دامبلدور با مالفویه. الان که مالفوی این حرفو زد نمیشد باهاش برخورد بشه؟! بعدا هم با مالفوی خیلی مدارای الکی میشه، مثلا هیچ وقت نفهمیدم چرا ارشد شد (درسته کراب و گویل نمیتونستن ارشد بشن، ولی مثلا زابینی که میتونست ارشد بشه) بدتر از همه اینها، توی کتاب شش که دامبلدور میدونست مالفوی در حال توطئه است، هیچ اهمیتی نداد و این وسط نزدیک بود که رون و کتی بیل کشته بشن! دامبلدور عزیز هم این قضایا به تارهای ریشش بود و باز هم داشت برای منافع مهمتر تلاش میکرد.

    1
    1
  2. با سلام و خسته نباشید.
    درباره مطلبتون درباره موضع گیری بعضی ها باید بگم خیلی هم کار خوبی کردین به این مسائل سیاسی و مذهبی اشاره کردید ! این چیزیه که حقیقت داره! اتفاقا (با احترام به کل چیزایی که در پادکست میگین) ، شاید اون بخش ها ارزشمندترین و آموزنده ترین بخش های پادکست بود.
    با تشکر از همه شما مخصوصا امید که با گدرت گفت دوست دارم این چیزا رو بگم. آقا امید . من از قبل از دمنتور هم دنبالتون می کردم در سایت omidkorat ! اضافه شدن میلاد به کادر دمنتور رو یادمه. گول اسممو نخورید از پاترهد های قدیمی هستم (سایت طرفداران کلاه قرمزی هم یادمه )

    1. من کاملاً موافقم. از طرف دیگه یه نگاه به دور و برمون بکنیم، می‌تونیم دمنتور، مرگخوار و … رو تو هر جامعه‌ای ببینیم! چرا باید کاری مثل هری پاتر رو به یه کتاب کودک و نوجوان تنزل بدیم که می‌خواد فقط فانتزی رو پررنگ کنه! بابا این کتاب درباره‌ی انسانیت، سیاست و مذهبه!

  3. از مهربانی هری بود که به جشن مرگ رفت. وگرنه میتونست خیلی راحت بپیچونه. از اسلاگهورن که بدتر نبود. تازه شب هالووین سالگرد مرگ والدینش هم بود و…

  4. امیدوارم همیشه شاد و پر انرژی باشین واسه ساختن پادکست‌تون که خیلی‌ها مثل من به شدت از گوش دادنش و اتفاقا از اینکه خود‌سانسوری ندارید و خیلی صادقانه خودتون هستین، لذت میبریم. باعث تاسفه که بعضیا میخوان همه طبق اندیشه و باور اونها حرف بزنن و عمل کنن، و نهایتا اگه طرز فکر دیگه‌ای هم دارن سکوت کنن که اونها آزرده نشن!
    خودمون داریم میگیم “دنیای” جادوگری! تو یه دنیایی اگه حرف از اخلاقیات، تبعیض و تفاوت‌های باوری و سیاست نباشه که دنیای کاملی نیست و دنیای قصه‌های بچگانه‌اس!
    همینطور با قدرت ادامه بدین و هر چه دل تنگتون میخواد بگین ❤️❤️❤️❤️

  5. گفتین که چرا کلمه رقص اینجا اومده ولی توی جام آتش نیومده…باید عرض کنم که فقط توی فصل “جشن کریسمس” جام آتش کلمه رقص نیومده و بعد از اون به طور کاملا عادی از این کلمه استفاده میشه ( به تعداد زیاد) که اینو میشه از لطف های انتشارات تندیس و مترجم محترم در نظر گرفت. توی فصلی که باید این کلمه می اومد از عبارت هایی مثل “تعظیم کردن” و “صحبت کردن” استفاده شد اما توی فصل های بعد ظاهرا مشکلی نبوده…

    1. برادران ارشاد شاید به یکی دو تا کلمه رقص پراکنده در کتاب حساس نباشن. ولی اون رقص کریسمس توی کتاب جام آتش همش رقص بود و برا همین خیلی حساس شدن. از نظرم اون یه مورد ربط به انتشارات و مترجم نداره و سانسور وزارت ارشاده.
      یه جاش خیلی خنده داره. هری میگه فرد و آنجلینا خیلی شدید مشغول گپ زدن بودند.

  6. اون طلسمی که سدریک برای رفتن به زیر آب استفاده کرد bubble-head charm هست که میشه گفت بهترین و بی دردسر ترین راه برای تنفس زیر آبه ( حداقلش از تبدیل شدن به کوسه مایو دار بهتره 🙂 ) گفتین که وردش چیه اما در واقع اینطور که یادم میاد وردی نداشت(منظورم اینه که کتاب راجبش حرفی نزده).فقط هری در مورد طلسمش خونده بود.

  7. اپیزود خیلی خوبی بود. البته باید بگم منم همراه با میلاد وقتی الان از شما شنیدم که اون کمد همون کمد داخل شاهزاده دورگه است برگی برایم نماند:))))

  8. سلاااام
    فکر نکنم امروز شنبه باشه
    ولی
    هست
    مرسی این پادکستتون رو خیلی دوست داشتم و اینکه بسیار ممنونم که به اشتباهات ترجمه سر میزنین چون واقعا اقای کبریایی یه طنزی تو کارش بود.و اینکه الان خانم اسلامیه ایا متوجه نشده که وقتی اقای کبریایی داخل کتاب ۱ به جای فرنی میگن حلیم،چرا خانم اسلامیه باید این رو ادامه بدن.بعد اینجا فقط بخاطر تغییر دادن یک کلمه این همه در داستان تغییر ایجاد میشه.حالا مشکل ما نه با حلیم ایناس نه با اشتباه های تایپی.این مهمه که داستان عوض نشه.
    ممنون از شادی بابت گویندگی عالی مخصوصا صدای لاکهارت رو دوست دارم چون دقیقا به خصوصیاتش میخوره. می خواستم بگم میرتل گریان خیلییی اعصابه مخصوصا رو فیلم.کم کم داریم به نقطه اوج داستان نزدیک می شویم.
    میخواستم بدونم شما فیلم تالار اسرار(حفره اسرار آمیز) رو بیشتر دوست دارین یا کتابش رو؟؟؟
    من فیلمش رو خیلی دوست داشتم و خیلی هم کامل بود چون حدود ۲ ساعت و ۵۰ دقیقه یا ۲ ساعت و ۴۰ دقیقه بود و این حالا نظر منه.
    به امید اینکه شنبه زود تر برسه

    1. جدیدا شروع به نوشتن نظرم کرده‌ام و به همین خاطر با تاخیر به بخشی از صحبت شما پاسخ می‌دهم.
      ترجمهء درست همون حلیمه. فرنی یک جور دسره و اصلا جایی در سر میز صبحانه نداره. حلیم یکی از معمول‌ترین اشکال صبحانه برای اروپایی‌هاست. در مهد کودک دخترم، حلیم جوی دوسر، یکی از غذاهایی بود که لااقل یکبار در هفته به بچه‌ها می‌دادند.
      مطمئن نیستم و تنها حدس میزنم که دلیل این سوءتفاهم برای دوستان (در ترجمه porridge به فرنی) استناد به گوگل ترنسلیت باشه. البته این تنها یک حدسه.
      در هر حال اگر porridge رو جستجو کنید، حتی با دیدن عکس چند جور مختلف از اون، میتونید ببینید که این همون چیزیه که ما بهش میگیم حلیم. البته (تا جایی که سواد من قد میده) تنوع انواع حلیم، در اروپا خیلی بیشتر از ایرانه.

  9. یه سوال برام پیش اومد.اگه کسی جوابشو میدونه لطفا بگه.

    مگه تا قبل از اینکه فرد و جرج نقشه غارتگر رو به هری بدن دست خودشون نبود؟ پس چطوری متوجه حضور ولدمورت توی کله ی کوییرل توی سال اول هری و رفتن جینی به جایی که اصلا توی نقشه وجود نداره، نشدن؟
    طبیعتا نقشه باید ولدمورت رو همیشه همراه کوییرل توی نقشه نشون میداد.پس چطوری متوجهش نشدن؟
    یا اینکه چطور نفهمیدن که رون داره با پیتر پتی گرو میخوابه؟

  10. درود بر امید و خشایار و شادی و میلاد! امیدوارم در کار و زندگی تان موفق باشید. من از همان ابتدا با پادکست شما آشنا شدم ولی فرصت گوش دادن به آن را نداشتم، تا اینکه پس از اتمام فصل یکم پادکست، در تابستان فرصتی فراهم شد و یک ضرب آن را گوش دادم. در فصل دوم پادکست هم پس از مدتی به شما رسیدم و اکنون هر هفته گوش می دهم. من پادکست را از سایت تان دانلود می کنم و گوش می کنم و الان آرشیوی از پادکست شما دارم، هر پادکست تصویر مربوط به خود را دارد که در لب تاپ نمایش داده می شود اما موقع اجرا کردن پادکست نمی دانم چرا همواره تصویر قسمت صفر پادکست لوموس یعنی هری و هرماینی و رون نمایش داده می شود، آیا راهی بلدید که هنگام اجرای پادکست در لب تاپ تصویر همان قسمت پادکست نشان داده شود؟ نکتۀ مهمتر اینکه به نظر شما اگر در پایان کتاب تالار اسرار تام ریدل جسم مادی پیدا می کرد و بعد آن قسمت مسن تر ولدمورت را هم دارای جسم می کرد چه اتفاقی می افتاد و کدام بله قربان گوی دیگری می شد؟ اصلا فرض کنید در کل ۷ کتاب هری پاتر یک جایی دو تکه از روح دریده شدۀ ولدمورت هرکدام دارای یک بدن مستقل از دیگری می شدند، آن وقت با هم همکاری می کردند یا برای هم شاخ می شدند؟

  11. الهی به امید تو!

    لوموس مکسیما!

    توی این کامنت میخوام یه اشاره به کامنتی که برای اپیزود قبل گذاشتم داشته باشم و بگم که منم مثل هر انسان دیگه ای با این که تا حدی مذهبی هستم و خودمو مسلمان شیعه میدونم از تبعیض و یه سری اتفاقات سیاسی اجتماعی که توی ایران میفته که توی این اپیزود هم بهش اشاره کردین بیزارم و چندان دل خوشی از برخی تصمیمات و قوانین تبعیض آمیزی که در کشور وجود داره ندارم. دلیل اون حرف من چیز دیگه ای بود. ما هر روز اخبار ناراحت کننده زیادی رو درباره سرکوب و تبعیض و نژادپرستی نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان می بینیم و می شنویم و واقعا از شنیدن این اخبار ناراحت میشیم.
    واسه من همیشه هری پاتر و هر داستان تخیلی دیگه ای فرصتیه برای جدا شدن از دنیای واقعی و دغدغه‌هاش و رفتن به دنیای زیبایی مثل دنیای جادوگری. به خاطر همین زیاد خوشم نمیاد که در حین خوندن یا بررسی کتاب ها بازم به مسائل سیاسی ناراحت کننده پیرامونم بپردازم.
    درباره ازدواج با غیرمسلمان ها در اسلام هم تا الان دوبار اطلاعات اشتباه دادین. که توی کامنتم برای اپیزود قبل دربارش توضیح دادم. خیلی کوتاه بگم: “توی اسلام ازدواج با غیرمسلمان ها مشکلی نداره ولی توی دو قرن اخیر متاسفانه توسط یه سری مذهبی افراطی تبدیل به تابو و یه چیز بد شده” در حالی که در قرآن هیچ صحبتی درباره حرام بودن این موضوع نشده.

    ولی بازم با این همه این نظر من بود و یه قول خودتون پادکست یه رسانه مستقله و به صاحب اثر بستگی داره که اثرش چه محتوایی داشته باشه.

    عالی هستین.
    امیدوارم که با قدرت ادامه بدین.
    کاور این اپیزود هم خیلی زیباست.
    حرف دیگه ای نیست.

    نوکس…

  12. سلام، لطفا دیدگاه پیشین مرا تأیید کنید. در ادامۀ آن دیدگاه باید بگویم که تام ریدل پیش اسلاگهورن گفته بود اگه شخصی روحشو ۷ قسمت کنه چه اتفاقی می افته؟ اون می خواست ۶ تا جان پیچ داشته باشه که پنهان باشند و یکی از آن ۷ قسمت روحش در بدنش فعال باشد. نهایت فکر تام ریدل این بود که بخش هایی از روحش را بدرد و دور از دسترس مهاجمان قرار دهد، حالا فکر کنید تمام آن جان پیچ ها جسم مادی مستقل از یکدیگر پیدا می کردند یعنی ۷ تا ولدمورت زنده داشتیم! چی می شد؟ اینها چه رابطه ای با همدیگه برقرار می کردند؟ کی می تونست جلوی اینها رو بگیره؟

  13. سلام
    خسته نباشید. این سری هم خیلی خوب بود.
    منم وقتی می‌فهمیدم یه نکته ای وجود داره که تو فصلها یا کتاب‌های بعد توضیح میده خیلی ذوق می کردم؛ مثل همون کمد که چقدر خوب شد شکست! چون اگر نمی‌شکست احتمالاً ماجرای قتل دامبلدور، قبل از اینکه بتونه برای هری ماجرای جان‌پیچ‌ها رو تعریف کنه پیش می‌اومد و درواقع میشه گفت یه جورایی این اتفاق کل جامعه جادوگری رو نجات داد!
    نمی دونم خانم رولینگ اینجور چیزا رو با طرح قبلی مطرح کردن یا اتفاقی گفتن و بعداً از اونها خواستن استفاده کنن. البته خودم دوست دارم فکر کنم با طرح قبلی بوده؛ چون اینجوری واقعاً لذت بخش تره و باعث میشه بارها بریم کتاب ها رو بخونیم تا نکات دیگر رو هم بفهمیم!
    حالا ما اینهمه هر سری به شما انرژی می دیم یه بارهم گفتیم بهتره به مسائل سیاسی و مذهبی روز اشاره نشه سریع ناامید شدین؟! اونم به خاطر این گفتیم که بحثی پیش نیاد و همه بتونن از پادکستتون لذت ببرن. مثل وقتی که همه با هر طرز فکری هری پاتر و بقیه کتابای رولینگ رو می‌خونیم و ازش لذت می بریم. قرار نیست لزوماً با طرز فکر نویسنده یک کتاب در همه مسائل موافق باشیم تا از کتابش لذت ببریم (البته من اصلاً نژادپرستی درست نمی دونم). در مورد نکته شادی هم باید بگم درسته که پادکست مستقل هست اما نظراتم مستقله دیگه. ما فکر می کردیم چون نظرات رو نبستید میتونیم نظرمون رو راجع به هر بخش بگیم. و حالا شما هر کاری که درست می دونید رو انجام بدید.
    در کل همه تونو دوست داریم از خشایار و شادی عزیز گرفته تا امید و میلاد که یه بخش مهمی از خاطرات خوشمون رو به زحماتشون تو دمنتور مدیونیم.
    خلاصه که ما سیاه فکرها رو دور نندازید:))
    مرسی که زحمت میکشید

  14. درودددد
    مثل همیشههه عااالللییییی
    صدای باسیلسک عالی بود واقعاااااااا مرسی
    شادی درست میگه در دستشویی بانوان خیلی کارا میکنیم جیم شدن از مکان مورد نظر…(ایموجی خنده)
    من نفهمیدم سکتوم سمپرا چه ربطی به اون کمده داشت؟
    در مورد دریکو که راحت و با اعتماد به نفس اون حرف ها رو جلوی جمعیت میزنه باید بگم که این حرفها برای ما شرم آوره اما برای اون چرا باید شرم آور باشه؟چرا یجوری باشه؟

    1. سکتو سمپرا که خوب هری روی دریکو اونو امتحان کرد و فهمید چی بود وقتی اونو تا دستشویی تعقیب می کنه اونجا با هم درگیر میشن و دریکو هم بخاطر این تو دستشویی بود که نمی تونست کمد ر تعمیر کنه و رفته بود پیش میرتل
      اما ربط شکسته شدن کمد ر با پیدا کردن کتاب شاهزاده دورگه متوجه نمیشم

      1. این که بله ولی این که سکتوم سمپرا رو هیچ وقت «یاد» نمیگرفت و به قولا کتاب شاهزاده دورگه رو نمیدید چه ربطی داره

    2. سکتوم سمپرا ربطی به اون کمد نداشت
      میلاد جان خیلی جوگیر بود یه چیزی گفت. جدی نگیر.
      اتفاقا هری قبل این که سکتوم سمپرا رو روی دراکو بزنه میخواست امتحانش کنه و اصلا فکر نمیکرد که طلسم خطرناکی باشه، خیلی اتفاقی روی دراکو امتحانش کرد.

      راستی من عاشق سکتوم سمپرا هستم.

  15. راستی من تا حدودی حق میدم نا امید شده باشن با کامنتا چون در هر حال نظرات و رضایت افرادی که گوش میکنن براشون مهمه و از طرفی فرمودن:نمیشه با هری پاتر از این بحثا نکرد
    ولی نا امید نشید کارتون فوق العاده هست

    1. من به هر کسی که بدونم پاترهده/فیلما رو دیده لوموس رو معرفی میکنم و هر کسی که بدونم نیست هری پاترو معرفی میکنم بعدم لوموس‌و:)))♡⌓

    2. اگر رضایت افراد مهمه پس چرا گفتن که ما از این به بعد هم در مورد این مسائل صحبت می کنیم
      ما نگفتیم از این بحث ها نکنن گفتیم که در چارچوب کتاب از این بحث ها بکنن
      برای مثال نیاز نیست که حتما از تبعیض در جامعه امروز مثال بزنید کافیه فقط اعلام بیزاری از تبیعض کنید یا اون قسمت از داستان که رولینگ اومد داره از تبیعض میگه شما اشاره کنید و توصیف کنید همین کافیه
      یه مورد دیگه که میلاد تو اپیزود قبل گفت در مورد قانونی که در ادیان ها هست مبنی بر اینکه نباید با فردی از دین دیگری ازدواج اشتباه بود اما دوباره تو این اپیزود گفت

      دوستان خواهشا نارحت نشید از این کامنت ها در هر جایی یکسری کامنت های مثبت و منفی هست نباید که اینقدر زود مایوس بشید. خودتون گفتید چطور میشه از داستان های رولینگ خوند و از تبیعض نگفت، رولینگ الان چندین وقته که داره بهش حمله میشه در فضای مجازی درسته که ناراحت شد و براش کار سخت شد اما به هیچ وجه جا نزد و نا امید نشد لطفا به این نکته هم توجه کنید

      شادی به یه نکته در مورد پادکست اشاره کرد و گفت که پادکست یه چیز مستقلی هست درسته اما شما دارید برای مخاطب این پادکست ر ظبط میکنید پس نمی تونید به نظرش بی توجه باشید

      با این همه باز هم هر جور خوتون راحتید به قول معرف :
      صلاح دولت خیش خسروان دانند
      ممنون بابت زحمت هاتون

  16. چقدر زود میگذره! فقط ۱۰فصل دیگه مونده:|

    اون جایی که سر نیکلاس نامه شو برای هری میخونه نوشته:«نیک نامه شفافی را تا کرد و در جیب جلیقه اش گذاشت». برام عجیبه؛ یعنی اشیاء هم روح دارن؟ چجوری اینجوری شدن؟ یعنی در همون زمانی که اون افراد مردن مثلا اون کاغذ هم تو جیبشون بوده و مثل لباساشون تبدیل به روح شده…

    شب هالویین سالگرد مرگ سر نیکلاس،جیمز پاتر،لیلی پاتر و خلع قدرت ولدمورته:)

    توی کتاب در توصیف میرتل گریان نوشته«دختر چاق و قد کوتاه». دقیقا برعکس فیلم(ایموجی خنده)

    درمورد ازدواج با ادیان دیگر هم باید بگم توی دین اسلام تا اونجایی که من اطلاع دارم مرد ها میتونن با زن های غیر مسلمان ازدواج کنن ولی زن ها نمیتونن(یعنی اینکه گناهه نه اینکه دیگه کافر شدن) دلیلشم اینه که زن ها معمولا به دین همسرشون می گروند.

    البته من فکر میکنم شما کامنت هایی که بعد از هفته یی که اپیزود رو منتشر می کنید، نوشته میشن نمیخونید.

  17. نمی‌دونم چه راهکاری بدم که از دست این کامنت‌ها خلاص بشه آدم. تا فی‌خالدون ما درگیر مسایل سیاسی و ایدئولوژیک و تبعیض و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه‌س تو این مملکت. بعد میگن سیاسی نباشید. جالبه کلی بوق و طبل و سنج و رسانه دست ایدئولوژی حاکمه. چار نفر میان تو یه پادکست، لایت‌ترین نظرات رو میگن به تریج قبای یه عده بر میخوره. خوبه شما در مورد هم‌جنس‌گرایی و مواردی مثل این که هیچ جوره مثل اون داستان ارتداد ماله‌پذیر نیست صحبت نکردید. وگرنه معلوم نبود چه کامنتایی می‌گرفتید. از دست تبعیض‌های بی‌حدوحصری که صرفا به‌خاطر همسو نبودن عقایدمون با تفکر حاکم بر کشور بهمون تحمیل می‌شه، پناه آوردیم به همچین پلتفرم‌هایی. تو همین هم باز فی‌خالدونمون رو مورد عنایت قرار می‌دن. دو حالت بیشتر نداره، یا طرف سایبری مواجب‌بگیره، یا فرد عادی مسلمان. اولی که حسابش جداست. از همین جا بهش سلام می‌کنم اگه اینقدر پیگیره که همچین کامنتایی رو هم می‌خونه و پول می‌گیره. مخلصیم برادر، ما رو دور ننداز. در حالت دوم اما، مثل کاربر عزیزی که همه‌ش با لوموس شروع می‌کنه کامنتاش رو. دوست عزیز، دینی که شما بهش معتقدید مصداق بارز و نماد و مشخصه و اصلا خود تبعیضه به صورت تمام قد. ، اگه ماه رمضون تو خیابون چیزی بخوریم خفتمون می‌کنن یا بیگاری حمالی می‌کشن یا مجازات بدتر. اگه محرم از دسته عزاداری بخوای رعایت حالت رو بکنن بدتر صدای طبل و سنجشون رو بالاتر می‌برن و تهش هم میگن اگه دیوونه ندید‌ه‌ای به ما میگن دیوونه بذار ملامت بکنن فلان. اگه گرایش جنسی مورد قبول دین اسلام رو نداشته باشی حال و روز تیره‌ای تو این مملکت داری. اگه نوشیدنی الکلی بخوری یا ازت بگیرن به وحشیانه ترین شکل ممکنه شلاقت بزنن. بسه یا بازم بگم؟
    حالا این دوستان عزیزمون توی پادکست چار تا کامنت لایت دادند دیگه. چرا شلوغش می‌کنید؟ یه کم تحمل داشته باشید نظرات مخالف بشنوید. سیاسی نشید و اینا بچه‌بازیه. اتفاقا باعث می‌شه سطح پادکست بره بالاتر وقتی همچین خط ربط‌هایی ایجاد میشه بین وضعیت گند امروز جامعه تحت حاکمیت اسلامی، با این داستان.
    امیدوارم بچه‌ها دلسرد نشده باشن و باعث خودسانسوری‌شون نشه و به قول امید اوقات سختی واسه آدمای مذهبی از نوع دگم ایجاد کنن. یا یاد می‌گیرن مخالفشون رو تحمل کنن. یا اینکه راهشون از شنونده‌ها جدا میشه که چه بهتر.

  18. اون سوالی که برای شادی پیش اومد تو این فصل که چرا دامبلدور بعد شام میگه “تو کلاسا اجازه جادو ندارن” اشتباه ترجمه هستش که بهش اشاره نشد. تو متن اصلی نوشته «بین کلاسها در راهروها اجازه جادو ندارن!» نمیدونم برای آقای کبریایی سوال نشده که اینا که اینهمه تو کلاسا جادو میکنن چی چیو اجازه ندارن و اینکه من دارم هم‌زمان با گوش دادن کتابارو دوباره می‌خونم و خیلی مزه میده. مرسی ازتون و خسته نباشید حسابی

  19. اون سوالی که برای شادی پیش اومد تو این فصل که چرا دامبلدور بعد شام میگه “تو کلاسا اجازه جادو ندارن” اشتباه ترجمه هستش که بهش اشاره نشد. تو متن اصلی نوشته «بین کلاسها در راهروها اجازه جادو ندارن!» نمیدونم برای آقای کبریایی سوال نشده که اینا که اینهمه تو کلاسا جادو میکنن چی چیو اجازه ندارن و اینکه من دارم هم‌زمان با گوش دادن کتابارو دوباره می‌خونم و خیلی مزه میده. مرسی ازتون و خسته نباشید حسابی ❤️

  20. شما عالی هستید. به نظرهای آدمهای مغز منجمد گوش ندین! همیشه جامعه ی ما با سانسور مواجه بوده و عادت کرده به سانسور. وجه مشترک علاقه ی ما به هری پاتر عبور از محدودیت ها ومبارزه با سیاهی و بی عدالتی و مرز و تفاوت گذاریه!پس اونهایی که تاب تحمل شفاف بودن رو ندارن بهتر جمع کنن برن از این پادکست!!
    خسته نباشید شما همیشه حمایت انسانهایی با ذهن های باز رو دارید.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری مشخص شده‌اند *